|
|
|
ترجمه |
|
کمی واقع گرایی لازم است
حتی در صورت توافق با جمهوری اسلامی چه تضمینی برای پایبندی آن وجود دارد؟
جفری گدمین Jeffrey Gedmin تحلیل گر آمریکایی مسائل خاور میانه در روزنامه «دی ولت» (13 دسامبر) به موضوع مذاکره با رژیم های ایران و سوریه می نویسد:
ایالات متحده با سوریه وارد مذاکره می شود. واشنگتن تلاش می کند با جمهوری اسلامی در ایران وارد گفتگو گردد. ولی مسئله نه بر سر گفتگو بلکه بر سر معامله است. جای شگفتی نیست که انتشار گزارش گروه مطالعه جیمز بیکر، وزیر امور خارجه پیشین آمریکا سبب خوشحالی طرفداران سیاست عملی چه در میان راستها و چه بین چپها که به دنبال منافع معینی هستند، شد. ما همه بر سر این واقعیت توافق داریم که رژیم های سوریه و ایران در عراق تحریکات تروریستی را دنبال می کنند. بر سر این هم می توانیم توافق کنیم که چندان دور از خرد نیست که با مخالفان خودمان صحبت کنیم. ما با اتحاد شوروی هم حرف می زدیم. ولی آنچه به نظر من در نزد به اصطلاح واقع گرایان به شدت کمبودش احساس می شود همانا کمی واقع گرایی است. ما چه می خواهیم؟ ثبات در عراق، یک رژیم معقول در بغداد و یک کشور که بتواند بطور صلح آمیز با همسایگان خود از جمله با اسراییل زندگی کند. ولی رژیم های ایران و سوریه چه می خواهند؟ سوریها می خواهند نخست، کار گروه تحقیق سازمان ملل در مورد قتل رفیق حریری پایان گیرد. دوم، حفظ نفوذ سیاسی خود در لبنان. سوم، کسی کاری به حقوق بشر آنها نداشته باشد. چهارم، کسی بر سر حمایت آنها از حماس و حزب الله بازی در نیاورد. و پنجم، عقب نشینی اسراییل از بلندی های جولان. جمهوری اسلامی در ایران چه می خواهد؟ نخست، حق داشتن بمب اتمی اش به رسمیت شناخته شود. دوم، حفظ نفوذ سیاسی اش در عراق. سوم، کسی کاری به حقوق بشر آنها نداشته باشد. چهارم، کسی بر سر حمایت تهران از تروریسم بازی در نیاورد. و پنجم، محو اسراییل از نقشه جهان. بیایید یک لحظه فرض را بر این بگذاریم که یک جمهوری اسلامی مجهز به بمب اتمی بطور مستقیم به اسراییل حمله نکند. هر کسی می داند که تجهیز جمهوری اسلامی به بمب اتم دست کم بیش از همه به گسترش تروریسم می انجامد و به مسابقه تسلیحاتی دامن می زند و قیمت نفت را به آسمان می رساند. احمدی نژاد رییس جمهوری اسلامی مرتب با بالابردن قیمت نفت جهان را تهدید می کند. فرض کنیم ما در تمامی مسائل به یک نوع توافق برسیم. ولی چه چیزی هرگز این رژیم را پایبند خواهد کرد که بر سر توافقاتش بماند؟ یکی از دوستانم چندی پیش در جلسه دادگاهی در سوریه حضور پیدا کرد. مسئولان سوری می خواستند به جهان نشان دهند که دمشق در مبارزه علیه تروریسم یکی از متحدان آن است. درست در میانه جلسه ناگهان متهم عنان اختیار از دست داد و رو به قاضی فریاد زد: «چطور مرا به تروریسم متهم می کنید؟ افراد خودمان مرا در اردوگاه های خود سوریه آموزش داده اند!» رژیم های سوریه و ایران دروغ می گویند و فریب می دهند. من مخالف این نیستم که با جنایتکاران پشت یک میز بنشینیم. به هنگام مذاکره با شوروی ها نیز ما همزمان روی استراتژی دفاعی سرمایه گذاری کردیم، از «سولیدارنوش» جنبش همبستگی در لهستان حمایت کردیم و روابط اقتصادی را مشروط به خواست های حقوق بشری نمودیم. گروه بیکر ظاهرا روی این واقعیت حساب کرده است که جمهوری اسلامی در ایران در آغاز دهه نود در مذاکرات سازمان ملل بر سر مسائل افغانستان شرکت داشت. اما آن موقع رژیم ایران همزمان در اینکه قدرت طالبان که یک گروه سُنّی بود محدود شود ذینفع بود. آیا واقعا می توان تصور کرد که جمهوری اسلامی و سوریه برای جرج بوش به آب و آتش بزنند؟ تازه، اگر هم نهایتا با آنها «حرف بزنیم» آن واقعگرایان واقعی باید مذاکرات را هدایت کنند. به عنوان فرستاده ویژه اتحادیه اروپا من اتو شیلی [وزیر داخله پیشین آلمان] را پیشنهاد می کنم و از سوی آمریکا نیز جان بولتون [نماینده سابق آمریکا در سازمان ملل که اخیرا تعویض شد] به یک شغل تازه احتیاج دارد.
|
|
| © 2005 | | alefbe - journalist | | berlin | | germany | |