ترجمه

 

لطفا مزاحم نشوید!

  • هتل آزادی میعادگاه بازرگانان پاکستانی و چینی، رهبران گروه های افراطی و مذهبی کشورهای اسلامی، بانوان ثروتمند و روسپیان است

  • در ایران همه جا همه کار را می توان با رشوه پیش برد فقط در «آزادی» نمی شود!

  • لیلا خالد هواپیماربا و تروریست مشهور نیز در کنفرانس «حمایت از جنبش آزادی بخش فلسطین» شرکت داشت

 

روزنامه «زود دویچه تسایتونگ» (16 ژوئن) در گزارش مفصلی از خبرنگار اعزامی خود وضعیت سیاسی و اقتصادی جمهوری اسلامی را در رفت و آمدهای یک هتل بین المللی در تهران به نمایش می گذارد. این گزارش در عین حال نشان می دهد چگونه جمهوری اسلامی ثروت کشور را به جیب گروه های مذهبی و بازرگانان پاکستانی و چینی سرازیر می کند و با واردات پیش پا افتاده، عرصه تولید داخلی را به ورشکستگی کامل می کشاند. فشرده این گزارش را می خوانید:

 

«هتل آزادی» بهترین ساختمان این محل است. روزی در اینجا یوشکا فیشر و تیم ملی فوتبال آلمان اقامت داشته اند. این روزها اما فلسطینی های افراطی و بازرگانان چینی و روسپیان مخفی در این هتل یکدیگر را ملاقات می کنند.

یک روز پیش از ملاقات با علی باپیر یکی از رهبران کرد از مصطفی منشی وی پرسیدم: «علی باپیر در کدام اتاق اقامت دارد؟» گفت: «اتاق 911»! «کدام اتاق؟!» و مصطفی بدون آنکه بتوان در چشمان قهوه ای اش چیزی خواند دوباره گفت: «911» [عدد 911 که به انگلیسی نُه یازده گفته می شود یادآور یازده سپتامبر است]

در هتل آزادی که در شمال تهران قرار دارد هر ساله کنفرانس «حمایت از جنبش آزادی بخش فلسطین» برگزار می شود. در این کنفرانس تلاش می شود برای مبارزه فلسطینی ها در سراسر جهان ارتباطاتی برقرار گردد و تبادل نظر شود. برای جمهوری اسلامی نیز فرصت خوبی است تا به مثابه رهبر ملل مسلمان در خاور میانه و خاور نزدیک خود را به نمایش بگذارد.

مصطفی به موقع در لابی هتل ظاهر می شود. لیلا خالد با دو مرد آفریقایی در کافه هتل نشسته است. او در سال 1969 یک هواپیما را که از رم به سوی آتن پرواز می کرد ربود و دومین تلاش او برای ربودن هواپیما در سال 1970 ناکام ماند. لیلا خالد را به عنوان یکی از قهرمانان جنبش آزادی بخش فلسطین می شناسند. خالد و همراهانش در مبل های چرمی سبزرنگ در قسمت سیگاری ها نشسته اند.

 

حزب اسلامی جدید!

علی باپیر را هم به همین کنفرانس دعوت کرده اند و مصطفی منشی او خبرنگاران را به طبقه نهم هدایت می کند. اتاق شماره 911 در واقع اتاق انتظار است و علی باپیر با نگاهی دوستانه ما را در اتاق 912 می پذیرد. پنجره هر دو اتاق به شمال غربی باز می شود و از آنجا می توان زندان مشهور اوین را دید که رژیم در آن زندانیان سیاسی را محبوس کرده است.

علی باپیر هم زندانی سیاسی بود ولی توسط ارتش آمریکا. در جنگ عراق به او مشکوک شدند که برای سلاح های شیمیایی مواد تولید می کند. باپیر بیست و دو ماه در زندان امنیتی فرودگاه بغداد بسر برد. او می خواهد از این موقعیت استفاده کرده و برای پروژه جدید خود تبلیغ کند: یک حزب جدید اسلامی که هنوز تشکیل نشده ده هزار عضو دارد. او به این پرسش که نظرش درباره احمدی نژاد چیست می گوید: «احمدی نژاد به یک شخصیت مهم در جهان اسلام تبدیل خواهد شد. خیلی ها فکر می کنند که بالاخره یکی پیدا شد درباره هولوکاست و اسراییل همان چیزهایی را بگوید که همه ما فکر می کنیم. او با انتخابات آزاد رییس جمهور شده و به همین دلیل پشتیبانی بزرگی از او می شود. در عین حال مرد فروتنی است و همین بر خیلی ها تأثیر می گذارد».

هتل آزادی بهترین محل برای ملاقات های بین المللی است. یک هتل پنج ستاره با تمامی امکانات از استخر شنا که البته ساعات شنای جداگانه برای زنان و مردان دارد تا دو رستوران و دو کافه و مرکز بهداشت و بانک. این هتل که بیست و هشت سال پیش در دوران شاه ساخته شد و «هتل هایت» نام داشت، با روبنای ساده قهوه ای رنگ دارای معماری دهه هفتاد است. یک سال بعد انقلاب شد و این هتل آمریکایی به تصرف بنیاد مستضعفان در آمد.

