یک هفته و سه تصویر


ایران

 

پس از بیست و هفت سال...

 

هنگامی که شعار «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» بیست و هفت سال پیش بر زبان ایرانیان جاری گشت، هرگز کسی گمان نمی کرد خیلی زود و برخلاف آرزو و آرمان «انقلابیون» آن زندانها نه موزه، بلکه دوباره زندان دگراندیشانی خواهند شد که این بار مخالف حکومت برآمده از انقلاب اسلامی هستند.

 

اوین هرگز به اندازه دوران حکومت اسلامی به خود خون ندیده بود. جمهوری اسلامی اگرچه نتوانست تمرکز اداری و امکانات رفاهی و تفریحی شهر تهران را به استانها و شهرهای دیگر گسترش دهد، لیکن از عهده گسترش زندانها و برپا ساختن چوبه دار و میدان تیر در شهرهای کوچک و بزرگ ایران به خوبی برآمد.

 

از سال 60 به سال 63 و بعد 65 و آنگاه کشتار فراموش ناشدنی تابستان 67 که همزمان با نوشیدن جام زهر توسط روح الله خمینی رهبر انقلاب و بنیانگذار حکومت اسلامی در سراسر ایران خاک را خونین کرد.

 

تابلوی مشهور «تیرباران» از فرانسیسکو گویا Francisco Goya نقاش قرن هجدهم اسپانیا

 

جمهوری اسلامی به هیچ کس رحم نکرد. خود، آن دایره بزرگ به دور خویشتن را تنگ و تنگتر کرد تا نوبت به «خودیها» رسید. دور نیست روزی که حلقه «خودیها» نیز آنقدر تنگ شود که خود رژیم را خفه سازد. در تمام این سالها صدایی از جهان بر نیامد. کسی چیزی نگفت. زنان و مردان در سکوت، سکوت کر کننده، در خون خود تپیدند. در گورهای جمعی به خاک سپرده شدند. و باز هیچ کس نه از آزادی گفت و نه به یاد آورد که پنجاه سال پیش امضا بر اعلامیه ای به نام «حقوق بشر» نهاده است.

 

نزدیک به سی سال می گذرد. جهان خمیازه کشان، آن هم زمانی که تروریسم به خطر مجسم برای آزادی و امنیت و رفاه تبدیل شد، از خواب غفلت بیدار می شود. زنجیر به هم پیوسته این تروریسم در منطقه عفونی خاورمیانه قرار دارد. یکی از حلقه های این زنجیر جمهوری اسلامی است که تلاش برای دستیابی به بمب اتم، حمایت و گسترش تروریسم و نقض خشن حقوق بشر سه ویژگی مهم سیاست داخلی و خارجی آن است که آن را بیش از پیش در مرکز توجه جهان قرار می دهد.

 

سالیان طولانی طرفداران دمکراسی و مدافعان حقوق بشر تلاش می کردند تا توجه افکار عمومی جهان و کشورهای قدرتمند را به وضعیت اسفبار ایرانیان در این زمینه جلب کنند. جمهوری اسلامی در طول یک شبانه روز با روی کار آوردن محمود احمدی نژاد توانست نادانسته و ناخواسته این وظیفه مهم را به انجام رساند! امروز تمامی پرونده های تروریستی داخلی و خارجی، موارد پیدا و پنهان برنامه اتمی، پرونده های نقض حقوق بشر و حتا مصادره اموال در جمهوری اسلامی به روی میز قرار گرفته است.

 

هرگز جهان نسبت به مسائل ایران  تا این اندازه حساس نبوده است. امروز گذشته از نویسندگان و روزنامه نگاران ایران و جهان و سازمانهای بین المللی مدافع آزادی بیان و حقوق بشر، دولت های مهم جهان درباره وضعیت زندانیان سیاسی در ایران اظهار نظر کرده و رژیم را به آزادی بدون قید و شرط آنان فرا می خوانند. دولت ایالات متحده آمریکا در طول تنها دو هفته دو بار صریحا از جمهوری اسلامی خواست اکبر گنجی روزنامه نگار و نویسنده دربند را که از بیش از سی روز پیش در اعتصاب غذا بسر می برد، آزاد کند. اتحادیه اروپا برای نخستین بار در تمام این سالها به سخن در آمد و طی بیانیه ای خواستار آزادی اکبر گنجی شد.

 

این همه در حالیست که «اصلاح طلبان» در سکوتی مرگبار فرو رفته اند و رییس جمهور «اصلاح طلب» آنان تنها پس از دیدن عکس های اکبر گنجی که بر اثر اعتصاب غذا به شدت لاغر و ناتوان شده است، نگران شد. نگرانی خاتمی پیش از آنکه برای جان ارزشمند یک انسان باشد، برای نظامی است که وی  به عنوان رییس دستگاه اجرایی آن، خود را سرسپرده آن می داند و بر این باور است که ممکن است با مرگ گنجی با «بحران» و «خطر» به ویژه در مناسبات بین المللی روبرو شود.

 

امروز پس از گذشت بیست و هفت سال از انقلابی که ظاهرا برای تأمین آزادی روی داد، نه تنها جامعه ایران، بلکه جامعه جهانی نیز یکصدا با ایرانیان می گوید: زندانی سیاسی آزاد باید گردد! جای خوشوقتی نیست که ایران دارای زندانی سیاسی است. لیکن جای بسی خوشحالی است که سرانجام جهان غرب به خود می آید و در می یابد که تنها تضمین مطمئن و خدشه ناپذیر برای حفظ آزادی، امنیت و رفاه در جوامع خودش، همانا گسترش دمکراسی و حقوق بشر در سراسر  جهان، به ویژه در خاورمیانه و کشورهای مسلمان نشین است.

 

| © 2005 | | alefbe - journalist | | berlin | | germany |