|
|
|
ترجمه |
|
آزادی به جای وعده و وعید
· وقتی در ساری احمدی نژاد از جمعیت پرسید: از این فرماندار راضی هستین؟ جمعیت یکصدا فریاد زد: نه!
· جمهوری اسلامی نان و بنزین وارد می کند!
رودلف شیملی Rudolph Chimelli مفسر روزنامه آلمانی «زود دویچه تسایتونگ» در تفسیر مفصلی (3 ژانویه 2007) به بررسی احمدی نژاد و وضعیت کنونی ایران پرداخته که فشرده آن را می خوانید:
اگر چه احمدی نژاد دیگر در این خانه زندگی نمی کند ولی از آن شب و روز محافظت می شود. در مدخل کوچه بن بست هدایت یک پاسدار مسلح ایستاده و با لبخند می گوید: «ما همه ساکنان کوچه را می شناسیم. کسی غیر از اینها حق ندارد پا به اینجا بگذارد». در سمت راست کوچه، در یک خانه غیرمسکونی سه اتاقه که هفتاد متر مربع مساحت دارد، احمدی نژاد با همسر و سه فرزندش در دوران پیش از ریاست جمهوری اش که شهردار تهران بود زندگی می کرد. این خانه با یک پژو سی ساله «ساخت ایران» نماد یک زندگی فروتنانه بود که احمدی نژاد را یکی از همان افرادی نشان می داد که به او رأی دادند. ولی حالا پلیس این خانه را که در شرق تهران قرار دارد، زیر کنترل خود گرفته است. در ساختمان بغلی اداره ریاست جمهوری مستقر شده و یک ساختمان انورتر پاسداران مستقر شده اند. بلندگوهای یک مسجد نوساز یک خیابان آنطرفتر مردم را به نماز فرا می خوانند. احمدی نژاد آذرماه بود که یک بار دیگر به این مسجد آمد تا از اهالی محل بخواهد به طرفداران او در انتخابات شورای شهر رأی بدهند وگرنه به ندرت سر و کله اش در محله سابقش پیدا می شود. رسما اعلام شده است که «به دلایل عملی» احمدی نژاد به خانه بزرگتری در شمال تهران نقل مکان کرده است. جایی که هم آب و هوای بهتری دارد و هم لایه های مرفه جامعه، از قدیمی و تازه به دوران رسیده، در آن زندگی می کنند. خانه کنونی احمدی نژاد در یکی از محوطه های کاخ های رضا شاه قرار دارد. سقف اتاقهای آنجا به پنج متر می رسد و حیاط آن را طاق های نصرت در بر گرفته اند. در خانه سابق احمدی نژاد در محله قدیمی تهران که اینک پاسداران را در خود جای داده است، باجه ای به سوی کوچه تعبیه شده که در برابر آن زنان چادری و مردان ریشو صف کشیده اند تا عریضه بدهند. حسین نانوازاده و همسرش صد کیلومتر با موتورسیکلت پیموده اند تا در اینجا عریضه خود را مبنی بر کمک برای ازدواج سه دخترشان تحویل دهند. احمدی نژاد بود که وام ازدواج را رایج کرد. او از زمانی که به ریاست جمهوری رسیده نزدیک به سه و نیم میلیون عریضه دریافت کرده که بیشتر آنها با پست ارسال شده است. همه در ایران منتظر اعمال خیر او هستند ولی نه تنها منتقدان بلکه کارشناسان رژیم نیز احمدی نژاد را سرزنش می کنند که وعده های خیرات او بسیار گران تمام می شود بدون آنکه برای او مشروعیت بیافریند. احمدی نژاد دو بار در ماه به مسافرت در ایران می پردازد. این بار او با مجموعه وزیرانش به خوزستان رفت تا در اهواز جلسه هیئت دولت را تشکیل دهد. چهار روز تمام او به زعم خود سیاست نزدیکی به مردم را با بذل و بخشش هدیه و وعده و وعید پیش برد و درباره برنامه های خود از جمله در مورد سیاست جهانی سخنرانی کرد. احمدی نژاد تا کنون به بیست و چهار استان سفر کرده است. اخیرا که در شهر ساری مرکز استان مازندران در کناره دریای خزر سخنرانی می کرد، به فرماندار که کنارش ایستاده بود اشاره کرد و از جمعیت پرسید: «از این راضی هستین؟» جمعیت یکصدا فریاد زد: «نه!» با اینکه این پاسخ بسیار روشن بود ولی تغییری در فرمانداری صورت نگرفت چرا که فرماندار یکی از دوستان دوران جنگ احمدی نژاد است. احمدی نژاد کمی پس از رسیدن به مقام ریاست جمهوری تمامی مقامات کلیدی کشور را تغییر داد و دوستان و آشنایان خود را به جای مقامات سابق نشاند. در انتخابات ماه دسامبر اما طرفداران احمدی نژاد به شدت از سوی محافظه کاران میانه، اصلاح طلبان و نامزدهای مستقل به عقب رانده شدند. برای مثال در انتخابات شورای شهر اصفهان یک دختر خانم دانشجوی 25 ساله به عنوان نامزد مستقل بیشترین آرا را به خود اختصاص داد. فاطمه آقایی شاید در هر جامعه دیگر می توانست ملکه زیبایی شود ولی همین نکته نیز برای ایرانیان که حس قوی زیبایی شناسی دارند، یک نوع مبارزه در برابر حاکمانی مانند احمدی نژاد به شمار می رود که حتی شکل ظاهرای او برایشان به شدت ناخوشایند و تحقیرآمیز است.
