ترجمه

 

آزادی پشت فرمان

 

جمهوری اسلامی مناسبات متناقضی را در ایران به وجود آورده است که شاید شاخص ترین آن را بتوان در عرصه روابط زن و مرد یافت. محدودیت هایی که بیش از پیش به عقب ماندگی های فرهنگی دامن می زند سبب شده تا زنان برای حفظ امنیت و هم چنین آسایش خود ترجیح دهند در وسایل نقلیه عمومی قلمرو دیگری را برای خود بگشایند تا از شر مردان مزاحم در امان باشند. از همین رو بسیاری از آنان به دلایلی که قابل درک است از جدایی زنان و مردان در اتوبوس و تاکسی و پارک و آسانسور و... استقبال می کنند. روزنامه سویسی «نویه زورشر تسایتونگ» Neue Zürcher Zeitung  در شماره پانزدهم اکتبر خود گزارشی کوتاه از زنان تاکسیران در ایران دارد که می خوانید:

 

زنان ایران تاکسیرانی را کشف می کنند. آنها راز تقاضا برای شغل تاکسیرانی توسط زنان را دریافته اند. نه تنها خانواده های مذهبی ترجیح می دهند رانندگان زن به دختران و زنان آنها خدمت کنند، بلکه والدین نیز ترجیح می دهند فرزندان خود را به دست رانندگان زن بسپارند.

آذر شیری زاده با صدایی نرم در تلفن می گوید: «تاکسی همین الان راه می افتد» بعد کاغذی را در دست بالا می گیرد. یکی از خانم های راننده از جا می پرد. حجابش را درست می کند و سوار تاکسی اش می شود. آذر می گوید: «یک خانم باردار تلفن زده بود. درد دارد و برای رفتن به بیمارستان تاکسی می خواهد».

نه تنها در چنین موقعیت های ویژه ای، بلکه در بسیاری موارد مشتریان تاکسی ترجیح می دهند راننده شان زن باشد. آذر شیری زاده می گوید: «بسیاری از مشتریان ما خانواده های مذهبی هستند. برای این خانواده های مؤمن که اغلب در خانه های مسکونی مربوط به سپاه پاسداران زندگی می کنند، راحت تر است که راننده تاکسی مرد نباشد. به خصوص اگر خانم های مسافر بین راه تنها باشند».

آذر شیرزاده حتی داده است برای رانندگانش اونیفورم بدوزند: یک روپوش گشاد و بلند تا زیر زانو و یک روسری که مانند کلاه اسکی دور سر می پیچد و گردن را هم می پوشاند. نام این شرکت تاکسی «کیمیا خاتون» است که اگر بخواهیم [به آلمانی] ترجمه اش کنیم چیزی شبیه «بانوی ارزشمند» می شود. آذر شیری زاده که صاحب این شرکت است طرفدار مقررات اسلامی نیست. ولی کار، کار است. او دو سال پیش در طبقه همکف خانه اش این شرکت را دائر کرده است. مشتریان او خانم ها، کودکان و خانواده ها هستند. ولی هرگز مردی به تنهایی به آنها مراجعه نمی کند.

آذر پیش از این آرایشگری می کرد که برایش خسته کننده شده بود. هر روز شستن مو و کوتاه کردن و خشک کردن و شستن حوله ها حوصله او را که چهل ساله و مادر سه فرزند است سر می برد. او که می دید پدر و برادرش از رانندگی پول خوبی در می آورند، به این فکر افتاد خودش هم پشت فرمان بنشیند. کارش را با همکاری با یک شرکت تاکسی شروع کرد. خیلی زود متوجه شد که متقاضی برای رانندگان زن بیشتر از رانندگان مرد است. می گوید: «همین مرا به این فکر انداخت که خودم یک شرکت تاکسی زنانه راه بیندازم». در حال حاضر، خواهرش و هفده خانم راننده دیگر برای او کار می کنند. با اینکه آذر برای شرکت اش هیچ تبلیغی نمی کند، ولی درآمد شرکت خیلی خوب است. واقعا هم او یک خلاء را در بازار کار کشف کرد.

او در این کار تنها نیست. در ماه های اخیر شرکت های متعدد تاکسیرانی زنان تأسیس شده اند. درست برعکس اروپا که تاکسیرانی زنان بر اساس انگیزه های فمینیستی هیچ موفقیتی نداشت، در حکومت ملایان تقاضا برای زنان تاکسیران بسیار است. در کنار دلایل مذهبی برای بسیاری از مشتریان عنصر امنیت بسیار مهم است. مزاحمت های جنسی، از دست درازی تا تجاوز، در تهران و در دیگر شهرهای بزرگ ایران استنثاء نیستند. خانم های مشتری با رانندگان زن در این پایتخت دوازده میلیونی و جنگل ترافیک بیشتر احساس امنیت می کنند. آذر با غرور می گوید: «حتی یکی از رانندگان ما تا کنون تصادف نداشته است. به همین دلیل پدران و مادرانی که به دلیل کمبود اتوبوس مجبورند فرزندانشان را با تاکسی به مدرسه بفرستند، رانندگان زن را ترجیح می دهند. خطوط اتوبوسرانی شهری در تهران به شدت ناکافی است و تاکسی یک وسیله نقلیه مهم در تهران است».

هشتاد درصد پول تاکسی در هر رفت و آمد را آذر به رانندگانش می دهد که نسبت به دیگر شرکتها بیشتر است. شمار متقاضی رانندگی از سوی زنان بسیار زیاد است. تاکسیرانی درآمد نسبتا خوبی دارد و می توان روزانه 35 دلار در آورد که برای سطح درآمد در ایران بسیار زیاد است. خواهر آذر که برای او کار می کند الان دو برابر آنچه به عنوان مربی مهد کودک کار می کرد، درآمد دارد.

فرشته 25 ساله، یکی دیگر از رانندگان در پاسخ به این پرسش که آیا درآمدش بیشتر از همسرش است به شدت می خندد و می گوید: «خیلی خیلی بیشتر!» البته پول تنها دلیل نیست که فرشته را به کار در شرکت تاکسیرانی آذر تشویق می کند. او می گوید: «خیلی راحت و بی دردسر است». جایی که آنها برای گرفتن سفارش منتظر می مانند، هنوز موقتی است. ولی آنها در این دنیای زنانه احساس راحتی می کنند. چای می نوشند، می خوابند و برخی نیز نماز می خوانند. یکی از رانندگان زن حتی چادریست درست مانند فرشته که آرایش کرده و بلوز تنگ اش روی سینه و شکم کشیده شده است. فرشته با آسودگی می گوید: «من عاشق استقلال در این شغل و در اینجا هستم. رانندگی را هم خیلی دوست دارم. رانندگی برای من، آزادی پشت فرمان است».  

 

| © 2005 | | alefbe - journalist | | berlin | | germany |