|
|
|
ترجمه |
از جارو تا بمب
مجله اشپیگل (31 اکتبر) در گزارشی به سخنان تهدید آمیز احمدی نژاد درباره نابودی اسراییل و اهداف او به عنوان رییس جمهوری پرداخته که فشرده آن را می خوانید. گفتنی است که مفسران مجله اشپیگل مانند برخی دیگر از مفسران غربی به عمد یا به اشتباه احمدی نژاد را یک «ناسیونالیست» جلوه می دهند که ایران برای وی در «صدر» همه چیز قرار دارد. حال آنکه او آشکارا و بدون هرگونه تفسیر، یک مذهبی متعصب است که اسلام و نظام جمهوری اسلامی را برتر از همه چیز می شمارد.
سخنان احمدی نژاد درباره نابودی اسراییل سبب خیزش موج جهانی برای خلع سلاح همگانی شد. جمهوری اسلامی بر برنامه اتمی خود اصرار می ورزد و گروه های تروریستی فلسطینی را تقویت می کند. به راستی، رژیم ملایان چقدر خطرناک است؟ سخنان احمدی نژاد وعده ای به طرفداران مذهبی و محافظه کارش، هشداری به مخالفان عملگرا و لیبرالش، و تهدیدی علیه بقیه جهان بود. احمدی نژاد روز 24 ژوئن به هنگام انداختن رأی خود در صندوق انتخابات ریاست جمهوری گفت: «انشاء الله دوران جدیدی در زندگی ملت ما آغاز می شود.» چندی بعد او که شهردار تهران بود و خود را فرزند تنگدستان و جاروکش مردم می نامید احساس کرد از سوی خداوند هم تأیید شده است: وی که در حاشیه قرار داشت در یک پیروزی درخشان شصت درصد از آرا را به خود اختصاص داد.
رییس جمهور یا تروریست؟احمدی نژاد 49 ساله ابتدا خود را فروتن نشان داد. به هنگام دریافت حکم ریاست جمهوری با سپاسگزاری دست آیت الله علی خامنه ای ولی نعمت 66 ساله خود را بوسید. در نخستین کنفرانس مطبوعاتی نیز با آرامش برخورد کرد و گفت کاری به بازار بورس که در مبارزات انتخاباتی اش گفته بود به دلیل «غیر اسلامی» بودن باید از میان برداشته بشود، ندارد. در مورد سیاست خارجی هم گفت ایران یکی از اعضای مسئولیت پذیر جامعه ملل است و به دنبال جنگ و بمب اتمی نیست. هنوز مدتی نگذشته بود که در ماه سپتامبر احمدی نژاد که هیچ کشور دیگری را غیر از ایران نمی شناسد و از هرگونه تجربه سیاسی بین المللی بی بهره است، در مجمع عمومی سازمان ملل ستیزه جویی خود را نشان داد و به شیوه ای غیر سیاسی علیه غرب پلید به ناسزاگویی پرداخت. اینک اما افراطیون احساس می کنند نفرت پراکنی او از اندازه آنها خارج می شود. احمدی نژاد چهارشنبه گذشته [26 اکتبر] فقط با پیراهن و بدون کت، خوشحال و خندان در تهران پشت تریبون ظاهر شد. ولی آنچه او گفت مانند آب سردی بود که بر روی جهان ریخته شد. تو گویی احمدی نژاد رهبر یک گروه تروریستی است و نه رییس جمهور «منتخب» چه بسا مهم ترین قدرت منطقه ای در خاور میانه. او خواستار نابود کردن یک کشور کامل شد و گفت: «اسراییل باید از نقشه جهان محو شود.» چهار هزار شنونده ای که در همایش «جهان بدون صهیونیسم» شرکت کرده بودند آهنگین شروع به دادن شعار کردند: مرگ بر اسراییل! روز جمعه رژیم هم به این آتش دامن زد و در تظاهرات «روز قدس» دهها هزار نفر را برای مبارزه با «صهیونیسم و کافران» به خیابان ها کشاند. در حالیکه جهان اسلام یک بار دیگر سکوت کرد لیکن واکنش غرب به سخنان احمدی نژاد صریح و تند بود. دولت آمریکا آن را «وحشتناک و خشم آور» خواند. آلمان سفیر جمهوری اسلامی را در برلین احضار کرد. حتی روسها که از نظر سیاسی و اقتصادی با حکومت اسلامی روابط تنگاتنگ دارند، نگرانی خود را ابراز کردند. از همه تندتر واکنش تونی بلر بود که صریحا رژیم ایران را تهدید کرد: «موضع ایران در برابر اسراییل و نیز درباره تروریسم و تسلیحات هسته ای قابل قبول نیست. اگر این روال ادامه داشته باشد همه از ما خواهند پرسید: کی می خواهید اقدام کنید؟ آیا می توان تصور کرد رژیمی که چنین موضعی دارد، دارای تسلیحات اتمی شود؟» طبیعی است که واکنش اسراییل علیه این «رژیم دیوانه»، به قول شیمون پرز معاون نخست وزیر این کشور، از همه شدیدتر بود. روزنامه «ها آرتص» چاپ تل آویو رییس جمهور ایران را حتی با آدولف هیتلر مقایسه کرد و نوشت که این «پرزیدنت منتخب» هم وعده نابودی یهودیان را می دهد. بسیاری از سیاستمداران برجسته نیز خواستار اخراج جمهوری اسلامی از سازمان ملل شدند زیرا تهران منشور جامعه ملل را زیر پا نهاده است که بیشتر یک درخواست نمادین است و نه عملی.
حمله یا معامله؟ولی همزمان در محافل نظامی و امنیتی و هم چنین دانشگاهی جهان درباره حمله پیشگیرانه اسراییل نیز حدس و گمان هایی زده می شود. گفته می شود از ماهها پیش برنامه هایی برای بمباران چندین تأسیسات اتمی ایران وجود دارد. آمریکا پانصد بمب بتون شکن به اسراییل داده است که در مبارزه با فلسطینی ها هیچ کاربردی ندارد ولی برای یک عملیات مشترک از سوی آمریکا و اسراییل جهت نابودی تأسیسات زیرزمینی و شدیدا محافظت شده ایران در حوالی تهران و اصفهان و نظنز به خوبی قابل استفاده اند. افریم کام معاون ریاست مرکز مطالعات استراتژیک در دانشگاه تل آویو معتقد است حمله نظامی باید «آخرین امکان» باشد. پیش از آن باید تلاش کرد ایران را از نظر بین المللی منزوی نمود و جریان رسیدن پول به تروریست ها را کنترل کرد. او می گوید: «در سالهای گذشته کمک های مالی به گروه تروریستی جهاد اسلامی به شدت افزایش یافته است.» همزمان با سخنان تحریک آمیز احمدی نژاد بود که در یک عملیات تروریستی از سوی جهاد اسلامی در اسراییل پنج نفر کشته شدند. اسراییل این عملیات انتحاری را با حمله هوایی به نوار غزه پاسخ گفت. به این ترتیب رشته های همکاری بین رهبران اسراییل و فلسطین که فرصت های بسیاری در اختیار آنان برای استقرار صلح می نهد، یک بار دیگر پنبه شد. به ندرت موقعیت سیاسی در خاور میانه مانند هفته های گذشته در تلاطم بوده است. جرقه های امید جای خود را به ابرهای سیاه و رگبار تند دادند و سخنان احمدی نژاد دشواری این موقعیت را تشدید کرد. با گزارش دتلف مهلیس دادستان آلمانی از سوی سازمان ملل درباره نقش سوریه در قتل رفیق الحریری نخست وزیر پیشین لبنان، فشار بر دمشق به شدت افزایش یافت. ممکن است بشار اسد رییس جمهور سوریه به منظورتضمین بقای رژیم خود به فشار آمریکا تن داده و به حمایت از گروه های افراطی در فلسطین پایان دهد و مرزهای خود با عراق را بهتر کنترل کند تا بتواند اعضای القاعده را که به سوی بغداد می روند، دستگیر نماید. اگر بشار اسد آخرین مأموران امنیتی خود را از لبنان خارج کند، ممکن است شبه نظامیان حزب الله که از سوی تهران و