بازتاب روابط امروز جمهوری اسلامی و آمریکا را در این هتل می توان در این دید که کارت اعتباری آمریکا در اینجا پذیرفته نمی شود اگرچه پول نقد را باید به دلار آمریکا پرداخت کرد. آن هم دلار جدید چرا که تنها از این راه می توان مطمئن بود که دلارها تقلبی نیستند. برای  اتاق یک تخته 138 دلار و برای اتاق دوتخته 173 دلار باید پرداخت.

مهمانان عالیقدر جمهوری اسلامی معمولا در این هتل اقامت می کنند. در کنار یوشکا فیشر و تیم ملی فوتبال آلمان، البرادعی رییس آژانس انرژی اتمی نیز اگر دوباره با مقامات ایران وارد گفتگو شود، در هتل آزادی اقامت می کند.

 

به یاد گذشته

فرانک والتر اشتاین مایر وزیر امور خارجه جدید آلمان تا کنون در اینجا نبوده است. در حال حاضر دولت آلمان چندان گفتگوی مستقیمی با مقامات جمهوری اسلامی ندارد. تناقضات موجود در برنامه اتمی جمهوری اسلامی به سردی روابط این رژیم با کشورهای اروپایی انجامیده است. برخی از سیاستمداران جمهوری اسلامی نگرانند که این سردی روابط به انزوای بین المللی ایران بیانجامد.

علی یکی از کارکنان هتل که نمی خواهد نام فامیل اش را بگوید از روز بازگشایی این هتل در اینجا کار می کند. او 480 اتاق این هتل را بهتر از خانه خود می شناسد. به هنگام گذر از کنار سوئیت ریاست جمهوری که شبی 700 دلار قیمت دارد او با غرور به یاد می آورد که پیش از این چه کسانی در آن اقامت می کردند: رؤسای جمهور و سیاستمداران و امروز شیوخ هستند و رهبران مذهبی. حالا هم اتاق شماره 2412 از هفته ها پیش خالیست. از تمام این هتل بزرگ فقط یک پنجم آن اشغال است. علی تعریف می کند: «کسی از تیم فوتبال کویت تلفن زد و این سوئیت را رزرو کرد. ولی بعد دیگر خبری نشد».

علی از کارش راضی است اگرچه از زمان استخدام در اینجا منتظر است تا حقوق اش اضافه شود. می گوید: «وقتی هنوز آمریکایی ها اینجا بودند پول خوبی بود. ولی الان همه چیز گران شده است». کارکنان هتل نباید با مهمانان وارد گفتگویی بیش از انجام وظیفه شان شوند. به همین لیل علی هم زیاد حرف نمی زند به ویژه اگر درباره سیاست باشد. فقط می گوید که دو پسر 24 و 27 ساله اش بیکار هستند. انقلاب برای خانواده او رفاه نیاورد. درباره احمدی نژاد می پرسم. چهره خسته مهدی روشن می شود ولی چیزی نمی گوید. آخر این سؤال سیاسی است.

فوتبالیست های کویتی که در اتاق های ارزانتری اقامت کرده اند در لابی هتل چای می نوشند و سر و صدا می کنند. مهمانان ایرانی تلاش می کنند این رفتار ناپسند را نادیده بگیرند. گذشته از اینکه این تیم در برابر تیم استقلال هیچ شانسی برای بردن ندارد، بعلاوه اکثر ایرانیان عربها را با وجود پولدار بودنشان بی تمدن می دانند.

 

میعادگاه بین المللی

این کافه در لابی هتل آزادی بعد از ظهرها بهترین میعادگاه کسانی است که می خواهند قهوه ای بنوشند. کیک میوه ای و کاپوچینو خوبی هم دارد. در تهران کافه های بسیاری وجود دارند ولی اغلب جوانها به آنجا می روند و فضایشان تنگ است. در هتل آزادی اما جهان دیگری است. با کمی خیالپردازی می توان تصور کرد که در هتلی در پاریس یا نیویورک نشسته اید. به ویژه اینکه مدیریت هتل از سه سال پیش پلاکارد بزرگ «امام خمینی: آمریکا دشمن اصلی ماست» را از دیوار برداشت.

پشت میزها بانوان درباره خانواده و دوستان حرف می زنند و از همدیگر برای پارتی های مختلف دعوت می کنند. گاهی هم درباره آخرین دیوانگی های دولت حرف می زنند. ولی در حقیقت همه این را می دانند: از انقلاب به بعد همه چیز بدتر شده است، البته صرف نظر از درآمد شوهرانی که خیلی زود دریافتند چگونه با رژیم کنار بیایند. حرف زدن درباره احمدی نژاد در این جمع بانوان خیلی اُفت دارد. او برای آنها یک مرد عقب مانده است. یکی از بانوان به نام نیوشا می پرسد: «آخه کدوم آدم همچین نامه ای برای پرزیدنت بوش می نویسه؟» و بعد بدون اینکه منتظر جواب بماند ادامه می دهد: «آدم باید یا خیلی دیوونه باشه یا ملا!» سه خانمی که همراهش هستند می خندند. نغمه دوست اش می گوید: «احمدی نژاد مثل یک دهاتی حرف میزنه» و با عصبانیت سیگارش را در زیرسیگاری خاموش می کند. نیوشا فال قهوه می بیند. زنجیر کلفت طلایی که به گردن دارد به فنجانی می خورد که نیوشا آن را دایره وار می چرخاند تا باقی مانده قهوه در آن شکلی بگیرد.

