|
|
|
شعر |
|
دو سو گیل آوایی
پنجره ایست میان من و باغ و پرنده و آفتاب خیال من آنسوی می بردم بی مرز بی دیوار بی قرار چه بازیگوشانه پر می کشد آن پرنده مست!؟ بر شیشه پنجره پری مانده لکه ی سرخی! پنجره ایست میان من و پرنده ای که آن سوی پای دیوار در تب و تاب است! و من این سوی!
|
|
| © 2007 | | alefbe - journalist | | berlin | | germany | |