دمشق حمایت می شوند دیگر نتوانند در برابر فشار سازمان ملل برای خلع سلاح مقاومت کنند. در این صورت در لبنان انقلاب سدر که دچار رکود شده است امکان بسیار برای موفقیت می یابد تا نخستین دمکراسی در جهان عرب را جانشین دولت فاسد کنونی سازد که به احتمال زیاد تأثیرات تعیین کننده ای بر کشورهای عربی مانند مصر خواهد داشت که در مسیر اصلاحات گام نهاده است. هم چنین اسراییل هم اگرچه رسما اعلام نکرده است که بمب اتمی دارد، لیکن به عنوان تنها قدرت اتمی در منطقه به زودی مجبور خواهد شد در مورد سیاست اشغالگرانه خود در کرانه غربی رود اردن بازنگری کرده و یک کشور قابل زندگی در اختیار فلسطینی ها بگذارد. در این میان، سازمان ملل که تا کنون قطعنامه هایش درباره اسراییل از سوی این کشور مورد بی اعتنایی قرار می گرفت، ناگهان نقش مثبت می یابد. چه بسا برخی از افراطیون اسراییل در دل از مواضع تهران که سبب کاهش فشار بر اسراییل می شود، خوشحال شده باشند. احمدی نژاد حتی فرانسه را که بزرگترین شکاک نسبت به سیاست های اسراییل است واداشت تا همبستگی بی قید و شرط خود را با اسراییل اعلام کند.
نقشه ملایانرییس جمهوری ایران چه نقشه ای در سر دارد؟ آیا تلاش می کند تعصبات پوسیده خود را به تأیید هموطنانش برساند و از این راه توجه آنان را از این واقعیت که حتی به یکی از وعده های اجتماعی عمل نکرده است، منحرف کند؟ آیا برایش مهم نیست که با این کار چه آشوبی در اروپا و هم چنین کشورهای خاورمیانه بر پا می کند؟ به نظر می رسد احمدی نژاد امروز آن چنان خود را قوی احساس می کند که بر این باور است در سیاست بین المللی نباید ملاحظه هیچ چیز و هیچ کس را کرد. دلیل را باید در روند اشتباه آمیز جریانات در عراق جست که جرج بوش رییس جمهور آمریکا و دانالد رامسفلد وزیر دفاعش مسئولیت آن را بر عهده دارند. طبق آخرین نظرسنجی ها تقریبا یک سوم از مردم آمریکا با رییس جمهور و وزیر دفاعش هم عقیده اند. حقیقت این است که آمریکاییان در عراق جنگی را پیش می برند که ایران لم داده و در آن پیروز می شود. اگر عراق واقعا صاحب یک قانون اساسی فدرال شود، آنگاه در مجموع شیعیان که دو سوم جمعیت را تشکیل می دهند، حرف آخر را خواهند زد. احتمالا در این صورت عبدالعزیز حکیم که در قم آموزش دیده و سالها از سوی رژیم تهران تقویت می شد، نقش تعیین کننده را بازی خواهد کرد. اما اگر عراق در هم فرو پاشد، آنگاه جنوب نفت خیز تقریبا خود به خود در دامان ایران می افتد. حتی امروز هم بصره بیش از آنکه از سوی اشغالگران انگلیسی اداره شود، توسط فرستادگان تهران اداره می شود. ملایان می دانند ارتش های غربی تا ابد نمی توانند در کشور دجله و فرات بمانند. آن ها درست مانند برنامه های اتمی شان روی زمان حساب می کنند. به نظر می رسد کسی در تهران از تحریم اقتصادی و دیگر تحریم ها نمی ترسد. آنها بر این باورند که جهان هر اندازه هم امروز متحد به نظر برسد، لیکن وقتی تصمیمات مشخص مطرح می شوند، متحد نخواهد ماند. غرب و چین نفتخوار به زحمت می توانند از نفت و گاز ایران چشم بپوشند. ایران پس از عربستان سعودی و کمی بیش از عراق دارای بزرگترین ذخایر نفتی جهان و چهارمین صادر کننده نفت است.
