ترجمه

 

اتحاد کشورهای منطقه علیه جمهوری اسلامی

 

خانمها آنگلا مرکل صدراعظم آلمان و کوندالیزا رایس وزیر خارجه آمریکا می خواهند جان تازه ای در «نقشه راه صلح» خاورمیانه بدمند. به نظر آنها تلاش برای پایان دادن به درگیری میان فلسطین و اسراییل باید شدت یابد و ظاهرا سرنخ همه سیاست هایی که غرب در پیش می گیرد، سرانجام به یک نقطه می رسد: قدرت فزاینده جمهوری اسلامی در منطقه. فشرده تفسیر روزنامه «دی ولت» (19 ژانویه) را می خوانید:

 

دیپلماسی آمریکا حل مسئله فلسطین و اسراییل را دوباره در اولویت قرار داده است. در شرایط کنونی اما از سرگیری تلاشها برای حل این مسئله آنگونه که سیاستمداران آمریکا و اروپا تصور می کنند، چندان چشم انداز مطلوبی ندارد. در مناطق خودگردان فلسطینی یک جنگ داخلی پنهان بین نیروهای فتح که طرفدار محمود عباس رییس جمهوری فلسطین هستند و دولت حماس که اسلامیست های افراطی هستند و هم چنان از به رسمیت شناختن موجودیت اسراییل سر باز می زنند، جریان دارد. حتی زمانی که محمود عباس وارد مذاکرات مستقیم به مقامات اسراییل می شود، در سرزمین خود قدرت لازم را برای پیشبرد توافقاتش با اسراییلی ها ندارد.

چرا آمریکا، اسراییل و محمود عباس در از سر گرفتن مذاکرات صلح شتاب دارند؟ نه تنها اسراییل بلکه هم چنین قدرت های عربی مانند عربستان سعودی و مصر نیز از این هراس دارند که حماس از سوی جمهوری اسلامی مانند حزب الله در لبنان مسلح شود. رژیم های سنی مذهب عرب با هراس تمام شاهد این هستند که چگونه ایران گروه های شبه نظامی شیعه را در عراق به حرکت در می آورد تا کنترل خود را بر مناطق بیشتری از عراق گسترش دهد. بزرگترین کابوس عربستان و مصر و اردن  در مرحله بعد این است که مبادا خودشان در نوبت گسترش نفوذ جمهوری اسلامی قرار داشته باشند: چه خواهد شد اگر رژیم ایران شیعیان این کشورها را که تحت فشار قرار دارند، علیه دولت هایشان با پول و اسلحه مجهز کند؟

از همین رو تمامی نیروهای ذینفع قصد دارند تا جایی که ممکن است به سرعت مذاکرات صلح اسراییل و فلسطین را از سر گیرند تا تبلیغات رژیم ایران را که خودش را مدافع مقاومت فلسطینی ها جا می زند، متوقف کرده و حماس را از نظر سیاسی منزوی سازند. محمود عباس و سازمان فتح می خواهند با پیشبرد مذاکرات، دفاع غرب را از خود در برابر حماس تضمین کنند. غرب نیز به خوبی می داند ساختار ورشکسته و فاسد سازمان فتح امکان ندارد یکشبه تغییر کند. ولی در حال حاضر راه دیگری در مقابله با حماس افراطی وجود ندارد. از همین رو غرب با دست و دلبازی به روی خود نمی آورد که سازمان مثلا «میانه رو» فتح درست مانند حماس کم عملیات تروریستی علیه اسراییل انجام نداده است و در سوگ صدام حسین دیکتاتور عراق مراسم عزاداری نیز بر پا کرده است. اسراییل البته اعتماد کمتری به سازمان فتح به مثابه دشمن پیشین خود دارد. با این همه دولت اولمرت برای همکاری با فلسطینی ها حاضر است کوتاه بیاید چرا که می داند این کمترین بهایی است که باید برای همراه ساختن کشورهای عربی در پیشگیری از گسترش نفوذ رژیم ایران در سراسر منطقه بپردازد.

عربستان سعودی پیشاپیش صریحا اعلام کرده است در صورت بیرون بردن نیروهای انگلیسی از جنوب عراق، به آنجا لشکرکشی خواهد کرد تا جمعیت سنی مذهب آن منطقه را از پاکسازی های خونین حفظ کند. دیگر راز سرپوشیده ای نیست که سپاه پاسداران رژیم ایران شبه نظامیان شیعه مانند جیش المهدی را به رهبری مقتدی صدر در عراق با پول و تکنولوژی و آموزش نظامی و اسلحه حمایت می کند. با سلاح های جمهوری اسلامی است که هر ماه سربازان انگلیسی کشته می شوند. سربازان آمریکایی چندی پیش پنج نفر از عاملان رژیم ایران را در اربیل دستگیر کردند.