از من می پرسد آیا می خواهم آینده ام را پیش بینی کند؟ چرا که نه؟ نیوشا به درون فنجان نگاه می کند و می گوید یک زن زیبا و ثروتمند به زودی نقشی در زندگی ام بازی خواهد کرد. می پرسم آیا می تواند بگوید آمریکایی ها کی حمله می کنند؟ ناگهان نغمه خیلی جدی می گوید: «به خدا من از ملاها بدم میاد. ولی حمله آمریکا رو هم نمی خوایم» و دوستش افشان می گوید: « آخه به عراق نگاه کنین هر روز چه خبره. آمریکا کسی رو در ایران پیدا نمی کنه که دنبال یک جنگ جدید باشه».

وقتی ساعت شش و نیم عصر نوازنده پیانو پشت پیانوی سیاه رویال قرار می گیرد تا آلبوم همیشگی خود را شروع کند، ترکیب بانوان نیز تغییر می کند. زنان جوانتر و لباس هایشان رنگین تر و تنگ تر می شود. محمد [نام مستعار] یکی از کارمندان هتل می گوید: «ما می دانیم اینجا هر کس چه کسی است». روسپی؟! محمد سرش را به علامت تأیید تکان می دهد. روسپیان اما حق ندارند بالا و به اتاق مشتریان بروند حتی اگر به کارکنان هتل رشوه داده شود. آنها به آپارتمان های دیگری می روند. آپارتمان هایی در شهر وجود دارد که مشتریان بومی را نیز می پذیرند. در ایران همه جا همه کار را می توان با رشوه پیش برد فقط در «آزادی» نمی شود! از آنجا که در هتل آزادی خارجی های زیادی می آیند و می روند، مأموران امنیتی را نیز می توان از کت و شلوارهای بددوخت و بدرنگ و هم چنین کفش های کثیف و خاکی شان شناخت که در حال رفت و آمدند.

 

تا اطلاع ثانوی!

از وقتی احمدی نژاد روی کار آمده که می خواهد ایران را به یک قدرت اتمی تبدیل کند، نه تنها آمریکا بلکه اروپا هم این کشور را به تحریم تهدید کرده اند. بازرگانان غربی هم نمی خواهند خطر کنند. این خلاء اقتصادی را افراد دیگری پر می کنند. مثلا سلمان خان از کراچی که نماینده یک کارخانه پرورش مرغ در پاکستان است. سلمان خان می گوید: «هر اتفاقی که بیفتد، مرغ همیشه خورده می شود!» یا آقای وانگ از شانگهای که به انگلیسی سلیس همراه با کیک سیب یک آب پرتقال تازه نیز سفارش می دهد. آقای وانگ دستگاه هایی می فروشد که با آن می توان پلاستیک را پِرِس کرد. او تا کنون چهار بار در تهران بوده ولی هیچ وقت معامله به اندازه امروز خوب نبوده است. وانگ می گوید: «از وقتی آلمان و سوییس اینجا نیستند، دیگر رقیبی وجود ندارد و دولت جدید جمهوری اسلامی هم معاملات با چین را به شدت تقویت می کند». چین تا کنون همواره علیه تحریم ایران موضع گرفته است و هر اندازه که منافع اقتصادی چین در ایران بیشتر شود، به همان اندازه تمایل این کشور به تبعیت از آمریکا کمتر می شود.

مهدی براتی مدیر هتل آزادی می گوید که چینی ها ضمنا قرارداد تعمیر هتل آزادی را دریافت کرده اند. براتی یک صندوقدار ساده در بخش پذیرش هتل آزادی بود که پس از کار در هتلی در مکه و دیدن دوره ای در یک مدرسه هتل داری در اسکاتلند به مدیریت این هتل رسید. این تلاش برای او این دفتر بدون پنجره با لکه های رطوبت بر سقف را در طبقه اول هتل به همراه داشت. نه تنها این دفتر بلکه تمام ساختمان هتل را باید تعمیر کرد. دیوارها ده سال پیش برای آخرین بار رنگ شده اند. براتی قصد دارد دو ماه دیگر هتل را برای شروع تعمیرات ببندد. می پرسم از کجا خوشبین است که می تواند چنین تعمیرات سنگینی را در این شرایط اسفبار سیاسی انجام دهد؟ می گوید: «فکر می کنم بوش با تهدیدهایش بلوف می زند. آخر سر آمریکایی ها کوتاه می آیند» و پس از مکثی ادامه می دهد: «به هر حال من اینطور امیدوارم». چند روز بعد تعمیر هتل آزادی تا اطلاع ثانوی به تعویق می افتد.

 

| © 2005 | | alefbe - journalist | | berlin | | germany |