ترجمه

 

جنگ ایران یا ایران اتمی؟

 

مجله «اشپیگل آنلاین» روز 26 مارس در گزارش مفصلی به احتمال حمله نظامی به ایران پرداخته است که فشرده آن را می خوانید:

 

بحران بین مناسبات ایران و جامعه جهانی پس از دستگیری 15 ملوان انگلیسی شدت می گیرد. کارشناسان احتمال یک حمله نظامی را منتفی نمی دانند. تأثیر چنین حمله ای بر قیمت نفت و بازار بورس سرنوشت ساز خواهد بود.

ابرقدرت آمریکا در خلیج فارس پشتیبان سنگینی را به حرکت در آورده است. از اواخر فوریه دومین ناو هواپیمابر آمریکا در حریم آبی کشورهای عربی خلیج فارس مستقر شده است. ناو «یو اس اس جان س استنیس» یکی از بزرگترین و قدرتمندترین ناوهای جنگی جهان با بیش از هجده هزار متر مربع باند پرواز، دویست و شصت هزار قوه اسب و در مجموع شش هزار سرباز است.

این ناو غول آسا با تسلیحات مختلف، موشک، کشتی های کمکی و یک ناوگان هوایی همراهی می شود. حدود نود هواپیما و هلی کوپتر به این تجهیزات تعلق دارند. در توضیحی که در اینترنت درباره این ناو جنگی داده می شود، مختصر و مفید چنین آمده است: «این مجموعه دریایی می تواند هواپیما، کشتی، زیردریایی و اهداف زمینی دشمن را نابود کرده و حتی صدها کیلومتر دورتر از خود مین گذاری کند».

آیا این همه تنها یک قدرت نمایی نظامی از سوی آمریکاست؟ و یا در پس این قدرت نمایی طرح های حمله به ایران نهفته است که زمامدارانش همچنان در بحران اتمی سرسختی نشان می دهند؟ نشانه هایی که از واشنگتن می رسند متناقض اند. ریچارد چنی معاون رییس جمهوری آمریکا در اواخر ماه فوریه گفت: «ما تمام گزینه ها را همچنان در نظر داریم». در کنفرانس امنیتی عراق که دهم مارس برگزار شد، سیاستمداران آمریکا و ایران پشت یک میز نشستند ولی رابطه آنها از یک دست دادن فراتر نرفت.

احمدی نژاد با وجود تحریم های سازمان ملل هنوز بر ادامه برنامه اتمی این کشور سرسختانه پافشاری می کند. خطر جنگ از سوی کارشناسان به گونه ای متفاوت تخمین زده می شود. هرتفرید مونکلر استاد علوم سیاسی برلین می گوید: «به نظر من امکان حمله نظامی بسیار اندک است. ماجراجویی آمریکا در عراق سبب شده آنها نتوانند به ایران حمله کنند». در حال حاضر بیش از صد هزار سرباز آمریکایی در عراق هستند که در صورت وقوع جنگ ایران به شدت در خطر قرار خواهند گرفت: «آمریکاییان در تیررس ایرانی ها هستند. در عین حال پیامدهای اقتصادی چنین جنگی فاجعه بار خواهد بود. بازار نفت منفجر خواهد شد».

کارشناسان بازار نیز بر این نظر که ممکن است خطر یک جنگ دیگر در خلیج فارس همچنان اندک بماند، تأکید می کنند ولی می گویند حمله نظامی به ایران که پیامدهای دردناک برای بازار بورس خواهد داشت، منتفی نیست. چارلز رابرتسون و مارک کلیف اقتصاددانان هلندی که در ماه ژانویه پژوهشی را به نام «حمله به ایران» منتشر کردند، با اشاره به این موضوع تأکید می کنند خطر در این است که اگر این جنگ نامنتظره به وقوع بپیوندند، می تواند بازار جهانی را غافلگیر کند.

 

سه سناریو حمله

نویسندگان «حمله به ایران» البته چنین حمله ای را نامحتمل می شمارند. به نظر آنها دو دولت آمریکا و اسراییل که مخالف رژیم ایران هستند، بسیار تضعیف شده اند و به همین نسبت امید برای یک تغییر رژیم مسالمت آمیز بیشتر شده است. از سوی دیگر آنها دلایلی را برای امکان حمله نظامی بر می شمارند: برای مثال خطری که از سوی ایران موجودیت اسراییل را تهدید می کند. و یا این هراس که جمهوری اسلامی بتواند به زودی به تسلیحات اتمی دست پیدا کند.

گوتفرید هلر، رییس مؤسسه آموزشی فیدوکا در مونیخ سه امکان مختلف حمله به ایران را به این شرح می شمارد:

یک: بمباران اهداف معین از ناوهای هواپیمابر آمریکا در خلیج فارس مانند جنگ عراق و نابود کردن تأسیسات اتمی ایران.

