the journalist

ژورنالیست

ترجمه

 

موی خودم است!

 

میشاییل تومان Michael Thimann مفسر روزنامه «دیتسایت» (16 اکتبر) وضعیت امروز عربستان سعودی را با موقعیت اتحاد شوروی در دوران گورباچف مقایسه می کند. گذشته از آنکه قیاس های غربی، به ویژه در الگوبرداری از فروپاشی شوروی و شخص میخاییل گورباچف تا کنون به خطا رفته است، ولی نمی توان وجود «پرده آهنین» را در عربستان سعودی نادیده گرفت. پرده آهنینی که بر خلاف اتحاد شوروی، نه به دور جامعه، بلکه به دور زنان این کشور کشیده شده و به تدریج زنگ زده و از درون فرو می ریزد. دیتسایت از اینکه زنان چگونه چهره عربستان سعودی را تغییر می دهند، می نویسد. میان تیترها از مترجم است.

 

ملاقات با یک زن سعودی یک آزمون است. آیا دوستانش شماره تلفن همراه وی را برای گذاشتن قرار به دیگری می دهند؟ آیا به هنگام ملاقات چهره  اش را نشان خواهد داد؟ آیا می توان به دور از نگاه های تحریک آمیز و خشمگین یک شخص سوم با او به گفتگو پرداخت؟ پاسخ به این پرسش ها در شهر محافظه کار ریاض به طرز شگفت انگیزی با چند سال پیش تفاوت دارد. یک زن جوان بدون آنکه تردیدی کند، شماره تلفن خود را می دهد. مردانی که پشت میز کناری نشسته اند، تظاهر می کنند وی را که جام خود را به سلامتی مرد خارجی بالا می برد، نمی بینند. به هنگام گفتگو، روسری سیاه را مرتب می کند و موهایش به روی پیشانی افشان می شود. نسیمی از کولر تعبیه شده در سقف می وزد. او روسری را جابجا می کند و گوش راستش را که گوشواره ای از آن آویزان است، نمایان می سازد. زن گوشش را دوباره می پوشاند ولی بخشی از گردنش را به نمایش می گذارد. کمی بعد روسری را که شل شده، باز می کند تا دوباره ببندد. سرش برای لحظه ای بدون روسری دیده می شود و او در همان حال می گوید: «اگر می خواهید چیزی درباره آینده عربستان بدانید، باید با زنان حرف بزنید».

 

اصلاحات سلطان

سلطان عبدالله بن عبدالعزیز به شدت تلاش می کند کشور خود را از بالا نوسازی کند. عظیم ترین اقدامی که در برابر سلطان عبدالله قرار دارد، با وجود همه تفاوت ها، یادآور پروسترویکای میخائیل گورباچف در اتحاد شوروی است. گورباچف در سالهای پایانی دهه هشتاد قصد داشت تا اتحاد شوروی سرشار از منابع طبیعی را برای دوران پس از پایان جنگ سرد آماده سازد. او درباره تجددی سخن می گفت که بسیاری آن را رد می کردند. گشودن درهای اتحاد شوروی اما با فروپاشی این ابرقدرت پایان گرفت. عربستان سعودی بزرگترین ذخایر نفتی جهان را دارد و غرق در ثروت  است. این کشور یک جمعیت جوان و در حال رشد دارد. اما محافظه کاران سعودی مطلقا خواهان اصلاحات نیستند. آیا خطر فروپاشی عربستان سعودی را نیز تهدید می کند؟ و یا این که این کشور خواهد توانست به یک قدرت بزرگ مدرن تبدیل شود؟

این همه بستگی به این دارد که زنان عربستان مجاز به انجام چه کارهایی باشند یا نباشند. سعودی ها تا کنون نیروی عظیم جامعه را بر اساس جنسیت تقسیم کرده بودند. زنان که نیمی از جمعیت را تشکیل می دهند، تا کنون به زحمت جایی در زندگی همگانی داشته اند. این را همه می دانند. آنچه اما جدید است این است که اخیرا سعودی ها درباره این موضوع بطور علنی حرف می زنند و می نویسند. هر چه زنان بیشتر حضور داشته باشند، به همان اندازه اصلاحات موفقیت آمیزتر خواهد بود، و برعکس.

