ترجمه


 

ایران، عراق و ما

 

زبان آلمانیها پس از شکست مذاکرات اتمی با جمهوری اسلامی کوتاه شده است. آنها به ادامه مذاکرات با روسیه هم امیدی ندارند و سخنان احمدی نژاد را بسیار جدی می گیرند. فشرده تفسیر روزنامه «تاگس اشپیگل» (27 فوریه) را می خوانید:

 

وقتی در شهر سامره در عراق مسجدی منفجر می شود و پس از آن هزاران سنّی مورد حمله قرار می گیرند، وقتی در دانمارک یک کاریکاتور منتشر می شود و بعد هزاران مسلمان در سراسر جهان تظاهرات می کند، وقتی در فلسطین سازمان حماس به قیمت از دست دادن پشتیبانی های مالی خود به قمار سیاسی دست می زند، در همه اینها دست یک رژیم در کار است: جمهوری اسلامی. البته زمامداران قدرت در ایران نمی توانند همه این عملیات را خودشان هدایت کنند، لیکن می توانند همراهی و تحریک کنند. و آنها این کار را می کنند.

با این همه مسخره است حکومت ایران را «شرور» بنامیم. نباید آن را شیطان صفت دانست، ولی نبایست هم بی خطرش شمرد. برخی معتقدند احمدی نژاد رییس جمهوری اسلامی دیوانه ای بیش نیست و پشت او نیروهای خردمندی وجود دارند که می توان با آنها وارد مذاکره شد. ولی این تنها امیدیست که گاه تقویت می شود، مانند الان که جمهوری اسلامی با روسیه به مذاکره مشغول است، و بعد دوباره به نا امیدی تبدیل می گردد. به این ترتیب چاره ای نیست جز آنکه سیاست جمهوری اسلامی را در عمل آن سنجید و سخنان رییس جمهوری آن را جدی گرفت.

تا کنون غرب واقعا بدون هیچ چاره ای ایستاده است. ظاهرا احمدی نژاد را نمی توان با سیاست تنبیه و تشویق رام کرد. برای چنین سیاستی، آن بازی که وی پیش می برد، بسیار بزرگ و بلندپروازانه تر است. اگرچه این بازی در عین حال برای او به شدت خطرناک هم هست. با وجود این احمدی نژاد همزمان در چهار عرصه حرکت می کند. یکی اینکه او ادعای اتمی خود را بر اساس حق تسلیحاتی برابر در کشورهای جهان سوم استدلال می کند. دیگر اینکه در داخل برای ایرانیان «غرور ملی» را موعظه می کند. سوم، تلاش می کند جهان اسلام را با ترویج نفرت نسبت به غرب و اسراییل متحد کند. و چهارم، در عراق نقش پشتیبان شیعیان را بازی می کند و در درگیری با سنّیان مرزهای عملی آمریکاییان را به رخ آنان می کشد.

این چهار استراتژی محمود احمدی نژاد قابل جمع نیستند. نمی توان مسلمانان را علیه یکدیگر تحریک کرد و همزمان تبلیغات اسلامگرایانه را فریاد زد. هم چنین نمی توان با بمب اتمی مدعی «غرور ملی» شد و همزمان انتظار داشت که از سوی دیگر کشورهای در حال رشد مورد تشویق قرار گرفت. این تناقضات را تنها می توان از طریق تسریع رویدادها، تحریکات تند و بزرگ کردن یک دشمن خیالی لاپوشانی کرد. نقطه ضعف سیاست جمهوری اسلامی درست در همین جاست. همین جاست که غرب باید یک استراتژی متقابل را پیش ببرد. غرب باید در تجارت جهانی و هم چنین مذاکرات مربوط به آب و هوا با کشورهای در حال رشد کنار بیاید. غرب باید یک خلع سلاح اتمی را درباره خود در پیش گیرد. دونالد رامسفلد می تواند استعفا دهد. حتی می توان بر روی یک پیمان عدم حمله نظامی به ایران فکر کرد. هر آنچه می تواند بازی جمهوری اسلامی را با شکست روبرو کند، باید مجاز باشد، بجز خواستهایی چون داشتن بمب اتمی و تهدیدات نابود کننده علیه اسراییل.

تا کنون کمبود تخیل و نیرو داشتیم. برخی می خواهند سرانجام مسلح شدن ایران به تسلیحات هسته ای را بپذیرند، برخی هم خیال حمله نظامی به این کشور را در سر می پرورانند. شش هفته پیش همه به پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی فلسطین چشم دوخته بودند. دو هفته پیش چشم همه به کاریکاتورها خیره ماند. امروز همه ما از احتمال یک  جنگ داخلی در عراق تکان می خوریم. و فردا؟ مهم ترین کلید این مشکلات در ایران نهفته است. باید با نیروی تخیل عمل کرد!

 

| © 2005 | | alefbe - journalist | | berlin | | germany |