the journalist

ژورنالیست

ترجمه

 

بمب اتمی ایران در راه است

 

 هانس روهله Hans Ruehle از سال 1982 تا 1988 رییس ستاد برنامه  ریزی وزارت دفاع آلمان و از مسئولان این وزارتخانه در ناتو بود. وی بنیانگذار آکادمی سیاست   امنیتی آلمان است. فشرده مقاله مفصل او را در روزنامه دی ولت (24 نوامبر) درباره امکان دستیابی رژیم ایران به مواد منفجره هسته  ای در سال 2009 می  خوانید:

 

یکی از تجربه  های اساسی در تمامی کشورهای دمکراتیک این است که نباید سخنرانی  های انتخاباتی را چندان جدی گرفت. این تجربه در مورد انتخابات اخیر آمریکا نیز صادق است. ولی با وجود این سخن  پراکنی  ها، مبارزات انتخاباتی در آمریکا چند گفته قابل توجه نیز به همراه داشت. یکی از آنها همانا سخن جو بایدن، معاون رییس جمهوری آینده است که روز 19 اکتبر اظهار داشت. وی گفت مسلما پرزیدنت اوباما در شش ماه نخست ریاست جمهوری  اش با یک بحران بین  المللی مورد «آزمون» قرار خواهد گرفت.

البته بایدن بر یک بحران مشخص انگشت نگذاشت. او تنها به خاور میانه و روسیه اشاره کرد. لیکن بر اساس نوع بیان او می  توان حدس زد که وی با یک زمینه قبلی این را اظهار داشته است. با این همه حرف بایدن از این مرحله فراتر نرفت آن هم احتمالا به این دلیل که این خطر وجود داشت که به زیان اوباما که از نظر سیاست بین  المللی چندان تجربه  ای ندارد، تمام شود. اما تعویق به معنای تعلیق نیست.

 

ایران: منطقه خطر

هنگامی که گفتگو بر سر نمای بحران بین    المللی در سیاست اوباما آغاز شود، آنگاه باید به این حرف لو دهنده جو بایدن بازگشت. چرا که دست کم در یکی از مناطق خطری که جو بایدن از آن  ها سخن گفت، اوضاع در نیمه نخست سال 2009 به سوی یک بحران پیش می  رود: ایران.

این حرف ممکن است در وهله نخست تعجب برانگیزد. اواخر سال 2007 بود که در «گزارش ملی» آمریکا که توسط سازمان سیا تهیه شده بود، اعلام گشت ایران برنامه هسته  ای نظامی خود را در سال 2003 متوقف کرده است و به احتمال زیاد دیگر آن را از سر نگرفته است. البه رییس سیا، پرزیدنت بوش، گیتس وزیر دفاع و تقریبا همه کارشناسان اتمی جهان بخش دوم جمله را که ایران به احتمال زیاد دیگر آن را از سر نگرفته است، نپذیرفتند، لیکن در عمل مشکل مسلح شدن ایران به تجهیزات اتمی به طرز چشمگیر از رسانه  ها ناپدید شد.

 

فعالیت  های اتمی دولت احمدی  نژاد

ولی این مشکل به نادرست از رسانه  ها ناپدید شد چرا که گزارش سازمان بین  المللی انرژی اتمی در سال 2008 اگرچه بازتاب همگانی نیافت، اما خلاف گزارش سیا را ثابت کرد. در بخشی از این گزارش در مورد رفتار ایران در برابر قطعنامه  های سازمان ملل متحد در ماه مه 2008  «به شدت» درباره فعالیت  های اتمی دولت احمدی  نزاد ابراز «نگرانی» می  شود. در 20 ماه ژوئن 2008 البرادعی رییس این سازمان در یک تلویزیون عربی کاملا صریح اعلام کرد ایران در موقعیتی است که بتواند شش تا دوازده ماه دیگر اورانیوم غنی  شده با غلظت بالا برای ساختن دست کم یک بمب تولید کند. کمی بعد دیوید آلبرایت، یکی از بهترین کارشناسان برنامه اتمی ایران، این گمان را تأیید کرد.

