کتابگزاری

 

 

و قرن دیپلماسی مبتکر

 

      

قرن بیست و یکم قرن فرمانروایی محازن اندیشه (تینک تنکس)
محمدرضا عضدانلو
نشر نیما؛ آلمان؛ مهر 1383 اکتبر 2004

 

 کتاب «قرن فرمانروایی مخازن اندیشه» دارای هفت بخش است که بیش از همه به فرار مغزها، نظم نوین جهانی، برخورد تمدن ها در دهکده کوچک جهانی و سپس مخازن اندیشه و نقش آنها در سیاست بین المللی و در پایان به موقعیت «ایران ما» می پردازد.

«مخازن اندیشه» برگردان «Think Tanks» است که پیشینه آن به دهه پنجاه میلادی باز می گردد. در فرهنگ داریوش آشوری نیز «خزانه اندیشه» معادل «think thank» آورده شده است.

محمدرضا عضدانلو در مقدمه می نویسد: «امروزه عرصه زندگی سیاسی همانند صفحه شطرنجی شده است که نشستن بر سر آن جز با تجهیز به دانش، اطلاعات و خردمندی ممکن نیست... در سیاست برای تفسیر، تحلیل و سرانجام استخراج «نظریه» باید انبوه داده ها، از نوشته و نانوشته تا گفته و ناگفته، بر اساس نگرشی به دور از تعصب، بدون پیش داروی های از مد افتاده و حقیقت یاب، مورد کنکاش دقیق قرار گیرند... علاوه بر دانش آکادمیک، همخوانی و به روز بودن با حوادث و اتفاقات و اخبار جهانی و نیز شناخت کافی از ترفندها و تعارفات و آیین های علم سیاست ضروری است. این کاری است که «مخازن اندیشه» در مقیاس بسیار وسیع و دامنه ای بسیار گسترده انجام می دهند و هر روز و هر ساعت هزاران «فاکت» عینی، آشکار و پنهان را تحلیل می کنند. آنگاه با چیدن دقیق ترین اطلاعات در کنار هم به نزدیک ترین تصویر از واقعیت امروز و فردا دست می یابند».

نویسنده بر این زمینه به نقل از خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) وابسته به جهاد دانشگاهی به شرح دلایلی درباره فرار مغزها از ایران می پردازد و آنگاه مقوله نظم نوین جهانی و مناسبات درون آن را می شکافد.

به نظر نویسنده «طراحان نظم نوین جهانی در عصر حاضر به این نتیجه رسیده اند که دنیا را باید دمکراتیزه کرد».  در توضیح «دمکراتیزه کردن» به نسبی بودن آزادی و حقوق بشر می رسیم و می خوانیم: «یعنی آنکه به طور مثال اگر کسی به زندان افتاد، اولا زندانی شدن او مبانی قاونی داشته باشد و ثانیا در زندان با او برخوردهای قرون وسطایی نکنند، ناخن هایش را نکشند، دستش را نبرند و به عبارت ساده تر با همه آدمیان مطابق قوانین عام پذیرفته شده جهانی برخورد کنند. البته این بدان معنا نیست که تمام مفاهیم از جمله آزادی، عدالت، حقوق بشر و... در همه جای دنیا به صورتی واحد پذیرفته شوند. به هر حال حقوق بشر در هر کشور نمی تواند از مختصاب بومی و فرهنگی آن کشور جدا باشد».

نویسنده استدلال می کند که برای رسیدن به یک «دیپلماسی مبتکر» است که در این «دهکده کوچک جهانی» باید به «مخازن اندیشه» یا «نخبگان» روی آورد. پیشینه «تینک تنکس» به اوایل قرن نوزدهم می رسد و امروز در پشت پرده مهم ترین خطوط سیاست های داخلی و خارجی را در کشورهای قدرتمند جهان تعیین می کنند. بر همین اساس است که «فکر، قیمت پیدا می کند و خلاقیت، محصول خود را می بیند. بی دلیل نیست که سیستم های خردگرا بیشترین بها را به شکوفایی اندیشه ها می دهند. حال آنکه سیستم های ارتجاعی و عقب مانده چنین نطفه هایی را در رحم خفه می کنند.»

محمدرضا عضدانلو سپس به معرفی مهم ترین مخازن اندیشه در آمریکا و اروپا و آسیا می پردازد و به این نکته اشاره می کند که ساختارهای خودکامه  نیز «مخازن اندیشه» اما از نوع «تقلبی» دارند. لیکن «از آنجا که حتی درست کردن مخزن اندیشه قلابی نیز احتیاج به مخازن اندیشه دارد» و از آنجا که افراد این مؤسسات «در هر دو جمله یک بار باید سیاست دولت متبوع خود را تأیید کنند و با شعارهای روز همراه شوند، این کشورها روز به روز از مخازن اندیشه تهی می شوند.»

عضدانلو در «و ایران ما» به «اشتباهات شاه» می پردازد و مدعی می شود شاه متوجه نبود «سیاست های جهانی برای پنجاه سال دیگر برنامه ریزی شده است». او پس از توضیح اینکه چگونه جمهوری «آقای خمینی» به «دیکتاتوری» تبدیل شد نتیجه می گیرد: «البته یک جمهوری اصلاح می شود ولی از یک حکومت سلطنتی قائم به ذات هرگز نمی توان انتظار دمکراسی داشت.» این در حالیست که معتقد است: «مخازن اندیشه بر روی این پروژه سالها کار کرده بودند و بر اساس طرح آنها مجموعه قدرت های جهانی تصمیم گرفتند بساط حکومت شاه راجمع کنند و زمینه حکومت اسلامی را فراهم آورند».

نویسنده معتقد است: «اگر آقای خمینی در همان آغاز انقلاب و هنگام نشستن بر مسند حکومت ایران، با آن اقتدار و جاذبه رهبری که داشت، قانونی در جهت بازنگری در ارائه دین اسلام، به عنوان دینی که قرار است بر سرنوشت سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی مردم حاکم باشد، می کرد، بسیاری از حوادث اتفاق نمی افتاد» عضدانلو با همین استدلال به پیشباز دوران خاتمی می رود و مدعی می شود «حکومت مانع از انجام این کارها و نهادینه سازی دمکراسی در کشور» توسط خاتمی شد.

قضاوت درباره ادعاها و نظرات نویسنده بر عهده خوانندگان است، لیکن کتاب به زبانی ساده و خودمانی نوشته شده و با طرح مباحث و اطلاعات گوناگون خواننده را به خود جلب می کند. اگرچه جای یک ویراستاری دقیق تر و فهرست منابع مورد استفاده نویسنده در آن خالیست.

 

| © 2005 | | alefbe - journalist | | berlin | | germany |