شعر

 

رستن

تیرداد کورس بابایی

 

 

 

سر انجام تازیانه ها

تسلیم پوست تو خواهند شد

تاریخ این میهن

مبهوت حضور تو

خدا در حسرت دعای تو

من د ر اندیشه ی نوشیدن خون جلاد تو

 

سرانجام گلوله های تفنگ سربازان

در آخرین فریاد تو

مومن خواهند شد

بی هیچ ترد ید

طناب های بی رحم اعدام

تسلیم نفسهای تو خواهند شد

 

سر انجام زمستان سرد

در حسرت کشتن صدای تو

غرق در خون پاک تو

بهارانی جاودانه خواهد شد

 

اشک لایق مرگ تو نیست

به جنازه ات می خندم

 

جلاد

خون ما را بنوش

خدای از خلقت ما پشیمان است

زندگی در شعر زیستن ما

نفس کشیدن برای ایران است

جلا د

رهایم کن

ارواح بهشتی دغل کار

از روح من گریزان است

 

| © 2005 | | alefbe - journalist | | berlin | | germany |