|
|
|
ترجمه |
|
ایران فقط پنج دقیقه با اسراییل فاصله دارد پیر هویمان
اشپیگل آنلاین روز پانزدهم ژوئن گزارشی از پیرهویمان Pierre Heumann خبرنگار روزنامه سویسی «ولت وخه Weltwoche» که در اسراییل بسر می برد منتشر کرد که با توجه به حساسیت موقعیت فلسطینی ها و نقش جمهوری اسلامی در ادامه درگیری های منطقه و هم چنین حساسیت اسراییل نسبت به مواضع یهودستیزانه رژیم ایران و آمادگی این کشور برای اقدام نظامی، ترجمه آن در اختیار شما قرار می گیرد:
اسراییل با نگرانی بحران فزاینده جنگ داخلی در نوار غزه را دنبال می کند. بزرگترین نگرانی اسراییل این است: افزایش قدرت حماس هیچ معنایی جز تشدید خطر از سوی جمهوری اسلامی ندارد. «به جهنم خوش آمدید!» تیتر روزنامه «ماریف» است. این روزنامه می نویسد: «اینک اسراییل با یک دشمن عصبی دیگر همسایه شده است». روزنامه پرفروش «یدیوت آخرونوت» که رقیب «ماریف» است نیز صحنه را سیاه تصویر می کند و پس از کودتای گروه اسلامی و افراطی حماس در نوار غزه می نویسد: حالا «ایران پنج دقیقه با اسراییل فاصله دارد». آشکلون هشتمین شهر بزرگ اسراییل با صد و ده هزار نفر جمعیت تنها چند کیلومتر از نوار غزه فاصله دارد. این روزنامه هشدار می دهد این شهر می تواند به زودی مورد اصابت موشک هایی قرار گیرد که از جمهوری اسلامی در اختیار حماس قرار می گیرد. از همین زاویه روزنامه راستگرای «ماکور ریشون» می نویسد: «حماس به زودی از همان موشک های با برد کوتاهی استفاده خواهد کرد که تابستان گذشته حزب الله لبنان علیه اسراییل به کار گرفت. جمهوری اسلامی از حماس نه تنها از نظر نظامی بلکه از نظر مالی نیز حمایت می کند». همه رسانه های اسراییل به جنبه نظامی این رویدادها بیشتر از هر موضوع دیگر توجه کرده اند. برخی از آنها خواستار حمله اسراییل به نوار غزه هستند تا جریان مرگبار ارسال اسلحه از تهران را نابود سازد. برخی دیگر از این دفاع می کنند که اسراییل نوار غزه را بیش از پیش از طریق زمین و هوا در انزوا قرار دهد و یا با استقرار نیروهای نظامی بین المللی در نوار غزه به قاچاق اسلحه در آنجا پایان دهد. از آنجا که در اسراییل هر کسی خود را یک متخصص نظامی می شمارد، همزمان انتقاداتی نیز به این نظرات ابراز می شود. برای مثال روزنامه «هاآرتص» می نویسد: «دولتت باید ابتکاراتی بیش از استقرار نیروهای بین المللی در مرزها نشان دهد» و بلافاصله می افزاید: «این نظر زمانی که هنوز از سوی فلسطینی ها مخاطبی وجود داشت، راه معقولی می توانست باشد ولی حالا در نوار غزه چنین نیست. این نیروهای بین المللی در جایی که حماس در قدرت است با چه کسی می خواهند هماهنگی کنند؟ و حماس اصلا حاضر نیست نیروهای بین المللی را بپذیرد. از همین رو این پیشنهاد منتفی است». البته از راههای سیاسی نیز از جمله از سر گرفتن گفتگوها با دشمن، با حماس، در رسانه های اسراییل سخن می رود. مثلا روزنامه «ماریف» ادعا می کند در ماههای گذشته مسئولان پیشنهادهای در خور بررسی حماس را در اسراییل لاپوشانی کردند. برای مثال مبادله زندانیان و در رابطه با آن در پیش گرفتن یک آتش بس». یکی از روزنامه نگاران پیشین «ماریف» می نویسد: «شاید لازم باشد حالا این پیشنهادات را جدی بگیریم. هرگز نباید از این ناامید شد که حماس ممکن است سرانجام به یک حزب عملگرا تبدیل شود که بتوان با آن گفتگو کرد».
