|
|
|
ترجمه |
|
با صلح و صفا به سوی فاجعه هنری برودر
«ایران خود را قدرت اتمی اعلام میکند. مسئولان آژانس بینالمللی انرژی اتمی تأیید میکنند که وضعیت هستهای ایران را دست کم گرفتهاند. ولی هیچ کس عین خیالش نیست. چرا هم باشد؟ ما هدف این تهدیدات نیستیم». هنری برودر ژورنالیست و طنزنویس آلمانی که سخنان یهودستیزانه احمدی نژاد را در اشپیگل دست انداخته بود و کیهان تهران آن را به عنوان یک مطلب جدی در تأیید سخنان احمدی نژاد چاپ کرد، در مورد برنامه اتمی جمهوری اسلامی (اشپیگل آنلاین 23 مه) چنین می نویسد:
ترس در کنار «مهد کودک»، «غیبت عصرانه» و «جهانبینی» که مشهورترین کلمه آلمانی است که در زبانهای دیگر نیز به عاریت گرفته شده است، یک الگوی رفتاری آلمانیهاست. ترسیدن در آلمان نه نشانه ضعف بلکه دلیل خردمندی است. در حال حاضر در کنار بسیاری از ترسهای ریز و درشت، دو ترس بزرگ در آلمان رایج شده است: ترس از نابودی جهان، و ترس از غلتیدن به دامان فقر. در حالی که 60 درصد از جوانان زیر 29 ساله آلمانی از کاهش امکانات اجتماعی هراس دارند، وزیر محیط زیست آلمان خطر گرم شدن کره زمین را با مسابقه تسلیحات اتمی بین شرق و غرب در دوران جنگ سرد مقایسه می کند. آنچه زمانی راکت میانبرد بود که در دو طرف دیوار آهنین بر پا میشد، امروز تولید گاز دی اکسید کربن است. ممکن است این مقایسه کمی مبالغه آمیز باشد، لیکن کاملا با حال و هوای آلمان مطابقت دارد. «هولوکاست اتمی» که خیلیها روزی از برابر آن به «نواحی غیر اتمی» آشپزخانهشان پناه میبردند، امروز دیگر هراسی بر نمیانگیزد. در عوض، همه امروز از این تصور که ممکن است نیمی از آلمان به دنبال آب شدن یخهای قطبی به زیر آب برود، وحشت میکنند. تنها یک خطر که در طول سالیان به طور سازمانیافته شکل گرفت، از سوی هیچ کس درک نمیشود: خطر بمب اتمی ایران. عجیبتر این است که آلمانیها که از هیچ فرصتی برای ترسیدن و بیان احساسات خود فروگذار نمیکنند، در این مورد خونسردند. چرا؟ این سکوت و آرامش نسبت به برنامه اتمی ایران از چه ناشی میشود؟ روز پانزدهم ماه مه روزنامه «نیویورک تایمز» یک مقاله مفصل درباره موقعیت کنونی غنیسازی اورانیوم در ایران منتشر کرد. بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی بدون اطلاع قبلی از تأسیسات نطنز بازدید کرده و به این نتیجه رسیدند که ایرانیها «ظاهرا اکثر مشکلات فنی را حل کردهاند» و در موقعیتی هستند که بتوانند «در ابعادی وسیعتر از این به غنیسازی اورانیوم بپردازند». در این گزارش از محمد البرادعی رییس این آژانس چنین نقل شده است: «ما فکر میکنیم آنها دانش لازم را برای غنیسازی اورانیوم دارند و حالا فقط باید آن را کامل کنند. اگرچه کسی میل ندارد این حرف را بشنود، ولی این واقعیت است». گزارش «نیویورک تایمز» به ویژه از سوی مطبوعات مهم آلمان مورد توجه قرار گرفت. در 16 ماه مه در صفحه 9 «زود دویچه تسایتونگ» می خوانیم: «ایران پیشرفت میکند». روزنامه برلینی «تاگس اشپیگل» در صفحه 6 نوشت: «ایران در غنیسازی اورانیوم بیش از حد تصور پیشرفت کرده است». روزنامه «تاتس» با خشنودی در گوشه راست پایین صفحه 9 نوشت: «آژانس بینالمللی انرژی اتمی: اورانیوم ایران روز به روز بیشتر می شود». تنها روزنامهای که از گزارش «نیویورک تایمز» در صفحه اول خود نقل کرد، روزنامه «فرانکفورتر آلگماینه تسایتونگ» بود. اگرچه خیلی کوتاه و در پایان خبری بود که از تلاشهای خاویر سولانا نماینده سیاست خارجی اتحادیه اروپا گزارش میداد که قرار است با ایرانیها به گفتگو بنشیند. این روزنامه در تفسیری در صفحه 12 از اینکه آژانس بینالمللی انرژی اتمی از پیشرفت غنیسازی در ایران تعجب کرده است، اظهار تعجب کرد. در یک کلام، روزنامه های آلمان به گونهای خود را در این مورد عقب میکشند که گویی نمیخواهند خوانندگانشان را به زحمت بیندازند و آنها را دچار وحشت اضافی کنند. بیش از هر چیز اما موضوع دیگری توجه آنها را به خود جلب میکند: نشست آتی هشت کشور صنعتی جهان در هایلیگن دام و اعتراضات مخالفان جهانی شدن. «تاگس اشپیگل» در این مورد تیتر زد: «خوانندگان مشهور درباره خشونت به نشست هشت کشور صنعتی جهان هشدار میدهند» و این تیتر را با یک عکس چهار ستونی تزئین کرد که در آن خوانندگانی دیده میشوند که «پول بیشتر» برای آفریقا میخواهند.