دو: اسراییل که موجودیت خود را در خطر می بیند، با پشتیبانی ناوهای هواپیمابر آمریکا،  اهداف استراتژیک را در ایران بمباران می کند. مشابه این حمله را اسراییلی ها در اوایل دهه هشتاد در عراق انجام دادند و نیروگاه اتمی این کشور را نابود کردند.

سه: آمریکا در کنار عراق یک جبهه دیگر باز می کند و وارد خاک ایران می شود.

هلر معتقد است «احتمال حالت سوم تقریبا صفر است» در حالی که در مورد دوم و سوم می توان با سی تا چهل درصد ضریب اطمینان گفت که آمریکا یا اسراییل تأسیسات اتمی ایران را بمباران خواهند کرد.

 

نفت و بورس

ایران از نظر صادرات نفت اهمیتی بیش از عراق دارد. کارشناسان معتقدند با حمله به ایران قیمت نفت به بشکه ای هشتاد دلار خواهد رسید. به این ترتیب قیمت نفت تقریبا به سه برابر آغاز جنگ عراق خواهد رسید. البته این افزایش قیمت را می توان با استفاده از منابع ذخیره کشورهای اوپک دوباره کاهش داد.

گوتفرید هلر اما اگرچه با ارزیابی فوق موافق است لیکن از عدم تولید نفت از سوی ایران نگران نیست: «ایرانی ها شاخه ای را که خود بر روی آن نشسته اند نخواهند برید. البته تصور افزایش قیمت نفت تا بشکه ای هشتاد یا نود دلار واقعی است ولی این افزایش قیمت بیشتر واکنش دلالان نفتی است».

وقتی بازار تجارت با نا آرامی روبرو می شود، مسیر جریان پول می تواند به سرعت تغییر کند. این امر در مورد بازار بورس نیز صادق است. به نظر هلر «ترس از سقوط بازار می تواند واکنش های سریع به دنبال داشته باشد ولی در مورد جنگ ایران خطر سقوط بورس وجود ندارد، چرا که اغلب سهام با ارزش بسیار کمی در نظر گرفته شده اند. هم چنین خطر تورم هم به دلیل وجود چین که تلاش می کند  قیمت نفت را پایین نگاه دارد، وجود ندارد.

 

چه کسانی سود می برند؟

در هر بحران همواره کسانی وجود دارند که از آن سود می برند و بی تردید بخش هایی در صورت وقوع جنگ ایران زیان خواهند دید: صنایع اتومبیل به دلیل افزایش قیمت نفت زیان خواهد دید، هم چنین شرکت های هواپیمایی و صنعت جهانگردی. مصرف کنندگان نیز حال خرید کالاهای مصرفی و لوکس نخواهند داشت و شرکت ها پول کمتری برای سرمایه گذاری در تولید هزینه خواهند کرد. تولیدکنندگان لوازم برقی، ساعت و یا پوشاک نیز باید مانند بخش صنایع تاوان این جنگ را بپردازند.

یک کارشناس بانک اما از چهار گروه نام می برد که از چنین جنگی سود خواهند برد: یک، شرکت های تسلیحاتی. دو، شرکت های تولیدکننده برق و انرژی که خود را با قیمت نفت تطبیق می دهند. سه، تولید کنندگان انرژی های جانشین نفت. چهار، تولیدکنندگان مواد اولیه که به نوعی با تولیدات نفتی سر و کار دارند.

سهام بخش هایی که بهبود آنها تا حد زیادی مستقل از شالوده اقتصادی یک کشور است، در دوران افزایش قیمت نفت، به شدت مورد تقاضا قرار می گیرند مانند بخش داروسازی و یا ارتباطات که آنها را می توان «برندگان نسبی» نامید.

در کنار سناریوهای بحرانی البته یک راه مسالمت آمیز نیز وجود دارد. هنوز امید به امکان راه حل سیاسی این بحران وجود دارد، آن هم زمانی که هم احمدی نژاد رییس جمهوری اسلامی و هم بوش رییس جمهوری آمریکا دوره شان به پایان رسیده باشد. رؤسای دولت های جدید می توانند فرصت جدیدی برای سیاست به وجود آورند که به سود اروپا نیز تمام شود تا همگی بتوانند از افزایش قیمت نفت و موج آوارگان جنگی و گسترش عملیات تروریستی جلوگیری کنند.

با این همه حتی اگر جنگی هم در نگیرد، باز ایران یک خطر محاسبه ناپذیر است. کارشناسان خطر اصلی را در این می بینند که جمهوری اسلامی به یک قدرت اتمی تبدیل شود. اتمی شدن ایران به یک واکنش زنجیره ای در کشورهای منطقه منجر خواهد شد. کشورهایی مانند عربستان سعودی یا مصر تلاش خواهند کرد به تسلیحات اتمی دست یابند. این آن سناریویی است که حقیقتا وحشتناک است.

 

| © 2007 | | alefbe - journalist | | berlin | | germany |