جمان الشامی در کافه ای در یکی از پاساژهای مجلل ریاض کامپیوتر همراه خود را می گشاید. این زن روزنامه نگار محدودیت های روزانه را در عربستان سعودی به نقد می کشد. او معتقد است: «تقریبا همیشه این مردان هستند که محدودیت ایجاد می کنند و اگر زنان این محدودیت ها را بپذیرند، در عمل با آنها همکاری کرده اند». الشامی چنان مصمم سخن می گوید که شنونده متقاعد می شود بهتر است با وی درگیر نشد. او می گوید موانع بر سر راه زنان را عمدتا سعودی های معمولی به وجود می آورند. در اوایل سال جاری دولت پادشاهی طی حکمی مسافرت زنان بدون همراهی مردان را مجاز اعلام کرد. به گفته الشامی «این حکم به ویژه سفر شغلی زنان را خیلی آسان می کند ولی برخی از کارمندان هتل ها بنا به عادت قدیمی گربه رقصانی می کنند». الشامی این مسائل را در روزنامه مطرح می کند چرا که معتقد است افشاگری بسیار یاری می رساند.

 

گفتگوی ملی- درمانی

جمان الشامی در یک مرکز خرید بسیار مجلل می گوید: «به اطراف خودتان نگاه کنید. بسیاری از زنان دیگر چهره خود را در کوچه و خیابان نمی پوشانند». در رستوران ها بسیاری از زنان کاملا خودآگاه به بخش مجردها که پیش از این در انحصار مردان بود، می روند. الشامی می افزاید: «زنان در اتاق های کنفرانس بین مردان می نشینند و نظر خود را می گویند که گاهی با نظر آقایان تفاوت دارد».

تا چند سال پیش، تصورپذیر نبود که عکس زنان را با چهره در روزنامه منتشر کنند. اگر «تایمز مالی» عکسی درباره نمایش موزیکال «کاباره» منتشر می کرد، سانسورچیان دست و پای رقصندگان را در تمامی نسخه های آن سیاه می کردند. جمان الشامی می گوید: «امروز نخستین زنان مجری در تلویزیون عربستان چهره نشان می دهند». یک کودتای تلویزیونی در کشوری که تا کنون مسئله اش بیشتر بر سر ندیدن بود تا دیدن!

با این همه، حضور ساده کافی نیست. زنان در کجا می توانند حرف خود را به کرسی بنشانند؟ بهترین جا برای یافتن پاسخ به این پرسش همانا جایی است که گزینش شدگان سعودی از چند سال پیش حق یافته اند تا سخنی بگویند. نشست این شورا در ساختمانی یک طبقه در حومه ریاض برگذار می شود. دور تا دور آن را درختان نخل، چمنی که دائم در حال آبپاشی شدن است و اتاقک های کنترل فرا گرفته اند. درون ساختمان، پر از راهروهای طویلی است که آدم در آن گم می شود. نور الیوسف، پوشیده در پارچه سیاه با شال توری تا کنون تنها به عنوان مشاور در نشست های شورا شرکت می کند، چرا که زن است. با این همه نظر این پروفسور اقتصاد در این شورا که طرح های قانونی را به دولت پیشنها دمی کند، به حساب می آید. این شورا در عمل و به تدریج برای نخستین بار به یک مرجع کنترل واقعی در تاریخ عربستان سعودی فرا می روید. نور الیوسف با خشنودی ضمنی می گوید: «در آخرین جلسه این شورا، یکی از وزرا به شدت مورد سؤال قرار گرفت به طوری که صورتش کاملا سرخ شد و شروع به داد زدن کرد».

شورا متحدان قدرتمندی دارد: خود سلطان عبدالله از این نوع عربی شورا برای حساب پس دادن اعضای دولت حمایت می کند. سلطان عبدالله خودش در ماه مارس گذشته در برابر شورا قرار گرفت و برنامه های اصلاحی خود را اعلام کرد. از آن زمان شهامت اعضای این شورا افزایش یافته تا عریضه هایی را که از مردم می رسند، در برابر اعضای دولت قرار دهد. این همه اما به کجا می انجامد؟ نور الیوسف می گوید: «به علنیت و به گفتگوی بدون سد و مانع درباره خودمان». اما آیا این یک امتیاز مربوط به نخبگان است؟ الیوسف پاسخ می دهد: «نه، فقط نخبگان نیستند. سلطان عبدالله مردم را به گفتگوی ملی دعوت می کند. این، نوعی بازار برای ارائه گفتگوست. کنفرانس های بزرگی تشکیل می شوند که در آن سنی ها و شیعیان، مذهبیان افراطی و لیبرال ها در یک سالن می نشینند و درباره زنان، جوانان، اشتغال، بردباری و آموزش و پرورش بحث می کنند».