انگار احمدینژاد دارد قطاربازی میکند البته این چیز تازهای نبود. دو سال پیش هم به هنگام برگزاری نشست هشت کشور صنعتی جهان در اسکاتلند، همین خوانندگان همین خواست را داشتند. ولی آن زمان این خواست یک موضوع روز بود که هیچ خبر وحشتناک دیگری از آشپزخانه اتمی ایران نمی توانست با آن برابری کند. ظاهرا افکار عمومی در این مدت عادت کرده است که احمدی نژاد رییس جمهوری اسلامی ایران با تأسیسات اتمی خود همان رابطهای را دارد که برخی مردان با قطار اسباببازی خود دارند و با آن در برابر همسایگانشان قمپز در میکنند. اوایل اکتبر 2006 احمدی نژاد اعلام کرد که درهای تأسیسات اتمی ایران به روی توریستها باز است تا بیایند و ببینند که «برنامه اتمی ما اهداف صلحآمیز دارد». ولی رییس جمهوری اسلامی در ژانویه 2007 چنین مدارایی را به بازرسان آژانس بینالمللی اتمی نشان نداد. این آژانس گزارش داد که از فعالیت بازرسان آن جلوگیری به عمل آمده و ایران مانع کار گذاشتن دوربینهای کنترل در تأسیسات اتمی توسط آنها شده است. همزمان اعلام شد که البرادعی از «انتشار برخی نشانههای فریبکاریهای احتمالی جلوگیری» کرده است. تنها چهار هفته بعد، در فوریه 2007 احمدی نژاد جهان را با یک «پیشنهاد» شگفتزده کرد. او گفت آماده است برنامه اتمی خود را کنار بگذارد اگر غرب نیز همین کار را بکند: «عدالت حکم می کند آنهایی که میخواهند با ما مذاکره کنند، برنامه های خود را... متوقف کنند. آن وقت میتوانیم گفتگو را در یک فضای عادلانه دنبال کنیم». در این زمان مهلتی که شورای امنیت سازمان ملل در دسامبر 2006 برای توقف غنیسازی اورانیوم به رژیم ایران داده بود، به پایان میرسید. ولی احمدی نژاد به کار خودش ادامه داد. شورای امنیت هم با ادامه «تحریمها» به کار خود ادامه داد. احمدی نژاد با اعلام اینکه ایران «یک قطار بدون ترمز و دنده عقب» است واکنش نشان داد و تأکید کرد توقف برنامه اتمی امکان ندارد. درست دو ماه بعد، در آوریل 2007 آژانس بین المللی انرژی اتمی آغاز از سرگیری غنی سازی اورانیوم را در تأسیسات زیرزمینی نطنز تأیید و اعلام کرد در آنجا 1300 سانتریفوژ به کار افتاده اند. بنا به گزارش آژانس این «تأسیسات عظیم» ظرفیت پنجاه هزار سانتریفوژ را دارد. همزمان زمامداران ایران از بازدید بازرسان آژانس در تأسیسات آب سنگین اراک جلوگیری کردند و آژانس به آنها پیام داد به تدبیر بیندیشند و از فعالیت بازرسان ممانعت به عمل نیاورند.
