شعر

 

غزل
محمد قهرمان

 


محمد قهرمان غزلسرایی چیره دست از خطه خراسان است که بی هیچ ادعایی سالیانی دراز، فراز و فرود دل دردمندش را به سرودن نشسته است، و در بیان تپش های شاعرانه اش از شیوه سبک هندی (اصفهان) تأسی می جوید. شفافیت و ریزه کاری های مینیاتوری - که از خصوصیات برجسته استادان این شیوه بیانی است - در غزل های او نمودی چشمگیر دارد.

شعرهای او غالبا در زلالی خویش، جان ما را با مهربانی و شور آشتی می دهد و به جشنواره ای از کلام رنگین با مضامین دلنشین دعوت می کند.

رضا مقصدی
 

 

شب از آغوش گُل، بالین و بستر می کند شبنم

سحرگاهان سفر، با دیده ی تر می کند شبنم

 

نگاه گرم جانان، بال پرواز است عاشق را

به سوی آسمان، پرواز بی پر می کند شبنم

 

اگر چون قطره˚اشکی  شب، ز چشم آسمان افتد

سحر از چشمه ی خورشید، سر بر می کند شبنم

 

مرا از این دل ناکام، شرم آید چو می بینم

شبی تا صبح در آغوش گُل، سر می کند شبنم

 

جدایی، سخت باشد آشنایان را ز یکدیگر

وداع بوستان با دیده ی تر می کند شبنم

 

نمی کاهد اگر از عمر عاشق، وصل گلرویان

چرا از خنده ی گُل، عمر کمتر می کند شبنم؟

 

| © 2005 | | alefbe - journalist | | berlin | | germany |