|
|||
|
ترجمه |
|||
|
رقص با آتش
خبرنگار زود دویچه تسایتونگ (31 مارس 2008) گزارش خود را با جملاتی از «روح الله خمینی» در سال 1357 آغاز می کند که در آن انقلاب بزرگ اسلامی را که «چشم کشورهای اسلامی را باز کرده است» می ستاید و به جوانان می گوید: «انشاءالله دست های قوی شما پرچم اسلام را در همه دنیا به اهتزاز در خواهد آورد». لیکن تصویری که مردم ایران مانند سال های گذشته در نوروز 1387 نیز به نمایش گذاشتند، از هر چیز نشان دارد مگر از آرزوهای بزرگ روح الله خمینی که بیش از پیش به خاک سپرده می شود.
مردان و زنان با یکدیگر می رقصند. بوسه های پنهان بر گونه ها رد و بدل می شود. ایران، نوروز و سال نو خورشیدی را که تاریخ آن به پیش از ظهور اسلام باز می گردد، ورای تمامی مقررات سختگیرانه امر به معروف و نهی از منکر جشن می گیرد. مریم و گلشن با خیال آسوده با موسیقی پاپ ترکی و غربی به دور آتش می رقصند. در این رقص چیز غیرعادی وجود ندارد و چه بسا هزار بار آن را در برابر آیینه تمرین کرده باشند. ولی در این رقص محسن و رضا هم حضور دارند. آنها نیز همراه با دختران می رقصند. آنچه در این روزها در اینجا جریان دارد، یک نوع انقلاب در ایرانیست که شدیدا به وسیله انقلاب زیر و رو شده است. از سال 1979 رقص زنان با پسران و مردان عملی نکوهیده به شمار می رود. در جمهوری اسلامی مقررات شدیدی برای رفتار زنان وضع شده است. از جمله نشان دادن موی سر عملی خلاف عفت است و همه جا در اماکن عمومی پلاکاردهایی با این مضمون دیده می شود: «بانوان محترم، لطفا حجاب اسلامی را رعایت کنید!» اما حالا نوروز و جشن باستانی سال نو است و به همین دلیل همه چیز طور دیگریست. پنجاه آموزگار، هنرمند و روشنفکر، با یکدیگر در فضای سبزی خارج از شهر قدیمی اصفهان با بناهای باشکوهی که از دوران صفویان به یادگار مانده است، برای یک مهمانی خصوصی قرار می گذارند و در هفده اتومبیل با سرعتی سرسام آور به سوی باغی می رانند که در معرض دید نیست. دستگاه پخش موسیقی و بلندگوها کار گذاشته می شوند. آتش روشن می شود. و خیلی زود همه سر حال می آیند. آن هم با چیزی که برای اروپاییان بسیار عجیب است: چای! نوروز به معنای «روز نو» است. این جشن از یک فرهنگ باستانی به جای مانده که در آن بهار اهمیتی بسزا دارد. سبزه و ماهی قرمز از اجزای نوروزند. پس از چند روز نفس ماهیها در تنگ های بلوری می گیرد و سبزه ها رو به پژمردگی می روند. ایرانیان در سراسر کشور سفره های نوروز را با هفت خوراکی که با حرف «سین» آغاز می شوند، می گسترند. سبزه به نشانه نوزایی، سمنو که از جوانه گندم تهیه می شود برای رفاه، سیر برای شفا، سنجد برای عشق، سرکه برای صبر، سماق به نشانه رنگ خورشید به هنگام طلوع، و سیب برای زیبایی و تندرستی. هیچ زمان از سال مانند روزهای عید نیست که تا سیزدهم فروردین و پایان مرخصی و تعطیلات مدارس ادامه دارد. در این روزها حدود ده میلیون ایران در رفت و آمدند. هتل ها پر می شوند و مناطق دیدنی پر از جمعیت است.
عصیان وارونه فرقه شیعه مذهبی است که در آن بیش از هر چیز غم و مصیبت نقش بزرگی بازی می کند. پیروان این مذهب حتی پس از صدها سال همچنان برای شهیدان خود با سیل اشک عزاداری می کنند. در این مذهب برای شادی همگانی به زحمت جایی می توان یافت. با این همه شیعیان که به نقش خود به عنوان اقلیت در دین اسلام عادت کرده اند، نمی گذارند حکومت هر چه دلش خواست به آنها تحمیل کند. بسیاری از آنان از اینکه با رفتارهای کوچک خلاف در برابر دکترین رسمی حکومت بایستند، زیر جلکی کیف می کنند. اگر ایرانیانی که چندان ثروتمند نیستند و نمی توانند خود را در ویلاهای شان از چشم و گوش حکومت پنهان کنند، بخواهند درست و حسابی جشن بگیرند، باید از شهرها بیرون بروند. از هشت سال پیش جشن چهارشنبه سوری به عنوان یکی از رسوم پیش از اسلام و متعلق به دوران زرتشت که مورد علاقه ملایان نیست، در اصفهان مجاز اعلام شده است. هنوز پس از سه هزار سال ایرانیان از روی آتش می پرند و به شعله های آتش می گویند: «سرخی تو از من، زردی من از تو». جمعیت ایران در سی سال گذشته دو برابر شده است. دو سوم این جمعیت کمتر از 25 سال سن دارد. این جوانان سرشار از انرژی هستند. اما کی و چگونه باید این انرژی خالی شود؟ دیسکو و باشگاه های جوانان ممنوع است. قهوه خانه ها الزاما با امیال و خواست های جوانان که با ماهواره (غیرقانونی) و برنامه های تلویزیونی آنسوی جهان و اینترنت مدتهاست با جهان غرب پیوند خورده اند، مطابقت ندارند. مشروبات الکلی در کنار مواد مخدر ممنوع است. روابط عاشقانه زوج های جوان در انظار عمومی ناپسند به شمار می رود. لیکن آنچه امروز در خیابان ها دیده می شود، چند سال پیش می توانست به حمله خشم آلود متعصبان مذهبی منجر شود. مدتهاست که جوانان در شهرها به آن چیزی که از سوی انقلابیون برای آنها مقرر شده است، تن نمی دهند. به همین دلیل یک جامعه با اخلاق دوگانه شکل گرفته است: حتی زیر چادرهای سیاه نیز می توان تارهای طلایی مو را دید. تو گویی مو نیز در برابر مأموران منکرات مقاومت می کند. و یا روسری ها، البته بدون آنکه عمدی در کار باشد، به پشت سر می لغزند. لباده های بلند زنان بیش از پیش به مانتوهای تنگ و چسبان تبدیل و ناخن های دست و پا لاک زده و لبها با ماتیک های پررنگ آرایش می شوند. مردان جوان تی شرت های با مارکهای تقلبی آمریکایی می پوشند و موهای خود را عجیب و غریب آرایش می کنند. جوانان با چسب روی بینی خود به نشانه تازه ترین عمل زیبایی قمپز در می کنند. مهمانان باغ سرسبز واقع در حاشیه شهر اصفهان ترانه های قدیمی سالهای پیش از انقلاب را می خوانند که در آن ها عشق و شراب ستایش می شود. ناگهان مریم و گلشن و علی و محسن با یکدیگر شروع به رقص می کنند. بوسه های پنهانی بر گونه ها رد و بدل می شود. در ایران سال نو از راه رسیده است. |
|||
|
| © 2008 | | alefbe - journalist | | berlin | | germany | |