جاروکش انقلابیاحمدی نژاد در مبارزات انتخاباتی درباره برنامه اتمی نیز خط روشنی کشید. او اهمیتی برای مذاکره با اتحادیه اروپا قائل نیست و رییس هیئت مذاکره کننده ایران را «مماشاتگر» نامید. برای او ایران در صدر همه چیز قرار دارد و این نگرش جهانی او از دوران جوانی است. او در همه جا رد پای توطئه علیه کشور عزیز خود می بیند و خود را موظف می داند با آن مقابله کند. احمدی نژاد یک فرد معتقد و فرزند انقلاب است. او مخلوطی است از آیت الله خمینی، هارون الرشید و رابین هود که دستور بستن رستوران های «فاسد» را می دهد، پوستر دیوید بکهام فوتبالیست انگلیسی را به دلیل «کوتاه بودن شلوار» ممنوع می کند و می خواهد زنان و مردان از آسانسورهای جدا استفاده کنند. احمدی نژاد به طور ناشناس به خیابان می رود تا نابسامانی ها را ببیند. او پارک و خانه های ارزان برای تنگدستان می سازد. احمدی نژاد وقتی چهار ماه پیش خود را نامزد انتخابات ریاست جمهوری کرد، جارو به دست گرفت و به تمیز کردن خیابان پرداخت. سیاست داخلی او در طول صد روز ریاست جمهوری بدون جنجال گذشت. او تلاش می کند تصویر خود را در برابر مردم حفظ کند. از همین رو دستور داد فرش های گرانبها را از دفترش بیرون ببرند و عکس هایش را از دیوار ادارات بردارند. برای زوج های جوان بنیادی با یک میلیارد یورو از بودجه دولت تشکیل داد. سانسور مطبوعات و رسانه ها را که در دوران خاتمی وجود داشت، تشدید و فیلم های خارجی را ممنوع کرد. لیکن از وعده آوردن پول نفت بر سر سفره تنگدستان خبری نیست و فساد مانند گذشته ادامه دارد. تزهای احمدی نژاد جدید نیستند. اینکه تأسیس دولت اسراییل بخشی از مبارزه غرب علیه اسلام است و این مبارزه قرنهاست وجود دارد، و اینکه نباید این «حاصل کار صهیونیست ها» را به رسمیت شناخت، از زمان خمینی دکترین نظام اسلامی است. خاتمی هم هرگز به فکر یک تماس رسمی با اسراییل نبود و سیاست اشغال این کشور را محکوم می کرد. البته او هرگز مانند احمدی نژاد از «نابودی» اسراییل سخن نگفت. مدتها بود که رفتار تهدید آمیز و نفرت پراکنی از این دست از رؤسای دولت جمهوری اسلامی دیده نشده بود. آیا این آشوبگر واقعا به دنبال بمب اتمی است؟ احتمالا برنامه اتمی ایران در هفته های اخیر به مرحله تعیین کننده رسیده است. بنا به اطلاع اشپیگل احمدی نژاد در رأس «مرکز کنترل مسائل اتمی» قرار گرفته که توسط دوستانش در سپاه پاسداران اداره می شود. به این ترتیب رییس جمهوری می تواند تمامی تغییرات هسته ای را شخصا هدایت کند. این مرکز از امکانات مالی وسیع برخوردار است. معاون احمدی نژاد در این مرکز یک فرد امنیتی به نام فرهاد رهبر است که بودجه دولت را تنظیم می کند. هدف این مرکز بنا بر یک سند رسمی «پیش بردن قطعی» برنامه های اتمی است.
|
|
| © 2005 | | alefbe - journalist | | berlin | | germany | |