ترجمه

 

مسئله عراق نیست، ایران است!

 

·       حتی یک آمریکای ضعیف هم چاره دیگری ندارد جز اینکه برای نقش قدرت جهانی در خاور میانه مبارزه کند!

 

رسانه های  آلمان درباره جنگ لبنان و نقش حتمی و آشکار جمهوری اسلامی در راه انداختن آن زیاد می گویند و می نویسند. از آن همه که هسته اصلی آن برای ایرانیان نا آشنا نیست، گفتگوی روزنامه «دیتسایت» (20 ژوییه) با یوشکا فیشر وزیر امور خارجه پیشین آلمان را برگزیده ایم که فشرده آن را می خوانید:

 

س: آقای فیشر، وقتی عکس شلیک راکت و کشته شدگان و زخمی ها را در حیفا می بینید، چه فکر می کنید؟

ج: به ویزه بر من به عنوان کسی که دکترای افتخاری از دانشگاه حیفا دریافت کرده ام، تأثیر بسیار ویرانگری دارد. و نخستین واکنش من اعلام همبستگی با مردم حیفا است.

 

س: و چه فکر می کنید وقتی عکس شکلیک راکت، کشته شدگان و زخمی ها را در جنوب بیروت می بینید؟

ج: وقتی قربانیان فراوان فلسطینی و لبنانی را می بینم باز هم قلبم خون می شود. من دوستان خوبی در آنجا دارم. تمام امکانات انسانی باید به کار گرفته شود تا این درگیری چنان محدود شود که به یک جنگ تمام عیار تبدیل نگردد. البته اسراییل پس از مورد حمله قرار گرفتن حیفا هیچ عقب نشینی را در مورد لبنان نخواهد پذیرفت. تصاویر بدترین نگرانی های مرا تأیید می کنند. اما نباید علت و معلول را با یکدیگر عوضی بگیریم. به عقب نشینی اسراییل با خشونت پاسخ داده شد. بگذارید با استناد به واقعیات حرف بزنم: اسراییل از نوار غزه عقب نشینی کرد. این تصمیم یک عقب نشینی تعیین کننده برای جنبش ملی صهیونیست ها بود.

 

س: البته اسراییل با کشیدن دیوار در کرانه باختری رود اردن خیلی یکجانبه عمل کرد. آیا فلسطینی ها نباید فکر کنند که نمی خواهند آنها دارای دولتی باشند که بتواند روی پای خودش بایستد؟

ج: من احساس فلسطینی ها را می شناسم. موضع ما نیز در مورد آن دیوار همواره روشن بوده است. ولی از جانب فلسطینی ها هیچ عقب نشینی تعیین کننده ای صورت نگرفت. مردم به جای آن، رفتند حماس را انتخاب کردند که ادعای حاکمیت بر همه «فلسطین» و به این ترتیب بر اسراییل را دارد. و هنوز ارتش نوار غزه را ترک نکرده بود که حماس و شرکا بی وقفه راکت به سوی اسراییل پرتاب کردند. من به یاد نمی آورم که اعضای دولت های غربی این موضوع را در ماه های گذشته عمیقا افشا کرده باشند. به عنوان سند واقعی باید به این موضوع هم اشاره کرد که اسراییل لبنان را ترک کرد ولی دولت آنجا فرصت خلع سلاح حزب الله را از دست داد در حالیکه قطعنامه 1559           شورای امنیت سازمان ملل دولت لبنان را موظف به این کار کرده است. تصورش را بکنید که حزب الله  نه اسراییل بلکه یک کشور عربی را مورد حمله قرار می داد، آنوقت همه در اینجا با کلمات دیگری از جنگ صحبت می کردند!

 

س: آیا این جنگ نیست؟

ج: چرا، چرا، بیروت بمباران می شود، حیفا هم. از هر دو طرف مردم توسط قوای نظامی کشته می شوند. این جنگ است، اگرچه هنوز شاید تمام عیار نباشد.

