ترجمه

 

ایران و سوریه فقط امتیاز می خواهند

گفتگوی اشپیگل با کاندولیزا رایس

 

مجله اشپیگل (شماره چهار / 22 ژانویه) در گفتگویی با کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا به استراتژی جدید آمریکا در خاور میانه پرداخته است. خانم رایس پس از توضیح این استراتژی در فلسطین و عراق که شامل از سرگیری مذاکرات «نقشه راه صلح» و همزمان انزوا یا جذب گروه حماس و نزدیکی دولت های سوریه و اسراییل و انزوای حزب الله لبنان و هم چنین خلع سلاح گروه های شبه نظامی اعم از شیعه و سنی در عراق و تضمین امنیت ساکنان بغداد می شود، به موضوع ایران می پردازد. بخشی از گفتگوی اشپیگل را که به موضوع مذاکره ایران و آمریکا و نقش رژیم ایران در منطقه می شود، می خوانید:

 

س: آیا زمان گفتگوی مستقیم با ایران نرسیده است؟

ج: خیر، من چنین اعتقادی ندارم و بیش از هر چیز فکر می کنم ایرانی ها هر روز معاهدات بین المللی را زیر پا می گذارند. به عقیده من آنها در عملیاتی مشارکت دارند که در عراق منجر به مرگ سربازان آمریکایی می شود. آنها به شدت در پی آن هستند که بی ثباتی بر لبنان حاکم شود. آنها گسترش این بی ثباتی را به همراه دیگر مخالفان آشتی، از مناطق فلسطینی پیش می برند.

هر کسی می داند که ایران چه باید بکند. لازم نیست ما بگوییم. فقط در حاشیه این را بگویم که اگر ایران به مطالبات جامعه بین المللی عمل کند، من برخلاف تمام سیاست خارجی بیست و هفت ساله امریکا، با همتای ایرانی خودم پشت میز مذاکره می نشینم. به این ترتیب مسئله این نیست که چرا ما با آنها گفتگو نمی کنیم، بلکه بیش از هر چیز این است که چرا آنها با ما صحبت نمی کنند.

 

س: شما چه اطلاعاتی درباره حمایت رژیم ایران از گروه های شبه نظامی در عراق دارید؟

ج: ما فکر می کنیم شبکه ای وجود دارد که از سوی گروههایی در ایران تأمین مالی می شود و احتمالا آموزش می بیند. بعضی از بمب هایی که در عراق به کار برده می شود با مهارت کامل ساخته شده اند. برای اینکه کاملا روشن گفته باشم،  این بمب ها با تکنیکی که بتوان همینطوری در یک جایی آنها را به دست آورد، تهیه نشده اند. به همین دلیل پرزیدنت بوش تأکید کرد که ما این شبکه را تعقیب خواهیم کرد و این کار را در عراق انجام خواهیم داد.

 

س: و از مرز ایران نخواهید گذشت؟

ج: این سؤال پیش از این با ژنرال پیس Pace رییس ستاد ارتش نیز مطرح شد. او پاسخ داد چنین موضوعی با ارتش آمریکا حتی مطرح نیز نخواهد شد چرا که این عملیات تنها در خاک عراق می تواند انجام شود. ما خواهان گسترش بحران نیستیم. برنامه ما این است به فعالیت های ایران که به ما زیان می رسانند، واکنش نشان دهیم.

 

س: آیا این خطر وجود ندارد که با واکنش شما علیه شبکه ای که از سوی ایران در عراق فعالیت می کند، این بحران گسترش پیدا کند؟

ج: من فکر می کنم این ایرانی ها هستند که باید فعالیت خودشان را در عراق متوقف کنند. ما ساکت نخواهیم نشست و اجازه نخواهیم داد آنها در عملیاتی شرکت کنند که طی آن سربازان ما کشته می شوند.

 

س: اجازه بدهید درباره تحریم ها علیه ایران صحبت کنیم. قطعنامه شورای امنیت به فصل هفتم منشور سازمان ملل تکیه کرده است. آیا پیشنهاداتی دارید که چگونه شما...

ج: ... ما درباره اینکه در مرحله بعد چه بکنیم، با متحدان خود صحبت خواهیم کرد.