سه دولت برای دو ملت البته کم هستند کسانی که چنین خوشبین باشند. همان «هاآرتص» می نویسد: «در حال حاضر نیروهای میانه رو در حماس بسیار نادر هستند. جناح رادیکالی که امروز سخنگوی این سازمان است حاضر نیست با اسراییل گفتگو کند و اگر می توانستند، عملیات نابودسازی اسراییل را ادامه می دادند». در یک نکته اما اکثر مفسران اسراییل اشتراک نظر دارند: مسئله مهم الان این است که از به قدرت رسیدن حماس در ساحل غربی رود اردن جلوگیری کرد. به نظر آنها در این منطقه حماس البته بسیار ضعیف است و محبوبیت چندانی ندارد لیکن با شکست فتح در نوار عزه، چهره این سازمان نیز در ساحل غربی به شدت آسیب دیده است. «اورشلیم پست» می نویسد: «تصویر افسران نیمه برهنه فتح که در نوار غزه به حماس تحویل داده می شوند، بی تردید سبب بالا رفتن اعتبار محمود عباس در میان هوادارانش در ساحل غربی نمی شود». از همین رو باید به سرعت با عباس وارد گفتگو شد تا بتوان از قدرت گرفتن حماس در ساحل غربی نیز جلوگیری کرد. روزنامه «ماریف» می نویسد: «بسیاری از مشاوران اولمرت نخست وزیر اسراییل برای حمایت از محمود عباس به اولمرت فشار می آورند. اولمرت باید پولهای فلسطینی ها را که از ماهها قبل ضبط کرده است، هر چه زودتر آزاد کند. باید زندانیان فلسطینی را برای تقویت عباس آزاد کند. و سرانجام اولمرت باید پیشنهادات مشخص درباره حل مسئله فلسطین و اسراییل به عباس ارائه کند. البته این تنها به ساحل غربی رود اردن محدود می شود (و شاید بخش شرقی اورشلیم) چرا که ظاهرا نوار غزه از دست رفته است». روزنامه «ماریف» با تیتر بزرگ «سه دولت برای دو ملت» در صفحه اول خود آینده موقعیت این منطقه را تصویر کرده است.
سرزنش اولمرت روزنامه «یدیوت آخرونوت» اولمرت را سرزنش می کند که اقدامات جدی برای تقویت فلسطینی های میانه رو انجام نداده است. گفتگوهای اولمرت با عباس بی فایده و برای محمود عباس تحقیرآمیز بوده است. یکی از مفسران این روزنامه می نویسد: «اسراییل برای نوار غزه یک استراتژی بلندمدت نداشت. حماس این خلاء را پر کرد». از نظر نظامی نیز دولت اسراییل توسط مفسران اسراییلی مورد سرزنش قرار می گیرد. یکی از مفسران روزنامه «ماریف» می نویسد: «در ماههای گذشته نیز هنگامی که شهر سدروت در جنوب اسراییل مورد اصابت موشکهای قصام قرار گرفت، اسراییل این فرصت را که دستگاه نظامی حماس را با یک حمله حساس از کار بیندازد، از دست داد». اینک اسراییل با نوار عزه که به کنترل حماس در آمده است باید چگونه برخورد کند؟ بنا به اطلاعات روزنامه «هاآرتص» در وزارت دفاع اسراییل کسی علاقه ای به مداخله در جنگ قدرت بین فلسطینی ها ندارد. دولت اسراییل هنوز نمی داند به کودتای حماس در نوار غزه چه واکنشی باید نشان دهد. ولی زمان زیادی برای تصمیم وجود ندارد چرا که باید به نیازهای اساسی مردم پاسخ داد. به عقیده «هاآرتص» در چند هفته آینده بحران نیازهای انسانی در نوار غزه تشدید خواهد شد و اسراییل نمی تواند به مدت طولانی راههای نوار غزه را بسته نگاه دارد.
|
|
| © 2007 | | alefbe - journalist | | berlin | | germany | |