دو بال خامنه ای رفسنجانی رییس جمهوری اسلامی پیشین نیز پیش از انتخابات اخیر ابتدا با سید علی خامنه ای رهبر مذهبی جمهوری اسلامی به توافق رسید و دو شرط را مطرح کرد: یکی اینکه علیه او و خانواده اش آنگونه که بلافاصله پس از دور اول انتخابات ریاست جمهوری گذشته انجام شد، توطئه نشود و به او تهمت فساد مالی نزنند و دوم اینکه در شمارش آرا تقلب نشود. خامنه ای هر دو را پذیرفت و در عوض رفسنجانی هم پس از انتخابش به عضویت مجلس خبرگان قول داد که تا آخر عمر در کنار او بایستد. خامنه ای برای تسلط اش بر نظام به هر دو بال خود، رفسنجانی و احمدی نژاد، نیاز دارد اگر چه احمدی نژاد گاهی سر خود عمل می کند. خامنه ای دریافته است که تنها با محافظه کاران تندرو نمی تواند پیشروی کند. احمدی نژاد ادعا می کند می خواهد با فساد مالی مبارزه کند ولی او جرأت آنکه به ریشه این فساد بپردازد ندارد. همین چندی پیش نمایندگان پارلمان در مورد سیصد میلیون یورو از دولت پاسخ خواستند که در دوران شهرداری احمدی نژاد در تهران ناپدید شده است. پاسخی نگرفتند. شهرداری تهران پس از رسیدن احمدی نژاد به ریاست جمهوری نیز بیش از صد هزار یورو خرج شیرینی و تنقلات جشن پیروزی او کرد. همزمان در خیابان نادری تهران کیسه خواب های آمریکایی نو که روی آنها قید شده است «برای زلزله زدگان بم» به فروش می رسد. این چیزها اما مردم را عصبانی نمی کند. آنچه جان آنها را به لب می رساند قیمت مواد غذایی است. قیمت مواد غذایی در طول هشت ماه سی درصد افزایش یافته است. احمدی نژاد پیش از ریاست جمهوری قول داده بود درآمد میلیاردی نفت را بر سفره فقرا خواهد آورد. و به راستی هم دولت یارانه های عظیم بر عهده می گیرد که مطلقا درباره آنها نمی اندیشد. تنها برای نان، سالانه دو میلیارد یورو یارانه (سوبسید) تعیین شده است. وقتی که احمدی نژاد حداقل مزد را تا تقریبا 47 درصد افزایش داد، یک شبه قیمت نان بالا رفت چرا که نانوایان هزینه اضافی تولید نان را نمی توانستند یا نمی خواستند بپردازند. دولت تصمیم گرفت خودسرانه قیمت را پایین بیاورد ولی چند روز بعد دوباره قیمت نان افزایش یافت. ایران نان وارد می کند. در سال 2006 حدود 42 میلیارد دلار نان وارد شده است. واردات بنزین (حدود یک سوم از مصرف داخلی) که با یارانه سالانه حدود دوازده میلیارد یورو تأمین می شود، هر لیتر کمتر از یک شیشه آب قیمت دارد و چیزی حدود لیتری هشت سنت است. هرگونه صحبت از افزایش قیمت بنزین به شدت سبب هراس حکومت می شود. حکومت در برخی موارد ظاهری که تا چند سال پیش تصورناپذیر بودند، سخت نمی گیرد. بر شمار گویندگان تلویزیون که چهار تیغه اصلاح کرده اند افزوده می شود و به مقررات حجاب اسلامی که از سوی زنان هرگز جدی گرفته نشد، بی اعتنایی می شود. تنها چیزی که همچنان از شرایط موجود رنج می برد، ادبیات است. بیش از چهارصد اثر ادبی در وزارت ارشاد خاک می خورند و حق اجازه انتشار ندارند. در میان این آثار می توان ترجمه آثار معروف مانند «سرخ نام من است» از اورهان پاموک نویسنده ترک برنده جایزه ادبی نوبل را دید. با انتخابات اخیر نشان داده شد که مردم بیشتر آزادی می خواهند. محمد قاسم انبارلویی سردبیر رسالت روزنامه محافظه کاران افراطی با شرم از به میدان عمل آمدن یک «مجموعه پیچیده» سخن می گوید که دیگر به افراطیون علاقه ندارد. انبارلویی معتقد است: «در یک انتخابات همه آرا را به اصلاح طلبان نمی دهند و در انتخابات بعدی همه قدرت را به محافظه کاران خواهند سپرد. در انتخابات پیشین اصلاح طلبان از میدان به در شدند ولی حالا این امکان را دارند تا انتخابات بعدی را تدارک ببینند» و این از نظر انبارلویی به معنای تقسیم قدرت بین محافظه کاران و اصلاح طلبان، همان دو بال خامنه ای و نظام، است. موضوع اما اینجاست که احمدی نژاد با وعده و وعید به تنگدستان و تهدید غرب پای خود را در قدرت محکم کرد و حالا مردم از او آزادی می خواهند. یک استاد دانشگاه که احمدی نژاد را خوب می شناسد و نمی خواهد نامش آورده شود می گوید: «احمدی نژاد کسی است که همیشه به دنبال جلب توجه است، هر دعوتی را می پذیرد و همه جا سخنرانی می کند».
|
|
| © 2005 | | alefbe - journalist | | berlin | | germany | |