ترجمه

 

پشت صحنه جنبش صلح

جفری گدمین

 

خوب است کسانی که می خواهند با صداقت تمام به طرفداری از «جنبش صلح» به خیابان ها بروند، این مقاله را بخوانند و به جای یک بار، دست کم دو بار فکر کنند که بازیچه کدام دست های پنهان سیاسی و اقتصادی می شوند. ظاهرا آمریکا و کشورهایی که از آن پشتیبانی کردند، به این پشت صحنه آشنا هستند که به تظاهرات میلیونی در سراسر جهان علیه جنگ عراق هیچ اعتنایی نکردند. مقاله جفری گدمین ژورنالیست و مفسر رسانه های آلمانی را به نقل از روزنامه «دی ولت» (21 ژوئن) می خوانید:

 

محمدعلی رامین یکی از مشاوران محمود احمدی نژاد رییس جمهوری اسلامی در دیداری که چندی پیش با دانشجویان در شهر رشت داشت گفت: «تا وقتی اسراییل هست، از صلح خبری نیست». او هم چنین «شایعه هولوکاست» را با آنفلونزای مرغی مقایسه کرد و مدعی شد این هم یک توطئه است تا توجه همگان را از سیاست شکست خورده شان در خاورمیانه منحرف کنند. محمدعلی رامین گفت کشتن مرغها به بهانه بیماری فقط برای این است که قیمت مرغ را بالا ببرند. از قرار معلوم او به این هم معتقد است که طاعون و تیفوس را یهودیان در سراسر دنیا شایع کردند چون «مردم خیلی کثیفی هستند». آری، چنین آدم هایی می خواهند بمب اتمی داشته باشند. آیا این موضوع نباید توجه جنبش صلح در آلمان را به خود جلب کند؟ جنبش صلح همواره علیه سلاح های هسته ای بوده است، در حالی که ایران در حال ساختن چنین بمبی است. جنبش صلح سازمان ملل و حقوق ملل را به عرش اعلا می برد، در حالی که رژیم تهران در برابر مسئولان سازمان بین المللی انرژی اتمی مقاومت می کند. جنبش صلح «مسابقه تسلیحاتی» را محکوم می کند، در حالی که اگر ایران یک بمب داشته باشد، ترکیه و عربستان و سعودی و مصر نیز بر فعالیت خود خواهند افزود. جنبش صلح حقوق بشر را ارج می نهد. در حالی که ملاها زنان را سنگسار می کنند. جنبش صلح مدرن، چند فرهنگی و این جهانی است. در حالی که پرزیدنت احمدی نژاد به امام دوازدهم اعتقاد دارد و برای مبارزه فرهنگها غش و ضعف می کند. جنبش صلح خواهان صلح است. در حالی که رییس جمهوری اسلامی می خواهد یکی از کشورهای عضو سازمان ملل را  از نقشه جهان محو کند.

به این ترتیب یک بار دیگر جنبش صلح خود را به مثابه یک سیاه بازی فریبکارانه به نمایش می گذارد. در طول جنگ سرد، این جنبش از آمریکا ستیزی تغذیه می کرد و به حمایت از سوی شوروی زنده بود. تا اینکه مدتی پیش پس از اینکه جرج بوش اعلام کرد صدام حسین باید از قطعنامه های سازمان ملل پیروی کند، زندگی جدید این جنبش دوباره به جریان افتاد. نیم میلیون نفر آموزگار، دانشجو، وابستگان کلیساها و اتحادیه ها در برلین تظاهرات کردند. کمتر کسی از این افراد هرگز به فکر مردم عراق بود. امروز هم عین همان کار را می کنند.

آنها شعار می دهند: «خون برای نفت، نه!» آیا این آدم های خوب می دانند که اروپا بیش از آمریکا به نفت خاور میانه وابسته است؟ عربستان سعودی و ایران مهم ترین طرفین تجاری آلمان در منطقه هستند. در دومین دوره صدر اعظمی گرهارد شرودر حجم صادرات آلمان به ایران نزدیک سی و سه و نیم درصد (سه میلیارد و ششصد میلیون یورو) افزایش یافت.  با گسترش صدور نفت، حجم واردات در دو سال گذشته بیست و پنج درصد (سیصد و نود و دو میلیون یورو) افزایش پیدا کرد. شرودر که ما او را پدر جنبش صلح مدرن می نامیم، به عنوان صدراعظم پیشین و رییس امروزین شورای نظارت گازپروم (بزرگترین شرکت گاز جهان و هم چنین روسیه) اخیرا به ریاست افتخاری انجمن آلمان و خاورمیانه انتخاب شد. حالا گرهارد شرودر مراقب است تا هیچ تحریمی علیه ایران اعمال نشود.

در حقیقت اما این دوگانگی اخلاقی آشکار که بی عملی جنبش صلح را در مورد ایران (هم چنین سودان و کره شمالی و سوریه) به نمایش می گذارد، چندان سرگرم کننده نیست. آنچه جالب است ادعاهایی است که برخی از این گروه در حال حاضر عنوان می کنند. شبکه همکاری صلح نگران است مبادا در ایران یک دولت «طرفدار غرب» روی کار بیاید. در سایت گروه پژوهش صلح دانشگاه کاسل مقاله ای از پروفسور مِگله از دانشگاه لایپزیگ وجود دارد که در آن می نویسد «ایران باید خیلی ابله باشد» اگر بمب نسازد. جامعه صلح آلمان اعلام می کند ایران به بمب احتیاج دارد تا بتواند از خود در برابر آمریکا و اسراییل دفاع کند. دفتر پزشکان بین المللی برای پیشگیری از جنگ اتمی در برلین یک کار پژوهشی را اخیرا منتشر کرد که در آن پیامدهای یک حمله اتمی به ایران شرح داده می شود: ظاهرا در طول 48 ساعت بیش از دو میلیون نفر کشته و حدود یک میلیون نفر به سختی زخمی خواهند شد و بیش از ده میلیون نفر در منطقه در تشعشع اتمی قرار خواهند گرفت.

مجله «اشترن» هنگامی که آمریکا پس از یازده سپتامبر 2001 به افغانستان حمله کرد تیتر درشت زد: «این جنگ را متوقف کنید!» بیش از 44 روشنفکر و سیاستمدار و هنرمند در «اشترن» طی فراخوانی خواهان پایان حمله آمریکا شدند. اما بعدا الکساندر آرندت، همکار من، پدرش در آمد تا بتواند فقط چند نفر از این افراد برجسته را قانع کند که زیر پا گذاشتن حقوق بشر را در ایران و خطرات یک ایران اتمی را علنا یادآور شوند. با این همه من بالاخره یک وبلاگ صلح دوست را هم پیدا کردم که نوشته بود ایران در حال حاضر کمی مبالغه می کند!

 

| © 2005 | | alefbe - journalist | | berlin | | germany |