|
|
|
شعر |
|
پاسخی نیست تیرداد کورس بابایی
کابوس وحشت ا تازیانه میزند رویای سپید با تو ماندن را تعبیر جار کشیدن گرسنگی در بیداری به خواب رفتن هزاران ساله ی توست
بودنم را حاشا نتوان کرد
نان را تمنا کردن زیاده خواهی نیست نام تو را همچنان تکرار میکنند امیدی به گشودن پلکهای تو نیست
آسمان تو فریب کاش خانه ای میداشتی از سنگ و چوب و آهن و شیشه و ساعت تا زمستان سرد را به تو پناه آورند تا دردها را به تو گویند تا تو تکه نانی از گندم عقوبت بی آنکه سجده ی بردگی تمنا کنی بر دستهای پینه بسته بگذاری
من به تو لبخند می زنم دگر حضورت را تردید نیست....
*
گلدسته ها نام دروغین تو را تکرار میکنند بی آنکه یکروز گرسنگی را شکیبایی کنند کاشی ها نام خونریزان را فریا د میکنند مرا جز استفراغ خون نیا پاسخی نیست به شتابیدن دعوتم میکنند گویی این عفونت را درمان نیست
|
|
| © 2005 | | alefbe - journalist | | berlin | | germany | |