 

س: شما طرفدار تحریم های شدیدتر هستید. آیا شرکت ها و بانک های آلمانی باید مناسبات بازرگانی خود را با ایران محدود و یا کاملا متوقف کنند؟

ج: این موضوع بستگی به تصمیم بخش خصوصی دارد. ولی اجازه دهید بگویم که من در بخش صنایع کار کرده ام. من دنیای آنها را می شناسم و فکر می کنم این شرکت ها باید درباره خطرات تحریم های بیشتر تأمل کنند. ایالات متحده آمریکا محدوده معینی را برای بانک های ایرانی معین می کند. قوانین ما در مورد کسانی که با بانک هایی که ما برایشان حد و حدود معین کرده ایم، به شدت سختگیر هستند. هر کسی باید ایران را همانطور ببیند که هست: کشوری که قطعنامه سازمان ملل با اتکا بر فصل هفتم و پیش بینی تحریم های گسترده در موردش صادر شده است. ایرانی ها الان در یک جمع خیلی خیلی کوچک تحریمی ها قرار دارند: با کره شمالی، و سودان، با جمهوری دمکراتیک کنگو و لیبریه. این دو کشور آخری ظاهرا به زودی از قید تحریم ها رها خواهند شد. قطعنامه ای که با اتکا بر فصل هفتم منشور سازمان ملل صادر شده باشد، مسلما کارت آفرین برای یک رفتار خوب نیست.

 

س: کمیسیون بی طرف بیکر- هامیلتون در ماه دسامبر این پیشنهاد را مطرح کرد که یک کنفرانس بین المللی درباره آینده مناطق بحرانی دور تا دور عراق تشکیل شود. شما این فکر را نمی پسندید. آیا ترجیح می دهید گام به گام پیش بروید و با هر کدام از بازیگران خاور میانه جداگانه صحبت کنید؟

ج: شما فقط به این موضوع فکر کنید که تا حالا چقدر تلاش سیاسی شده است. عراقی ها سیاست خودشان را پیش می برند. آنها با ایران صحبت می کنند، با سوریه صحبت می کنند. اتحادیه عرب خودش ابتکار آشتی در منطقه را بر عهده گرفته است که همه را در آن شرکت می دهد. پیمان بین المللی که عراق و سازمان ملل متحد با یکدیگر پیش می برند، فرصتی است برای تمام همسایگان عراق، از جمله سوریه و ایران. ما طی برگزاری مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک ملاقاتی با ایرانی ها و سوریها داشتیم. می بینید که چنین نشست هایی وجود دارد. اگر ایرانی ها و سوریها واقعا می خواهند به برقراری ثبات در عراق کمک کنند، به اندازه کافی امکان و فرصت پیدا می کنند. این نظر که آنها تنها در صورت آمادگی آمریکا برای مذاکره با آنها، ناگهان حاضر می شوند به ثبات عراق کمک کنند، کاملا غلط است. نمی توان فقط درباره مذاکره حرف زد، بلکه باید این را هم گفت که از این مذاکره قرار است چه چیزی حاصل شود.

فرض کنیم ما با ایرانی ها پشت یک میز نشستیم. واقعا آیا کسی هست که فکر کند آنها بعدش خواهند گفت: باشه، ما درباره ثبات عراق حرف می زنیم، ولی هیچ خواستی در مورد برنامه اتمی مان نداریم؟! یا سوریه را فرض کنیم: آیا آنها خواهند گفت درباره ثبات عراق حرف بزنیم ولی خواستی درباره لبنان نداریم! معلوم است که تنها دلیل آنها برای مذاکره با ما این است که می خواهند امتیاز بگیرند. این ولی دیپلماسی نیست، باجگیری است.

 

س: فکر نمی کنید بهتر باشد با صحبت درباره بلندی های جولان، سوریها را به طرف خود جلب کرد؟

ج: همانطور که پیش از این هم گفتم آنها احتیاج ندارند که ما به آنها بگوییم چه باید بکنند. خودشان می دانند. نگرانی من در این است که آنها فقط می خواهند با ما حرف بزنند تا امتیاز بگیرند. و این بهایی است که ما نمی خواهیم بپردازیم.

 

 

| © 2005 | | alefbe - journalist | | berlin | | germany |