عربستان سعودی یک کشور دمکراتیک نیست اما پادشاه این کشور از قبایل و مردم این کشور می خواهد با یکدیگر به مشورت بپردازند. این امر به تدریج سبب رشد گفتگو به مثابه یک اقدام ملی- درمانی می شود آن هم با بوروکرات هایی که تا کنون همواره همه چیز را اینطور و نه طور دیگری انجام داده بودند و هم چنین گفتگو با شهروندانی که برایشان پیش از این همه چیز بهتر از آنچه بود که فردا در انتظارشان می تواند باشد.

 

پیوند محافظه کاران و عوام

پروسترویکای [علنیت] گورباچف با شباهت بسیار نزدیک به این روند آغاز شد. اوضاع نابسامان در قلمرو اتحاد شوروی، بوروکرات ها را مجبور به حرکت کرد. دومین واژه گورباچف، گلاسنوست، به معنای شفافیت، بیش از هر چیز آزادی مطبوعات را در نظر داشت. سلطان عبدالله نیز از آزادی عقیده برای نوسازی دستگاه دولتی استفاده می کند تا مقاومت محافظه کاران و عوام را خنثی سازد. آزادی بیان سبب مشروعیت اصلاحات وی می شود.

محفظه های عظیم بتونی و شیشه ای خیابانی را که به سوی فرودگاه می رود و آسفالتش از شدت گرما می سوزد، همراهی می کنند. ساختمان روزنامه «الریاض» مانند یک وزارتخانه در محافظت موانع بتونی، سیم خاردار و تانک قرار دارند. عربستان سعودی یکی از اهداف تروریسم است. پنجره بیرونی اتاق عبدالمحسن الداوود، معاون سردبیر «الریاض» تیره است و پنجره درونی چشم اندازی از سالن و دفترهای شیشه ای را در برابر او گشوده است. او با غرور درباره یک پاورقی در «الریاض» حرف می زند که باید جوانان را از پیوستن به جهاد در عراق یا افغانستان باز دارد. می گوید: «ما درباره رزمجویانی حرف می زنیم که علیل به خانه و کاشانه خود بر می گردند. درباره کسانی که اصلا نمی خواهند دیگر بجنگند و درباره کسانی که کشته می شوند». او توضیح می دهد پیش از این کسی جرأت نداشت درباره این مسائل کلمه ای بنویسد و بگوید. مسائلی که پیش از این تابو بودند، روز به روز کمتر می شوند و دولت به ندرت دخالت می کند. الداوود می افزاید در روزنامه اش عمدتا درباره جدا کردن زنان، اشتباهات وزرا، و فشارهای «شورای تقوا» نوشته می شود «به هر حال در اینترنت درباره همه این مسائل بحث می شود. گاهی خوانندگان عصبانی برای ما می نویسند: چرا این چیزها را چاپ می کنید؟»

با وجود این، رشید الفاصن یکی از روزنامه نگاران «الریاض» شفافیت سعودی را کافی نمی داند و با گله مندی می گوید: «ما با حرف زدن خالی در روزگاری بسر می بریم که دنیای پیرامون ما در تزلزل است. دنیایی که ایران در آن قدرتمند می شود و خاور میانه بیش از پیش در بحران فرو می رود». الفاصن ژورنالیست و همزمان صاحب یک زنجیره تجاری شامل نساجی، مستغلات و مواد غذایی است. نوشتن و تجارت برای کسانی که در عربستان سعودی می خواهند ترقی کنند، ترکیب نادری نیست. الفاصن به دنبال کارمندان فعال مانند منشی و حسابدار و بازاریاب می گردد. می گوید: «من چنین کارمندانی را پیدا نمی کنم. کجای کار اشتباه است؟» و ادامه می دهد: «آموزش و پرورش!» و توضیح می دهد: در مدارس و دانشگاه ها دین تدریس می شود و دین! در کنار آن تاریخ و ادبیات هم درس می دهند: «همه اش  مزخرف!» و غر می زند: «من اقتصاددان و مهندسی می خواهم که به موقع سر کارش حاضر شود». او می خواهد زنان را در میان کارمندانش ببیند «ولی نمی توانم چنین کارمندانی پیدا کنم چرا که زنان یا در خانه می مانند برای اینکه اجازه ندارند با اتومبیل به سر کار برانند، و یا ادبیات تحصیل کرده اند!» به همین دلیل است که در پایان، او کارمندانش را از میان پاکستانی ها و مصری ها استخدام می کند.

