the journalist

ژورنالیست

طنز

 

ای آنکه ترا قبله به کهریزک بود

ه. لیله کوهی

 

ای آنکه ترا قبله، به کهریزک بود

این ریش توهم، مستحق فندک بود

امید، که رهبرت نگوید فردا

آن چند کیلو واجبی ات اندک بود

 آخی این سعید هم به سرنوشت آن سعید، واجبی! دچار شد. سعید امامی سالها در رکاب آقا، از چاکران بنام بود و در سفر وحضردرخدمت آقا و حاجیه خانم بندگی می کرد و بار ها حاجیه خانم (خجسته) عیال آقا با دست مبارکشان لباس آن سعید را شسته بودند. گویا یک بار در سفری به لندن لباس های سعید واجبی را شستند و در بالکن هتل روی بند رختی آویزانش کردند از بد حادثه زیر شلواری  سعید واجبی را باد می برد دو خیابان آن طرف تر کنار مغازه جواهر فروشی موردعلاقه ی خجسته خانم به زمینش می زند. حاجیه خانم چادر به سر می کنند و باعجله به دنبال زیر شلواری وارد خیابان می شوند.وقتی خیالشان از بابت زیر شلواری سعید خان راحت می شود. پس از آن به تماشای ویترین جواهر فروشی می پردازند. دستبند طلای مدل مارپیچ کار ایتالیا یاد گار همان سفر جاجیه خانم به لندن است.

 اما دشمنان وسیله می شوند تا سعید خان امامی مورد غضب آقا واقع شوند. بعد از آن همه خدمت به بارگاه  آقا دیدیم چطور واجبی خورانده شد. حالا نوبتی هم باشه نوبت قاضی سعیده.

سعید مرتضوی معروف به قاضی سعید، همین سعید کهریزک! واقعا جوان با استعدادی است در سن نوزده سالگی با سهمیه بسیج دانشگاه آزاد اسلامی شهر تفت فارغ التحصل در رشته قصابی شده بود و به سمت دادیار دادگاه منتخب شد و در سن بیست سالگی رئیس دادگاه حقوقی قصابان رژیم جمهوری اسلامی منصوب گردید  یکسال بعد قاضی دادگاه مطبوعات و یارجدا ناپذیر حسین شریعتمداری کیهان گردید. از افتخارات ایشان در کوتاه ترین زمان ممکن 120 نشریه رادرسطح کشور توقیف کردند. این رقم در جهان دارای اولین رتبه است حتی دولت چین وروسیه هم نتوانست به این مقام دست پیدا کند. قاضی سعید در تمام این ده سال به عبای آقا سنجاق شده بود. برای اینکه حرفم را مستدل کرده باشم یکی از عکس های ایشان با آقا را در بالای صفحه ضمیمه کردم تا شما مطمئن شوید منظور همان سعید کهریزک است.

اگر خاطرمبارکتان باشد. بنده اول فروردین سال هزار وسیصدو هشتاد وهفت یعنی یکسال ونیم پیش در مقاله ای به نام "اسلام در خطر است" سرتیپ سردار پاسدار زارعی رئیس بسیج کشورو رئیس پلیس وقت تهران بزرگ را خدمت تان معرفی کردم. پس از آن ماجرای شش زن لخت نماز جماعت. که مفصلا خدمتتان توضیح دادم.

 کمی بعد تر در حضور آقا و تعدای از حضرات این سردار زارعی گفت:  قاضی سعید زنان نماز جماعت را از ما تحویل می گرفتند و به آپارتمان شخصی شان می بردند برای ارشاد مجدد. در بسیاری از مواقع خودشان از میان زنان و دختران تعدادی را انتخاب می کردند و خود شخصا با زنان بدحجاب به القاء فرائض دینی می نشستن.

 اما کم نبودند آدم های سرتقی مثل زهرا کاظمی عکاس و روزنامه نگار ایرانی کانادایی که نتونستن ارشادش به کنند. کمی خودکشی اش دادن.

شنیده ام  بیت آقا کمیته تهیه واجبی،را برای کمسیون ویژه ای فراخواندند و امرفرمودند زبده ترین شیمی دانان حوزه علمیه را به این کمسیون دعوت کنید، تا از ترکیب جوهر برنج داروئی تهیه کنند و به خورد قاضی مرتضوی کهریزکی بدهند. اما من توصیه ای برایشان دارم بد نیست کمی زرنیخ و اسانس گلاب قمصر به آن اضافه شود. با این کار هم کارساز تر از واجبی می شود وهم از بوی بد جوهر برنج عطر خوش گلاب به مشام ایشان می نشیند.

انشاء الله نوبت بعدی نوبت آقا "محسن اژه ای" است.

 

هشدر خان  2010-01-08

www.aoja.blogspot.com

| © 2001-08 | | alefbe - journalist | | berlin | | germany |