در عین حال اسراییل خود را آماده می کند در صورت لزوم و عدم موفقیت جامعه جهانی در متوقف ساختن برنامه های اتمی ایران، عملیات نظامی پیشگیرانه در خاک این کشور انجام دهد. زمان برای همه طرفین درگیر برای اینکه مانع بلندپروازی های رژیم ایران شوند و  از یک جنگ همه جانبه در منطقه جلوگیری کنند، به شدت تنگ است.

در چنین شرایطی، هرگونه تغییر جهت ناگهانی نیز ممکن است. همین هفته پیش روزنامه ها آرتص چاپ اسراییل از مذاکرات پنهانی سوریه و اسراییل خبر داد که یک سال پیش به دلیل درگیری های لبنان تا جنگ مستقیم علیه یکدیگر پیش رفته بودند، در حالیکه از دو سال پیش به گفتگوهای پنهان بر سر انعقاد یک پیمان صلح و عقب نشینی اسراییل از بلندی های جولان مشغول بودند.

پس از سقوط رژیم صدام در عراق، سوریها می ترسیدند مبادا نفر بعدی در لیست «تغییر رژیم» آمریکا باشند. «انقلاب سدر» در لبنان در سال 2005 سوریها را واداشت نیروهای خود را از این کشور که برای آنها یک منطقه نفوذ بدیهی به شمار می رفت خارج کنند. تحقیقات سازمان ملل متحد در قتل حریری نیز سوریه را بیش از پیش منزوی ساخت. برای رهایی از این وضعیت بود که رژیم سوریه وارد معامله با رژیم ایران شد. ولی قدرت طلبی جمهوری اسلامی و دست انداختن آن بر حزب الله لبنان و حماس در فلسطین و هم چنین نفوذ پنهان در عراق اصلا برای دمشق خوشایند نبوده و نیست. در برابر همکاری با اسراییل و غرب تنها چیزی که رژیم سوریه می خواهد این است که از روند دموکراتیزه کردن فضای سیاسی کشور و هم چنین تحریم های بین المللی در امان بماند. سوریها در عین حال خواهان این هستند که در آینده نیز در مورد سرنوشت لبنان حق اظهار نظر  داشته باشند. موافقت غرب با این خواستها البته آسان نیست چرا که از یک طرف باید از دولت لبنان در برابر حزب الله حمایت کند و از طرف دیگر نمی تواند دستاوردهای «انقلاب سدر» را نادیده بگیرد.

اسراییل اما چنین شرط و شروطی ندارد. تنها چیزی که اسراییل می خواهد این است که مرزهایش را حفظ کند و در صورتی که رژیم ایران هم چنان تهدید به نابودی اسراییل را ادامه دهد، و مشغول تجهیز خود به سلاح اتمی باشد، اسراییلی ها بتوانند آزادانه از خود دفاع کنند. به این ترتیب برای اسراییل یک لبنان زیر نفوذ سوریه ولی با ثبات به مراتب بهتر است تا یک لبنان دمکراتیزه شده و بی ثبات که در آن حزب الله زیر نفوذ جمهوری اسلامی بدون هرگونه کنترلی می تواند عملیات انجام دهد. سوریه نیز می داند تنها پشت میز مذاکره با اسراییل است که می تواند در مورد بلندی های جولان به توافق برسد. با این همه بعید نیست سوریه در زمانی نامعلوم چرخش دیگری را ترجیح دهد. چرا که در عرصه سیاست خاورمیانه تنها به یک چیز می توان اطمینان داشت و آن اینکه همواره بر خلاف آنچه بر زبان می آید، عمل می شود. تقریبا همه دنیا یکصدا بر این تصمیم جرج بوش که به جای آغاز عقب نشینی گام به گام، می خواهد شمار سربازان آمریکا را در عراق افزایش دهد، لعنت فرستادند و گفتند که این کار بر «مقاومت» در عراق می افزاید و بر آتش جنگ داخلی دامن می زند. ولی این تصمیم تکروانه بوش اتفاقا از سوی دولت عراق به شدت استقبال شد. ولی نه تنها دولت عراق، بلکه حتی روحانیون با نفوذ عراق مانند آیت الله عبدالعزیز الحکیم، روحانی طرفدار رژیم ایران نیز نسبت به عقب نشینی شتابزه ارتش آمریکا هشدار دادند. حکیم برای جلوگیری از این عقب نشینی و گفتگو با شیطان بزرگ حتی به واشنگتن سفر کرد.

البته رژیم ایران نیز در واقع چندان تمایلی به عقب نشینی فوری نیروهای آمریکایی از عراق ندارد. ملایان از ادامه حضور دشمن خونی خود در کشور همسایه به این دلیل راضی نیستند که از آن خوششان می آید بلکه از این روست که آنها از تلاش بیهوده آمریکا برای برقراری ثبات در عراق، و از موقعیتی که کارشناسان آن را «هرج و مرج محدود» می خوانند، استفاده می کنند تا خود را به مثابه برقرار کننده نظم در عراق به نمایش بگذارند بدون آنکه مجبور باشند مسئولیتی در قبال موقعیت کلی عراق بر عهده بگیرند.    

 

| © 2005 | | alefbe - journalist | | berlin | | germany |