 

راه به سوی مدرنیته

تفاوت پروسترویکای عربستان با پروسترویکای گورباچف درست در همین نکته است. در اتحاد شوروی به اندازه کافی مهندس و اقتصاددان وجود داشت. ولی این اقتصاد بیمار بود که جایی برای استفاده از آنها باقی نمی گذاشت. عربستان سعودی اما در حال شکوفایی است بدون آنکه به اندازه کافی کسانی را داشته باشد که بتوانند خوب کار کنند. گورباچف با قیمت پایین نفت و صندوق خالی ارزی باید دست و پنجه نرم می کرد. در حالی که سلطان عبدالله دارای گاوصندوق های پر همراه با نفت هر بشکه بیش از هشتاد دلار است. شهرهای اتحاد شوروی و تأسیسات صنعتی آن فرسوده بودند. در حالی که شهرهای مجلل عربستان سعودی از زمین به آسمان سر بر کشیده اند. پروفسورهای شوروی برای گذران زندگی باید به دستفروشی می پرداختند. در حالی که دانشگاه ها و مدارس عالی کاملا مدرن انتظار اساتید عربستان سعودی را می کشند. در حال حاضر ده میلیارد دلار فقط برای همکاری دانشگاه های ممتاز غربی اختصاص داده شده است. امروز در دانشگاه های عربستان سعودی اگرچه شمار دانشجویان زن کمتر از مردان نیست ولی تا کنون تعداد کمی از آنها راه خود را از خانواده به سوی اشتغال کج می کنند. بسیاری از آموزگاران از آموزش خوب برخوردار نیستند. لغو قرارداد آنها ممکن نیست و بر برنامه های آموزشی هر نامی جز مدرن می توان نهاد.

سعودی های متنفد می خواهند این وضعیت را تغییر دهند. خانواده های مرفه یک نوع مشاوره شغلی را به وجود آورده و زنانی را که داوطلب هستند به اشتغال شرکت های مختلف در می آورند. برخی از آنان به تأسیس مدارس خصوصی پرداخته اند که در آنها نه فقط دین، بلکه فیزیک، انفورماتیک و بیوشیمی هم تدریس می شود. در این میان نور الیوسف ابتکار کاملا ویژه ای به خرج داد.

الیوسف در حاشیه داغ پایتخت عربستان همراه با همفکرانش یک رؤیا را تحقق می بخشد: یک دانشگاه برای زنان که در آن دروسی بیش از دین و ادبیات تدریس می شود. این پروژه در عربستانی که تا شش سال پیش «وزارت دین» تعیین می کرد زنان چه بیاموزند، یک اقدام انقلابی است. در عین حال این پروژه به این پرسش نیز پاسخ می دهد که زنان چگونه می توانند به موقعیت های خوب دست یابند تا بتوانند در تصمیم گیری ها مشارکت داشته باشند. الیوسف می گوید: «در این دانشگاه علوم طبیعی و زبان های خارجی تدریس می شوند و بر رشته هایی مانند اقتصاد، تجارت و حقوق تأکید ویژه می گردد». او تأکید می کند این دانشگاه باید به یک دانشگاه ممتاز در عربستان تبدیل شود با تجهیزات درجه یک و اساتید عالی. بعد می خندد چرا که می داند: یکی از راه های عربستان سعودی به سوی مدرنیته در محوطه این دانشگاه پیموده می شود.

مسئله اما اینجاست که چند نفر می توانند این راه را بپیمایند؟ آزادی های بیشتر، مدارس بهتر، اشتغال بیشتر. این همه یک مسابقه با راهی گشوده به سوی کشوری است که در آن هر زن به طور متوسط پنج فرزند به دنیا می آورد. نور الیوسف به موفقیت عربستان سعودی باور دارد و پیشاپیش آن را حس می کند. او تعریف می کند که چندی پیش انجمن ملی اقتصاد مدیران خود را انتخاب کرد «من خودم را بدون آنکه چندان امیدی داشته باشم، نامزد کردم و نفر دوم و به این ترتیب معاون این انجمن بسیار بانفوذ شدم».

البته همه مانند الیوسف صبور نیستند. جمان الشانی در کافه ای در یکی از پاساژهای مجلل ریاض در اینترنت در جستجوی آپارتمان است. البته او از پیشرفت هایی که در عربستان سعودی صورت می گیرد، خوشحال است. ولی به نظر او همه چیز در این کشور بزرگ بسیار آهسته پیش می رود. او که قصد دارد امسال از ریاض به دوبی کوچ کند می گوید: «همسایگان کوچک ما سریع تر، هشیارتر و پویاتر هستند».  

 

| © 2001-08 | | alefbe - journalist | | berlin | | germany |