گزارش سازمان بین  المللی انرژی اتمی در سپتامبر 2008 نهایتا تمامی موقعیت حساس کنونی را به نمایش گذاشت. بر اساس این گزارش، ایران از زمان به کار انداختن تأسیسات زیرزمینی نطنز در فوریه 2007 چهارصد و هشتاد کیلوگرم اورانیوم غنی شده با غلظت پایین تولید کرده است که مقدار دویست و سی کیلوگرم آن مربوط به فقط ماه مه تا ماه اوت 2008 است. از آنجا که برای تولید 25 تا 30 کیلوگرم اورانیوم غنی  شده با غلظت بالا (جهت تولید یک ماده منفجره) به هفتصد تا هشتصد کیلوگرم اورانیوم غنی  شده با غلظت پایین نیاز هست، اگر از اول سپتامبر حساب کنیم، و اگر چرخه تولید بدون اشکال انجام گیرد، تنها به چهار ماه دیگر نیاز هست. به عبارت دیگر، ایران تا پایان سال 2008 به اندازه کافی اورانیوم غنی  شده با غلظت پایین خواهد داشت تا اورانیوم غنی  شده با غلظت بالا را به اندازه کافی برای ساختن کلاهک   انفجاری تولید کند. در این مرحله، غنی سازی اورانیوم در سطحی که بتوان از آن سلاح تولید کرد، از نظر فنی دیگر مشکلی نیست و برای تهیه مقدار لازم در هر صورت به چهار ماه وقت نیاز هست. حتی با نگاه محافظه  کارانه از خارج به گزارش ماه سپتامبر سازمان بین  المللی انرژی اتمی می  توان تعیین کرد که ایران اواسط سال 2009 خواهد توانست ماده منفجره هسته  ای را آزمایش کند.

 

برنامه اتمی مخفی

روند شتاب ایران در پیشبرد برنامه هسته  ای آنگونه که انتظار می  رفت، نبود. هر بار کارشناسان درباره توانایی ایران در ساختن سانتریفوژها گمان غلط داشتند. در حال حاضر در نطنز 4000 سانتریفوژ از نوع «پی 1» که از 85 درصد ظرفیت تئوریک آنها استفاده می  شود در حال بهره  برداری است. علاوه بر این، بنا به گزارش سازمان بین  المللی انرژی اتمی، ایران دو نسل جدیدتر سانتریفوژ را که ظرفیت بیشتری دارند، می  آزماید و به کار می  گیرد: یکی سانتریفوژ نوع «پی 2» و دیگری سانتریفوژهای کاملا مدرن نوع «آی آر 2» و «آی آر 3».

برای این سرعت مؤثر از فعالیت  های اتمی ایران تنها یک توضیح وجود دارد که آن را می  توان در گزارش سازمان سیا (2007) یافت. طبق این گزارش، ایران سالها دارای یک برنامه هسته  ای زیر نظارت نظامیان [سپاه پاسداران] بوده که تمامی چرخه تولید را از نخستین مرحله تا تبدیل و غنی  سازی و از آن به بعد تا طرح کلاهک هسته  ای در بر می  گرفته است. از همین رو ساختن و به کار انداختن سانتریفوژهای نوع «پی 1» سالهای مدید انجام شده بود. برنامه اتمی مخفی ایران اوایل دهه نود آغاز شد. بر اساس آخرین اطلاعات، چین در سال 1991 یک تن اورانیوم هکسا فلوراید و 400 کیلو اورانیوم تترا فلوراید و 400 کیلو اورانوکسید به ایران فروخت. به این وسیله و هم چنین به وسیله قاچاق اتمی از پاکستان توسط قادرخان، ایرانیان راه خود را از ساختن سانتریفوژ به سوی تولید بمب آغاز کردند و این در حالی بود که تلاش می  کردند بیگناهی اتمی خود را به دنیا اطمینان بدهند. به هر روی، سازمان بین  المللی انرژی اتمی از این روند هیچ اطلاعی نداشت.

