|
|
|
شعر |
|
کوچ گیل آوایی
نسیم
نابگاهی بود در فصلی دروغین! چه کوچ غم انگیزی آغازیدیم! با بنه ای کاین بار کوتاهترین کوچ زمستانی خواهد بود! آه... که در بی فصلی غربت کمینه ای پر انتظار! زمستان بی پایانیست! یار همه فصول از بازگشت بگوی خبری! که به انتحاری نیز اگر که باید به زمستان پر اندوه خاک خواهم تاخت! و تو خورشید را آواز ده از دهان همه سینه سرخان عاشق! تا خاوران می طپد در دل خاک امید هست و گذر از زمستان همه فصول! وین کوچ سر نرسد! مگر که هم آواز پر بکشیم سوی خاک تا یخبندانی زراه نرسیده! یار همیشه دور پرواز من لختی رو سوی خاک که بذر بهار دیرگاهیست خاورانها افشاندند!
|
|
| © 2007 | | alefbe - journalist | | berlin | | germany | |