|
|
|
ترجمه |
|
نه جنگ، نه ایران اتمی یوشکا فیشر
یوشکا فیشر وزیر امور خارجه پیشین آلمان در مقاله ای برای روزنامه «زود دویچه تسایتونگ» (5 مارس) به سیاست اتحادیه اروپا در برابر ایران پرداخته است که شامل منزوی کردن، مسدود کردن امکانات و هم چنین مذاکره می شود. او معتقد است نه باید علیه ایران وارد جنگ شد و نه باید گذاشت این کشور به قدرت اتمی تبدیل شود، و این هر دو انجام پذیرند. فشرده این مقاله را می خوانید:
در واشنگتن پایتخت آمریکا یک بار دیگر صدای غرش و زوزه به گوش می رسد. عراق و ایران و بیش از هر چیز ایران موضوع بحث است. به همان اندازه که کمتر می توان از یک اقدام عملی خردمندانه در دولت بوش سراغ گرفت، به همان اندازه شایعات قوی تر می شوند: آیا آمریکا حمله می کند؟ آیا بوش واقعا فرمان حمله هوایی به ایران خواهد داد؟ مقابله با ایران در عراق ابعاد روشنتری می یابد. و چه بسا در جاهای دیگر. اخیرا در ایران در مرزهای افغانستان انفجاری روی داد که طی آن اعضای سپاه پاسداران کشته شدند. در عین حال تلاش می شود با «مدرک» خطرناک بودن ایران ثابت شود تا حمله به آن بتواند توجیه گردد. آیا اینها همه بلوف است یا جدی؟ می توان با خیال آسوده در انتظار پاسخ به این پرسش نشست. لیکن از یک سو پیشرفت برنامه اتمی ایران و از سوی دیگر دوران رو به پایان ریاست جمهوری کنونی آمریکا می توانند به پیامدهای پیش بینی ناپذیر منجر شوند. در این صورت باید از این نگران بود که مجددا، مانند عراق، ممکن است نیرو برای آغاز یک جنگ دیگر کافی باشد، لیکن برای پیروز شدن در آن کافی نیست. پیامدهای چنین ماجراجویی ای البته چند برابر پیامدهای جنگ عراق خواهد بود. به وجود آوردن یک «موضوع نیمه کاره» دیگر در خاور میانه بدترین چیزیست که می توان در پیش گرفت. این امر هم برای منطقه و هم برای همسایگان بلاواسطه آن که جایی غیر از اروپا نیست، خطرناک است. اروپاییان در مورد موضوعات اصلی امنیت خود چه می گویند؟ تونی بلر نخست وزیر انگلیس اخیرا با زبان دیگری همان سیاست مقابله دولت آمریکا را به نمایش گذاشت. ژاک شیراک رییس جمهوری فرانسه در حضور خبرنگاران از خطرناک نبودن یک یا دو بمب هسته ای و تأثیر مقابله هسته ای سخن گفت. کاخ الیزه از این سخنان به وحشت افتاد و تلاش کرد آن را پس بگیرد. و آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان؟ او در کنفرانس امنیتی مونیخ یک سخنرانی کرد که آمریکاییان خوششان بیاید وگرنه لمان ترجیح می دهد سنگر بگیرد و یا پشت صحنه بماند. به نظر می رسد شعار اصلی همه همانا دوری از خطر باشد حتی اگر به قیمت کاهش همبستگی در میان متحدان و یا تقلیل موفقیت مشترک باشد. نیروی دریایی آلمان سواحل لبنان را در برابر نیروی دریایی حزب الله دفاع می کند و این در حالیست که دیگر کشورهای اروپایی بار اصلی نیروی زمینی را بر عهده گرفته اند. آلمان در شمال افغانستان حضور قوی نظامی داشته و توجهی به فریادهای کمک کانادایی ها که در جنوب افغانستان با طالبان می جنگند، ندارد. حال آلمان می خواهد دست کم هواپیماهای «تورنادو» را برای شناسایی به جنوب بفرستد. ظاهرا اتحادیه اروپا از نظر سیاست امنیتی نه تنها در حال رکود بسر می برد بلکه چه بسا درحال پسروی است. در این میان اقدام مشترک کشورهای اتحادیه اروپا بیش از هر زمان ضرورت می یابد. به ویژه سه کشور بزرگ اروپایی، آلمان، انگلیس و فرانسه، و بیش از همه ریاست اتحادیه اروپا که هم اکنون با آلمان است، می باید به دنبال یک اقدام مشترک بر اساس مسائل امنیتی استراتژیک باشند. در غیر این صورت اروپا آنگاه که شرایط جدی شود، از دایره خارج خواهد ماند. و اکنون همان زمانیست که شرایط در ایران و خلیج فارس جدی می شود. اگر امسال حمله هوایی به ایران صورت گیرد، آنگاه پیامدهای آن ابتدا منطقه و سپس دامان همسایه بلاواسطه خاورمیانه در غرب یعنی اروپا را آن هم برای مدتی طولانی خواهد گرفت. اگر هم ایران هدف خود را پیش ببرد و به یک قدرت اتمی تبدیل شود، باز هم اروپا باید تاوان آن را بپردازد. قاره کهن اروپا با مسائل بسیار مهمی روبروست. دقیق تر بگوییم، موضوع بر سر دو منافع امنیتی بسیار مهم برای اتحادیه اروپاست: نه جنگ با ایران و نه یک ایران اتمی. چگونه می توان این دو منافع ظاهرا متناقض را در یک استراتژی مشترک گرد آورد؟ پاسخ در این سه سیاست مؤثر نهفته است: انزوای نافذ، انسداد مؤثر و مذاکره مستقیم. اروپاییان به رهبری آنگلا مرکل، تونی بلر و ژاک شیراک باید مشترکا به واشنگتن پیشنهاد کنند که حاضرند یک بهای اقتصادی بالا، و حتی خیلی بالا، بپردازند تا بتوان تحریم ها علیه ایران را مصمم تر پیش برد. البته به دو شرط: گزینه نظامی را باید قاطعانه به کناری نهاد و گفتگوی مستقیم بین همه طرفین، از جمله واشنگتن، را در دستور کار قرار داد. یک استراتژی مشترک در برابر سوریه، که نه «تغییر رژیم» بلکه «تغییر متفقین» را هدف قرار می داد، می تواند سیاست انزوا و گفتگو را در برابر ایران قاطعانه تقویت کند. بسیار درست و مهم بود که آخرین شورای وزرای خارجه اتحادیه اروپا تحریم علیه تهران را تصویب کرد. چرا که این تحریم های مالی مؤثر بوده اند. نخبگان سیاسی ایران آغاز کرده اند تا به تأمل در مورد بهایی بپردازند که تقابل آنها با شورای امنیت به بار می آورد. حتما باید این روند را مصممانه تقویت کرد و همزمان از ماجراجویی دست برداشت. اروپا امروز می تواند با اقدام مشترک و مصمم از پیشرفت دو فراگرد به شدت ناخوشایند در ایران، بروز جنگ و تبدیل ایران به قدرت اتمی، جلوگیری کند. موضوع بر سر منافع اصلی اروپا و آمریکاست. استفاده از این فرصت همانا در مسئولیت اروپا قرار دارد و ریاست اتحادیه اروپا (آنگلا مرکل صدراعظم آلمان) باید به آن پاسخ گوید.
|
|
| © 2007 | | alefbe - journalist | | berlin | | germany | |