 

س: دهها کشته در اسراییل، صدها کشته در لبنان و صدها هزار نفر در حال فرار. آیا معیارهای ما برای جنگ تفاوت دارد؟

ج: ما این رنج را می بینیم. ولی این بحران نوعی جنگ رزرو است با پس زمینه منافع محلی، منطقه ای و جهانی. رهبری خارجی حماس این درگیری را برای مقابله با نیروهای میانه درون این سازمان و نیز درون فلسطینی ها به کار می گیرد. سوریه و ایران هم منافع خود را دنبال می کنند. اما من فکر می کنم اشتباه بزرگی خواهد بود اگر برخی ها در آنجا فکر کنند که این بحران می تواند برخی مشکلات دیگر آنها را حل کند. این ترفند عمل نخواهد کرد. البته که باید از اسراییل هم انتقاد کرد. ولی با این انتقاد این واقعیت عوض نمی شود که اسراییل است که مورد حمله قرار گرفت. من قاطعانه در برابر آنچه برخی از رسانه ها و چپ های اروپایی در پیش گرفته اند که اسراییل را متجاوز نشان دهند،  دفاع می کنم آن هم در شرایطی که همه اینها وقتی سربازان اسراییل را ربودند و شهرهای اسراییل را به راکت بستند، یک کلمه حرف نزدند. اگر ما دست روی دست بگذاریم و به یک حمله مشترک سیاسی و توانمند و قاطعانه اقدام نکنیم، آنگاه هر یک از بحران های منفرد در خاورمیانه، از درگیری اسراییل و فلسطین، از لبنان بی ثبات، از سوریه، از درگیری های عراق که به جنگ داخلی شبیه است، از دعوای اتمی با ایران و خطر مداوم تروریست ها، خیلی زود یک درگیری خشونت آمیز و کنترل ناپذیر در منطقه شکل خواهد گرفت.

 

س: آیا تشکیل یک کنفرانس بزرگ خاورمیانه ضروریست؟

ج: چنین کنفرانسی می تواند ضروری شود و حتی زودتر از آنچه برخی فکر می کنند. ولی هنوز بحث روز نیست. الان باید بیش از هر چیز به این درگیری خاتمه داد. ولی بعد به استراتژی نیاز داریم و باید به پرسش های تعیین کننده پاسخ دهیم: آیا راه حل دو دولت اسراییل و فلسطین می تواند مشکل را حل کند وقتی که هر عقب نشینی اسراییل به ضعف آن کشور تعبیر شده و این بهانه را به دست می دهد تا بتوان به آن حمله کرد؟

 

س: آیا آمریکا با وضعیتی که در عراق پیدا کرده،  توان آن را دارد تا برای هدایت حل مشکل حرکت کند؟

ج: بدون یک آمریکای مصمم هرگز به راه حلی نخواهیم رسید. عراق و خلاء قدرت در آنجا برای آمریکا و هم چنین برای ما مشکلات عظیمی به وجود آورده است ولی مسئله اصلی عراق نیست، درگیری با ایران است. اگر بتوان موفق شد که با تهران بر سر برنامه اتمی و غنی سازی اورانیوم به تفاهم رسید، آنگاه موقعیت در خاورمیانه اساسا تغییر خواهد کرد. اگر نه، ما به بحران عظیمی کشیده خواهیم شد با پیامدهایی که پیش بینی پذیر نیستند. در این صورت اروپا دیگر نمی تواند به عنوان ناظر بین دو طرف بایستد.

 

س: آیا اروپا در پیش زمینه جنگ عراق بر تأثیرات ایران آگاه بود؟ آیا اروپا به آمریکا هشدار داد؟

ج: اروپایی وجود نداشت!

 

س: دولت سرخ و سبز شما چه می گفت؟

ج: موضع پاریس و برلین در این مورد همواره روشن بوده است و به همین شکل هم در واشنگتن نمایندگی می شد. ما مرتب می گفتیم: ایران یک برنامه اتمی و موشکی دارد و دموکراسی در عراق یعنی اکثریت شیعه و این اکثریت یعنی تشدید نفوذ فزاینده ایران که توسط شیعیان اداره می شود. ما هشدار می دادیم ایران می تواند بزرگترین برنده جنگ عراق باشد و واقعا هم همینطور شد. صدام حسین دشمن شماره یک ایران، توسط آمریکا نابود شد. طالبان دشمن شماره دو ایران در افغانستان توسط آمریکا از قدرت برکنار شد. دموکراتیزه کردن عراق نیز شیعیان و به این ترتیب ایران را قدرتمند کرد.

 

س: آیا برای یک راه حل مسالمت آمیز با ایران دیر نشده است؟

ج: اگر ما به مفهوم مذاکره باور نداشته باشیم، آنگاه باور خودمان و دیپلماسی را باخته ایم. برای این باور تنها اراده مشترک و پویای غرب و هم چنین اعضای دائمی شورای امنیت لازم است. آنچه می تواند منطقه را به آتش بکشد این است که تسلیحات اتمی با سیاست خارجی انقلابی [ایران] و با هدف تغییر اساسی ساختار منطقه پیوند داده شود.