دیگر کسی هشدار دائمی را جدی نمیگیرد در حالی که روزنامه «دی ولت» و بقیه روزنامه ها از «وحشت درباره برنامههای اتمی جدید ایران» خبر میدادند، کارشناسان حدس و گمان میزدند که ایران واقعا در موقعیتی است که بتواند اورانیوم قابل استفاده در سلاح اتمی را تولید کند و اینکه چقدر طول خواهد کشید تا این کشور بمب اتمی بسازد. یکی از سخنگویان آژانس گفت این مدت می تواند بین «چهار تا شش سال باشد. هنوز وقت زیادی برای مذاکره هست» با توجه به اینکه «نشانههای مشخصی» برای اینکه ایران واقعا چنین هدفی دارد، وجود ندارد. اوایل ماه مه اشتاین مایر وزیر امور خارجه آلمان در یک گفتگوی تلویزیونی از «وظیفه» متوقف ساختن کشورهایی مانند ایران در امر غنیسازی اورانیوم سخن گفت. البته بدون آنکه از جزئیات فنی آن حرفی بزند. تمام این جریان بیش از هر چیز نشان میدهد که این ایران است که سرعت و مسیر این چالش را تعیین میکند در حالی که بقیه جهان تنها ناتوانی فزاینده خود را به نمایش میگذارد. درست مانند یک دستگاه اخطار آتشسوزی که دیگر کسی آن را جدی نمیگیرد چرا که بارها به کار افتاده است بدون آنکه آتشسوزی در کار بوده باشد. توجه افکار عمومی نیز نسبت به برنامه اتمی ایران در حد خبرهای کوچک کاهش یافته است. حتی گزارش پانزده ماه مه «نیویورک تایمز» و هم چنین اعلام این خبر توسط البرادعی که ایران به یک نقطه تعیین کننده رسیده است، نتوانست توجه افکار عمومی را جلب کند. با این وجود این پرسش باقیست چرا آدمهایی که برق گران زیست محیطی را به برق ارزان حاصل از انرژی اتمی ترجیح میدهند و حتی حاضرند از سفرهای دور و دراز برای جلوگیری از آلودگی هوا چشم بپوشند، درباره برنامه اتمی ایران هیچ نگرانی نشان نمیدهند؟ درباره پاسخ به این پرسش تنها میتوان حدس و گمان زد. آیا آنها معتقدند احمدی نژاد سیاستمداری است که بر مسئولیت خود آگاه است و بیماری آتشافروزی ندارد؟ آیا آنها به قول وی اعتماد میکنند که میگوید از انرژی اتمی برای «اهداف صلحآمیز» استفاده خواهد کرد؟ و یا آنها نیز فکر میکنند ایران به بمب نیاز دارد تا به مثابه یک «شریک برابر» به رسمیت شناخته شود؟
آیا باران رادیواکتیو آلمان را دور خواهد زد؟ یک امکان دیگر را چندی پیش رییس مؤسسه شرقشناسی هامبورگ، آقای ئودو اشتاین باخ، مطرح کرد. به نظر او اروپا نباید از سوی ایران احساس خطر کند. اشتاین باخ که با یک روزنامه اینترنتی گفتگو می کرد گفت: «اگر ایران نیات تهاجمی داشته باشد، مطمئنا اروپا آخرین هدفی خواهد بود که نشانه خواهد گرفت». به نظر او یک «ایران اتمی» تنها «برای همسایگانش مانند ترکیه سکولار و البته اسراییل» خطرناک است. ضعف اشتاین باخ در دیدن پیامدهای چنین اقدامی، روی دست بیخیالی او در نام بردن از کشورهایی بلند میشود که ممکن است در تیررس بمب اتمی ایران قرار گیرند. ظاهرا او اصل را بر این گذاشته است که یک باران اتمی در بدترین حالت او و مؤسسهاش را دور خواهد زد. چه بسا همین موضوع دلیل بیتفاوتی همگانی در برابر بلندپروازیهای اتمی ایران باشد چرا که گویا کسی در آلمان از آن احساس خطر نمیکند در حالی که در برابر تولید ذرتی که ژن آن دستکاری شده است واکنش هیستریک نشان می دهد. در حالی که ایرانیها آنچه را فکر میکنند بر زبان میآورند و آنچه را انجام میدهند، اعلام میکنند، آلمانیها با این تصور که موشکهای ایران حداکثر در باغ همسایه میافتند خودشان را دلداری میدهند. چرا که «ترکیه سکولار» و «البته اسراییل» هستند که ممکن است مورد هدف قرار گیرند. اگرچه عده زیادی کشته خواهند شد ولی آنها مانند همیشه قربانیان بیگناه نیستند. ترس یک الگوی رفتاری آلمانیهاست. بی خبری را نیز به آن بیافزایید.
|
|
| © 2007 | | alefbe - journalist | | berlin | | germany | |