 

عدم مدرک برای استفاده نظامی

تازه در سال 2003 بود که یک گروه اپوزیسیون مدارک وسیعی درباره برنامه هسته  ای مخفی ایران را منتشر کرد. در اینجا سازمان بین  المللی انرژی اتمی از ایران توضیح خواست. ولی در واکنش ایرانیان هیچ نشانی از پشیمانی نبود. آنها بر «حق مسلم» خود در استفاده غیرنظامی از انرژی هسته  ای تأکید   کرده و اساسا هرگونه هدف نظامی را رد کردند.  آنها اجازه دادند تا سازمان بین  المللی انرژی اتمی تحت شرایط معینی از تأسیسات اتمی ایران بازرسی به عمل آورد. نتیجه این بازرسی این بود که اگرچه در تأسیسات یک چرخه کامل غنی  سازی اورانیوم صورت می  گیرد، لیکن نمی  توان ثابت کرد که این غنی  سازی جهت استفاده نظامی انجام می  شود.

در سال 2006 بود که سازمان انرژی اتمی دریافت علاوه بر برنامه اتمی غیرمخفی که رژیم ایران در اختیار این سازمان قرار داده است، یک برنامه دوم زیر نظارت نیروهای نظامی [سپاه پاسداران] وجود دارد. این برنامه توسط یک ایرانی که یک کامپیوتر همراه مربوط به این برنامه را در سال 2004 در اختیار آمریکا قرار داده بود، لو رفت. در این کامپیوتر بیش از هزار صفحه به زبان فارسی وجود داشت که شامل اطلاعات سری درباره برنامه اتمی ایران و هم چنین موشک  های با برد متوسط از نوع شهاب 3 بود. به ویژه اطلاعات مشروح مربوط به ساختن یک تأسیسات زیرزمینی جهت آزمایش انفجار اتمی بسیار حساس بودند. این تأسیسات کاملا با نوع پاکستانی این آزمایش در سال 1998 همخوانی داشت. به اضافه یک طرح برای یک تأسیسات کوچک  تر جهت تولید اوران هکسا فلوراید که این امکان را به ایران می  داد تا دور از چشم سازمان بین  المللی انرژی اتمی چرخه تولید را تکمیل کرده و بخش سری اورانیوم قابل استفاده در ساختن بمب را تولید کند. و سرانجام یک تحقیق جامع درباره شکل و ساختمان کلاهک هسته  ای برای موشک  های شهاب 3 محتوای این کامپیوتر بودند.

 

بازرسی  های بی  فایده

در سال 2006 مدارک کامپیوتر یادشده در اختیار سازمان انرژی اتمی قرار گرفت. پس از یک ارزشیبابی فشرده توسط کارشناسان در وین، روشن شد که بلافاصله باید اقدام کرد. اینجا بود که سازمان انرژی اتمی در ماه مه 2008 از ایران در شکل تقریبا یک اولتیماتوم خواست تا درباره هجده سندی که همگی نشانگر یک برنامه اتمی هدایت شده توسط سپاه بودند، توضیح بدهد. ولی همان چیزی پیش آمد که باید پیش می  آمد. ایران اعتراف کرد که مضمون برخی اسناد البته درست هستند، ولی در تمام مسائل مهم مدعی شد که این اسناد «جعلی»  اند و از توضیح و پرداختن بیشتر به این مدارک امتناع کرد.  برای سازمان انرژی اتمی تنها این نتیجه غم  انگیز باقی ماند که از قرار معلوم این سازمان تأثیر خود را بر ایران و پیشرفت برنامه اتمی آن از دست داده است. بازرسی  های دوره  ای این سازمان بی  فایده بود و به نتیجه  ای نیانجامیده بودند. روند تعیین کننده یک برنامه اتمی نظامی نه در تأسیساتی که مورد بازرسی آنها قرار می  گرفت، بلکه در تأسیسات زیر نظر سپاه انجام می  شد.

