|
|
|
ترجمه |
|
کسی که اینگونه سخن می گوید خودش را منزوی می کند
هوبرت کلاینرت 51 ساله استاد علوم سیاسی در شهر ویسبادن در ایالت هسن آلمان است. او در دهه هشتاد یکی از نخستین نمایندگان حزب سبزها بود و یکی از معتمدان یوشکا فیشر وزیر امور خارجه پیشین آلمان به شمار می رود. کلاینرت از پیشروان شکل گیری ائتلاف سرخ و سبز بود. فشرده مقاله او را (اشپیگل آنلاین 30 مه) درباره مصاحبه احمدی نژاد با اشپیگل می خوانید:
کسی که جدیدترین شماره اشپیگل را ورق می زند در آن مصاحبه ای می بیند که تا آنجایی که من می دانم، به این شکل بی سابقه است. رییس جمهوری اسلامی، و نه یک نئونازی یا یک تکرو ناشناخته از عرصه تحقیقات تاریخی، شخصا در این مصاحبه شایعه نامعلوم بودن هولوکاست را از همه سو گسترش می دهد. او کاملا آشکار همراه با ساده لوحی و بلاهت و همزمان به طرزی وحشتناک همان دلایل عمده ای را تکرار می کند که در اینجا در کشورمان اگر راستهای افراطی عین همانها را تکرار کنند، به طور معمول به پیگیرد و محکومیت آنها می انجامد. بر اساس این استدلال، هولوکاست بیش از هر چیز «انگیزه سیاسی» دارد، دیگر نظرات و «دانشمندان» تحت فشار و مورد پیگرد قرار گرفته و به زندان انداخته می شوند. انگار آقای احمدی نژاد می خواهد خود را نامزد نقش نماد هویت نئونازی ها در سراسر جهان کند. او هدفمند و مکرر همان دلایل کلیشه ای را عنوان می کند: ملت آلمان به کمک هولوکاست که وجود آن ثابت نشده، تحقیر می شود و به «گروگان صهیونیست ها» تبدیل شده است. و محاکمه افرادی مانند ایروینگ و تسوندل که هولوکاست را انکار می کنند، توطئه صهیونیستی است. مسلما می توان درباره اینکه اصلا باید چنین مصاحبه ای را به این شکل منتشر کرد یا نه گفتگو نمود. تردیدی نیست که راست های افراطی اینک یک قهرمان واقعی پیدا کرده اند. به نظر من البته انتشار این مصاحبه درست بود چرا که اتفاقا انتشار مشروح نظرات و جهان مورد نظر رییس جمهوری اسلامی این امر را ممکن می سازد که آخرین تردیدها درباره اینکه جهان با چه کسی طرف است از میان برداشته شود. آنچه آقای احمدی نژاد نمایندگی می کند، همینطوری یک چیز افراطی و به ویژه یک شکل خشن ضد صیهونیسم از درون جهان اسلام نیست. بلکه با جهان بینی بخش افراطی نئونازیسم اروپا کاملا مطابقت دارد. اگر کسی آشکارا در آلمان چنین سخن بگوید، از طرف هیئت تحریریه یک مجله مشهور دعوت نمی شود، بلکه حکم بازداشت دادستانی را دریافت خواهد کرد. مسلم است که احمدی نژاد مترادف با ایران نیست. حتی می توان گفت که او رهبری جریان را در تهران بر عهده ندارد. و البته رفتار سنجیده در مورد سیاست برخورد با ایران نیز ضرورت اکنون است. همه اینها درست، ولی یک سیاست عملی در عرصه خارجی نمی تواند مواضع احمدی نژاد را نادیده بگیرد. کسی که اینطور حرف می زند، خود خویشتن را از بنیادهای مشترک و متمدنانه پیشبرندگان مذاکره منزوی می کند. هولوکاست یک چیز همینطوری نیست که بتوان این یا آن نظر را درباره آن ابراز کرد. این سخنان احمدی نژاد نمی تواند در رابطه با برخورد جامعه جهانی در مورد امکانات ایران برای ساختن بمب اتمی بدون پیامد بماند. از همین رو اشتباه است اگر امکان تحریم را از نظر دور بداریم. به همین دلیل هم خیلی عجیب است که تقریبا همزمان با انتشار مصاحبه احمدی نژاد می خوانیم که گرهارد شرودر صدراعظم پیشین از سیاست آلمان در مورد خاورمیانه انتقاد کرده و توصیه می کند آلمان به هیچ وجه با سیاست تحریم موافقت نکند. البته که سیاست خارجی بیش از هر چیز عبارت از سیاست عملی است و باید به آمریکا نیز در مورد تشدید بحران در منطقه که ممکن است به نوعی «سرنوشت محتوم» تبدیل شود، هشدار داد. ولی این بدین معنی نیست که سازمان ملل از معیارهای اخلاقی و بنیادهای سیاسی دولت های مختلف چشم بپوشد. اینکه آدم با دولت هند طرف است که حق موجودیت هیچ کشوری را انکار نمی کند یا با این رییس جمهوری اسلامی معلوم است که خیلی تفاوت دارد. از همین رو کاملا خطاست اگر بخواهیم سیاست تحریم های اقتصادی را علیه ایران کاملا منتفی بدانیم.
|
|
| © 2005 | | alefbe - journalist | | berlin | | germany | |