خبر مرگ اکبر گنجی در راه بیمارستان
خیلی زود پیچید. دردناک تر از این خبر دروغین اما واکنش جامعه در هم ریخته
ای است که دیگر نه به زندانی سیاسی اهمیتی می دهد و نه به خبر مرگ روزنامه
نگاری کنجکاو می شود که جان بر سر آرمان دمکراسی و حقوق بشر گذاشته است. به
راستی این مردم را چه می شود؟ با ملت ما چه کرده اند؟ وجدان را با کدام
افیون به خواب برده اند؟
چرا خبر مرگ پخش می کنند؟ کدام خبر
قرار است در روزهای آینده به سرنوشت محتوم تبدیل شود؟
ما را چه می شود که با این همه ادعا به
نقطه ای رسیدیم که در برابر انتخاب بین دو جنایتکار قرار گیریم؟ یکی دستور
تیر می داد، و دیگری تیر خلاص می زد. امروز یکی رییس «جمهور» است و دیگری
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام. آن یک «رهبر» است و این یک دبیر شورای
«نگهبان». بیچاره کسانی که آبرو بر سر پشتیبانی از این در برابر آن نهادند.
27 سال است خبر مرگ می آید. اول شایعه
است. بعد واقعیت می شود. اول ناپدید است. بعد آشکار می شود. کسی هم صدایش
در نمی آید.