حال بر زمینه برنامه   اتمی که از سالها پیش در جریان است این پرسش که ایران چه زمانی به ماده منفجره اتمی قابل آزمایش دست خواهد یافت، با حساسیت بیشتری مطرح می  شود. از آغاز سال 2009 همه چیز ممکن است. البرادعی در گفتگویی در ماه ژوئن 2008 هنوز معتقد بود که شرط آغاز غنی  سازی اورانیوم با غلظت بالا همانا فسخ قرارداد ان پی تی توسط ایران و اخراج بازرسان از این کشور است. ظاهرا البرادعی اصل را بر این گذاشته بود که تولید اورانیوم قابل استفاده برای سلاح اتمی الزاما در همان تأسیسات نطنز صورت می  گیرد که زیر نظارت آژانس قرار دارد. لیکن بر اساس اطلاعاتی که اکنون در دست است، اصلا چنین نیست. تقریبا تمامی کارشناسان شناخته شده مانند دیوید آلبرایت بر این عقیده  اند که «ایران قطعا اورانیوم اندک غنی  شده را به یکی از تأسیسات مخفی  منتقل می  کند» تا در آنجا آن را تبدیل به اورانیوم غنی  شده با غلظت بالا برای تولید تسلیحات اتمی کند. به این ترتیب البرادعی باز هم اشتباه می  کند وقتی در همان گفتگوی ماه ژوئن با خیال راحت اطمینان می  دهد که یک خبر غافلگیرکننده هسته  ای از سوی ایران ناممکن است. چرا، این خبر ممکن است و تقریبا کارشناسی وجود ندارد که در این باره تردید داشته باشد.

تا اینجای ماجرا اصلا خوب نیست. چرا که ظاهرا ایران که از سالهای نود در پی مطالعات و تولید تسلیحات هسته  ای است، نه روزی، بلکه حداکثر تا چند ماه دیگر در موقعیتی خواهد بود که یک سلاح اتمی را به آزمایش بگذارد.  موقعیت کنونی ایران و هم چنین آنچه در این مورد پیش  بینی می  شود، البته به هیچ وجه بیانگر هدف واقعی زمامداران ایران نیست. به عبارت دیگر می  توان گفت که ایران تا چند ماه دیگر «می  تواند» یک کلاهک هسته  ای تولید کند. اما اینکه آیا این کار را خواهد کرد یا نه، کسی نمی  داند. ولی برای کسانی که قصد دارند از یک ایران هسته  ای جلوگیری کنند، این همه به معنای این است که ایران در چند ماه آینده به «نقطه بازگشت ناپذیر» خواهد رسید. به این ترتیب سخن بایدن، معاون رییس جمهوری آینده آمریکا، چه منظورش همین باشد یا نباشد، یک رابطه واقعی با موقعیت حساس برنامه هسته  ای ایران پیدا می  کند.

ممکن است این پیش  بینی جان بولتون، نماینده پیشین آمریکا در سازمان ملل، مبنی بر اینکه اسراییل پیش از پایان دوران ریاست جمهوری جرج بوش به ایران حمله خواهد کرد، درست از آب در نیاید. ولی این پیش  بینی متأسفانه بر مبنای اسناد انکارناپذیر صورت گرفت. بر این اسناد باید این واقعیت را نیز افزود که در چارچوب رژه نظامی که اواخر ماه سپتامبر 2008 در ایران برگذار شد، کامیونی حرکت می  کرد که بر روی آن پلاکاردی با این جمله به انگلیسی و فارسی به چشم می  خورد: «اسراییل باید از صحنه جهان محو شود». 

زمانی، آن زمانی که هنوز تسلیحات هسته  ای وجود نداشت، چنین جمله  ای به معنای اعلام جنگ بود.

 

| © 2001-08 | | alefbe - journalist | | berlin | | germany |