|
|
|
ترجمه |
|
شیرین عبادی: آمریکا مسئول بحران اتمی است!
شیرین عبادی که جایزه صلح نوبل را در سال 2003 به خیال خام غربیان برای تقویت «اصلاحات» به دست آورد این روزها به مثابه سخنگوی دولت احمدی نژاد با رسانه های غربی گفتگو می کند و به نمایندگی از سوی دولت و هم چنین مردم ایران سخن می گوید. او اخیرا در گفتگویی با روزنامه اتریشی دی پرسه Die Presse با مترادف قرار دادن دولت احمدی نژاد و دولت اتریش گفت: شما هم اگر کشورتان مورد حمله قرار بگیرد، از دولت تان حمایت می کنید! این گفتگو (8 ژوئن) را که در برخی پاسخ ها به راحتی می توان نام مصاحبه شونده را به احمدی نژاد تغییر داد، می خوانید:
س: شما با دیگر برندگان جایزه صلح نوبل برای رفع بحران ایران به وین آمدید. آیا هراس غرب از داشتن بمب اتمی توسط ایران را درک می کنید؟ ج: من مخالف داشتن بمب اتمی هستم. هیچ کشوری به بمب اتمی نیازی ندارد، نه ایران و نه آمریکا.
س: آیا احمدی نژاد رییس جمهوری اسلامی به بحران اتمی دامن می زند تا در داخل برای خودش چهره سازی کند؟ ج: این آمریکایی ها هستند که باعث شدند تا بحران اتمی به وجود بیاید. آمریکایی ها ادعا می کنند که اگر ایران دارای تسلیحات هسته ای شود تمام منطقه را تهدید می کند، می گویند ایران یک کشور بنیادگراست، حکومت دمکراتیک ندارد و از تروریسم حمایت می کند به همین دلیل هم اجازه ندارد بمب اتم داشته باشد. ولی آمریکایی ها یک چیز را فراموش کرده اند: پاکستان هم بمب اتم دارد در حالیکه مسلمانان در آنجا به مراتب بنیادگراتر از ایران هستند. پاکستان مهد طالبان و القاعده بود. مشرف هم با انتخابات آزاد به قدرت نرسید. تنها تفاوت بین پاکستان و ایران این است که پاکستان طرفدار آمریکاست و ایران نیست.
س: حالا آمریکا خواستار مذاکرات مستقیم با ایران شده است. برای رژیم ایران دراز کردن دست به سوی «شیطان بزرگ» تا چه اندازه دشوار است؟ ج: آمریکایی ها ایران را پشت میز مذاکره دعوت نکردند. بلکه آنها گفتند ایران باید اول غنی سازی اورانیوم را متوقف کند تا بعد بتوان مذاکره کرد. ایران اما این پیش شرط را نمی پذیرد.
س: با این همه آیا پس از سالها سردی روابط آیا این اقدام بزرگی از سوی آمریکا نبود؟ ج: خیر! اقدام بزرگ همان معذرت خواهی آلبرایت وزیر امور خارجه پیشین آمریکا به دلیل دخالت در کودتای سیا علیه مصدق بود. آن زمان بهترین موقع برای گفتگو بود.
س: ولی هیچ گفتگویی انجام نشد. ج: گفتگویی انجام نشد و این اشتباه بزرگی بود.
س: از سوی هر دو طرف؟ ج: بیشتر از سوی ایران.
س: در تهران ظاهرا این فرض وجود دارد که آمریکا به دلیل گرفتاری در عراق نمی تواند یک درگیری نظامی دیگر را متحمل شود. آیا این فرض نمی تواند یک نتیجه گیری مهلک باشد؟ ج: منظورتان این است که آمریکا ممکن است به ایران حمله نظامی بکند؟
س: چه کسی می تواند این را منتفی بداند؟ ج: مردم ایران وطنشان را دوست دارند و اجازه نمی دهند این کشور مثل عراق ویران شود.
س: یک درگیری نظامی چه پیامدهای سیاسی برای ایران خواهد داشت؟ ج: مردم به پشتیبانی از دولت خواهند پرداخت. اگر به اتریش هم حمله شود، شما هم از دولت خودتان حمایت خواهید کرد حتی اگر با سیاست های آن موافق نباشید.
س: فکر می کنید مردم ایران در مورد مسئله اتمی پشتیبان دولت هستند؟ ج: مسئله اتمی با زندگی روزمره هیچ ارتباطی ندارد. مردم کار، امنیت بیشتر و سطح زندگی بهتر و بیش از هر چیز آزادی و امنیت می خواهند. این چیزها مسائل روزمره اند.
س: اگر سازمان ملل تصمیم به تحریم ایران بگیرد، مردم چه واکنشی نشان خواهند داد؟ ج: بستگی به نوع تحریم ها دارد. البته مردم با هر نوع تحریمی که زندگی روزانه آنها را مختل کنند، موافق نیستند.
س: آیا وضعیت حقوق بشر در ایران پس از ریاست جمهوری احمدی نژاد تغییر کرد؟ ج: متأسفانه در دوران خاتمی و پیش از او نیز آزادی و دمکراسی کامل وجود نداشت. حالا هم بهتر نشده است. سانسور بیشتر از پیش شده است.
س: این بازگشت به عقب را در میان زنان چگونه می توان دید؟ ج: بسیاری از سایت های فمینیستی سانسور می شوند.
س: اوضاع برای شخص شما دشوارتر شده است؟ ج: در دوران ریاست جمهوری خاتمی یک بار دستگیر شدم. امروز هم زندگی راحتی ندارم. برای من چیزی تغییر نکرده است.
س: یعنی همچنان زندگی راحتی ندارید؟ ج: پس از دریافت جایزه نوبل سه بار مرا به دادگاه احضار کردند. می خواهید یکی از آنها را تعریف کنم؟ من وکیل اکبر گنجی بودم که به دلیل چند مقاله انتقادی به شش سال زندان محکوم شده بود. وی در زندان کتابی انتقادی نسبت به رژیم نوشت و در اینترنت منتشر کرد. به همین دلیل در زندان با او بدرفتاری کردند. گنجی این بدرفتاری را با اعتصاب غذا پاسخ داد و من هم به عنوان وکیل آن را اعلام کردم. دادستانی تهران مرا متهم کرد که من گنجی را به اعتصاب غذا تحریک کردم و حتی از سوی آمریکا کمک مالی گرفته ام. واقعا مضحک است.
س: حال گنجی چطور است؟ ج: او چندی پیش آزاد شد ولی دادگاه من هنوز تمام نشده است.
|
|
| © 2005 | | alefbe - journalist | | berlin | | germany | |