ترجمه

 

ملای ملایم

 

در ادامه سفر طرفداران «اصلاح» جمهوری اسلامی به خارج کشور، محمد خاتمی رییس جمهور پیشین با  اجازه «رهبر» و هم چنین امضای اجازه روادیدش توسط جرج بوش وارد واشنگتن پایتخت آمریکا شد و همزمان مورد استقبال و اعتراض قرار گرفت.  «اصلاح طلبان» که سالهاست نقش «سوپاپ» را برای بقای حکومت اسلامی بازی می کنند، این بار هم مانند بازیکن ذخیره منتظرند تا در صورت تضعیف رژیم برای تقویت آن به میدان بیایند. فشرده مقاله روزنامه آلمانی «دیتسایت» (8 سپتامبر) را بخوانید و ببینید آلمانی ها که از «بمب اسلامی» نگرانند، چگونه ساده لوحانه و با بلاهت دوباره برای ریش و عینک خاتمی «شعر» می بافند تا شاید جمهوری اسلامی را از خر شیطان پایین بیاورند:

 

پس از بیست و هفت سال سکوت رسمی برای نخستین بار خاتمی رییس جمهور اسلامی پیشین به آمریکا می آید و با رفتاری مهربان نسبت به برنامه اتمی نظام اش ابراز وفاداری می کند.

هر کسی که در جلسه سخنرانی خاتمی شرکت داشت با اهمیت آن موافق است. همه جا ساکت است. خاتمی وارد کلیسا می شود و در برابر تریبون چوبی می ایستد. در برابرش نیمکت ها پر از خبرنگاران بین المللی است. خاتمی همان گونه که از یک روحانی انتظار می رود، به ملایمت می خندد و سخنرانی را شروع می کند. پس از سه جمله، نخستین بار اصطلاح «سلاح های کشتار همگانی» به گوش می رسد.

اینکه یک رییس جمهوری پیشین رژیم ایران در ایالات متحده سخنرانی می کند، آن هم پس از بیست و  هفت سال سکوت بین دو کشور، جالب توجه و حتی جنجالی است. محلی هم که این سخنرانی در آن برگزار می شود، بیشتر نمادین است. اینجا یک محل معمولی یا کلیسایی مانند کلیساهای دیگر نیست. اینجا کلیسای جامع ملی است که بر تپه ای مشرف بر عمارات دولتی پایتخت آمریکا قرار دارد. پنج سال پیش همین جا مردم آمریکا در سوگ قربانیان یازده سپتامبر نشستند. آن زمان جرج بوش در اینجا سخن گفت.

حالا اما مردی در این کلیسا سخنرانی می کند که در یازده سپتامبر 2001 در ایران رییس جمهوری بود. برخی از این دیدار خشنود نیستند. آنها در اینکه این ملای ملایم پیام آور آمادگی برای مذاکره باشد، تردید دارند. در برابر کلیسا، مخالفان جمهوری اسلامی پلاکاردهای شان را بالا برده اند: «زندانیان سیاسی را آزاد کنید!»، «نه جنگ، نه سازش، تغییر رژیم!»

در ایران نیز خاتمی تحت فشار است. برای برخی گفتگوی او با «شیطان بزرگ» خوشایند نیست. به ویژه افراطیون دور و بر احمدی نژاد که به جانشینی او رسید، آن را گناه می شمارند. وقتی از خاتمی در این باره می پرسند، می گوید: «اگر می خواهیم در دمکراسی زندگی کنیم، باید عقاید متفاوت را تحمل کنیم!»

شاید هیچ واژه ای به اندازه «دمکراسی» در سخنان خاتمی جلب توجه نمی کند. او معتقد است دمکراسی یک «پروسه [روند] است و نه یک پروژه». او می خواهد جهان نسبت به ایران صبر و حوصله نشان دهد و یادآوری می کند این کشور در منطقه ای قرار دارد که حاکمان اش یا «به مرگ طبیعی و یا با خشونت» عزل می شوند. نگاهش گرم و مهربان است، زبانش قانع کننده است. به نظر می رسد ریش اش تازه و به دقت اصلاح شده، عنیک روشنفکری اش روشن و کمرنگ است. یک ملای خطرناک و افراطی شکل و شمایل دیگری دارد.

آه، راستی، باز هم کلمه بدخیم «سلاح های کشتار همگانی» به میان آمد. این کلمه اصلا با فضای صمیمانه و سخنرانی دوستانه درباره دمکراسی همخوانی ندارد. ناگهان از پس این موعظه گر مؤمن یک ایرانی ناسیونالیست هویدا می شود. ناسیونالیستی که چندان فاصله ای با جانشین خود ندارد لیکن موضوع را چنان مطرح می کند که گویا پیام صلح آورده است! غنی سازی اورانیوم برای تسلیحات اتمی؟ خاتمی می گوید: «تا کنون آژانس انرژی اتمی هیچ مدرکی مبنی بر غیرصلح آمیز بودن برنامه های اتمی ایران پیدا نکرده است». جمله قشنگی است. دست کم خاتمی اصلا انکار نمی کند که ایران یک برنامه اتمی دارد! فقط تأکید می کند که آژانس بین المللی انرژی اتمی نمی تواند چیزی را ثابت کند. آخر چگونه بتواند، وقتی اجازه ندارد به درستی بازرسی کند؟

این مشکل چطور باید حل شود؟ خاتمی می گوید اول باید «زبان تهدید را کنار گذاشت» بعد می توان «بدون پیش شرط» حرف زد. یعنی بدون تعلیق غنی سازی اورانیوم که آمریکا و اروپا و شورای امنیت، و در یک کلام،  تمام جهان  بر آن پافشاری می کنند. مشابه این سخنان را احمدی نژاد نیز در تهران گفت. خاتمی خود را ملایم تر از دیگران معرفی می کند ولی نسبت به برنامه اتمی نظام وفادارتر است. با این همه خاتمی با احمدی نژاد تفاوت هایی دارد. او به اندازه او یهودستیز نیست و در پاسخ به این پرسش که آیا در جهان بینی او یهودیان «موجودات دیگری» هستند، پاسخ می دهد: «به هیچ وجه». او حتی راه حل مشکل اتمی را نیز در این می بیند که در جریان مذاکرات می توان درباره تعلیق غنی سازی نیز صحبت کرد، ولی نه به عنوان پیش شرط مذاکرات. خاتمی گفت می تواند راه حلی را تصور کند که مطابق آن ایران «به حق خود» برسد و همزمان نگرانی های جهان هم رفع شود. این حرف دست کم نشان از تحرکی در مسئله اصلی دارد. ولی یک پرسش بی جواب می ماند: خاتمی از سوی چه کسی سخن می گوید و یا اجازه دارد سخن بگوید؟!  

 

| © 2005 | | alefbe - journalist | | berlin | | germany |