 

س: و ایران را چگونه می توان رام کرد؟

ج: باید آن نیروهایی را در تهران حمایت و تقویت کنیم که مانند ما از چنین برخوردی می ترسند و می خواهند از آن اجتناب کنند. و هم چنین باید به ایران یک تضمین امنیتی منطقه ای بدهیم. البته تمام اینها بستگی به این دارد که ایران از غنی سازی اورانیوم برای همیشه دست بردارد و در خاورمیانه از یک سیاست عملی و سازنده در رابطه با مسئله اسراییل و فلسطین پیروی کند.

 

س: آیا این خواب و خیال نیست؟

ج: تنها بدیل این راه حل چنین است: بهتر است یک بحران خطرناک را زودتر از آنکه دیر شود بپذیریم! دست های ما هم خالی نیست. اگر ایران نرمش نشان بدهد، ما می توانیم تکنولوژی و تجارت در اختیارش بگذاریم. این کشور امکانات عظیمی دارد. ظرفیت آن بسیار بالاست. موقعیت اش بسیار مهم است. ایران می تواند بزرگترین برنده یک خاورمیانه جدید و در امن و امان باشد. من همیشه به ایرانیان می گویم: به آلمان در آغاز قرن بیستم نگاه کنید. آن دوران می توانست سرنوشت قرن آلمان را رقم بزند، ولی ما آن فرصت را از دست دادیم.

 

س: بدبین ها می گویند در خاورمیانه هرگز صلحی وجود نخواهد داشت: پیمان اسلو، کمپ دیوید و نقشه مسیر راه همگی شکست خوردند.

ج: من اینقدر بدبین نیستم. البته در راه رسیدن به صلح فراز و نشیب و تونل های تاریک خواهیم داشت. ولی خطر بزرگ در این است که افراطیون در فلسطین، در حزب الله، در سوریه و در ایران دست بالا را پیدا کنند و خودشان را پیروز ببینند. خطر این است که آنها ضعف آمریکا را جشن بگیرند و پیامدها را کاملا غلط ارزیابی کنند. چرا که حتی یک آمریکای ضعیف هم چاره دیگری ندارد جز اینکه برای نقش قدرت جهانی در خاور میانه مبارزه کند! اسراییل هم با وجود آدم ربایی ها و راکت پراکنی ها در منطقه ادعای سلطه خواهد کرد و اروپا در کنار شریک خود خواهد ایستاد.

 

س: ایران قاطعانه به دنبال دستیابی به بمب اتمی است و به نظر می رسد مردم هم پشت حکومت هستند. چگونه می خواهید مانع این کار شوید؟

ج: ایران در برابر این تصمیم قرار دارد که آیا راه کره شمالی را برود و یا به یک قدرت سازنده در منطقه تبدیل شود. من آروزی ایرانیان را برای داشتن یک جایگاه مناسب در منطقه می فهمم. این جایگاه به دلیل وسعت و فرهنگ و تاریخ و ظرفیت هایش حق این کشور است. هیچ کس نمی خواهد با این جایگاه ایران در منطقه مخالفت کند به شرط آنکه تهران این جایگاه را بطور سازنده بپذیرد. حتی اسراییل هم تا زمانی که موجودیت اش مورد قبول و تضمین قرار گیرد، این جایگاه را وتو نخواهد کرد. یهودستیزی در ایران پیشینه ندارد و سخنان احمدی نژاد همه تاریخ جدید دارند.

 

س: اما ایران در حال حاضر این اندازه هم عاقل نیست. کدام قدرت سازنده در منطقه وجود دارد که اروپا می تواند روی آن حساب کند؟

ج: من به خودمان اروپاییان همواره می گویم: بالاخره اهمیت ترکیه را درک کنید آن هم به دو معنا. ترکیه از یک سو به عنوان شریک در سیاست امنیتی حوزه دریای مدیترانه برای ما مهم است و از سوی دیگر مدرن شدن ترکیه بر جهان اسلام تأثیر خواهد گذاشت. در ترکیه است که می توان دید این تحول چه معنایی دارد و چه سودهایی به همراه می آورد. امیدوارم دولت ما هم دریابد که نقش ترکیه در بحران های خاورمیانه تا چه اندازه مهم است و این را در ورود ترکیه به اتحادیه اروپا در نظر بگیرد. من هم می دانم اشکالاتی هنوز در این کشور وجود دارد. ولی آنها در مقایسه با نقش مهم این کشور در حفظ صلح و تحولات در خاور میانه حاشیه ای هستند.

 

 

| © 2005 | | alefbe - journalist | | berlin | | germany |