مقاله

 

این رادیو تهران است

روزنامه هلندی فولکس کرانت

 

نوشته: یانی کرون / آنیکه کرانن برگ

ترجمه: وحید شعبانی / دامون گلریز

 

آمستردام – یارانه 2.8 ملیون یورویی که وزارت امور خارجه هلند به فرستنده ایرانی [رادیو زمانه] تخصیص داده است، هدر دادن پول مالیات دهنده گان هلندی است. این مرکز مستقر در آمستردام (هلند) به هیچ وجه هدفهایی از قبیل: ارتقا دموکراسی و حقوق بشر [در ایران] را تحقق نمیبخشد. این نظر دست کم پانزده ایرانی برون و درون هلند است که [خبررسانی]این رادیو را به دقت دنبال میکنند. در تکمیل فرستنده های اپوزیسیونی میبایست رادیو زمانه اهداف خود را بر روزنامه نگاری مستقل بنا میکرد؛ ولی بنا بر گفته منتقدین این رادیو در ابراز نظریات سیاسی بسیار یکجانبه گراست و همجهت با سیاسیتهای رژیم جمهوری اسلامی عمل میکند.

 

بعنوان اعتراض به سیاسیتهای جاری در این رادیو داریوش مجلسی مترجم ایرانی در هلند در اواسط اوت 2007 از «هیئت امناء» رادیو زمانه استعفا داد و همچنین روزنامه نگار ایرانی ساکن هلند منوچهر نیز همکاری خود را با این رادیو پایان بخشید. آخرین حد شکیبائی این دو نفر نحوه یکجانبه عملگرایانه خبر رسانی رادیو زمانه در مورد شکل گرفتن کمیته «مسلمانان پیشین» در هلند بود. سخنگویان این کمیته فرصت ابراز نظر نیافتند. بنا بر گفته مجلسی:"این یک روش بیطرفانه در امر روزنامه نگاری نیست. رادیو زمانه کمترین پوشش خبری در این مورد نداد که در یک جامعه مدنی تخریب همراه با خشونت علیه مخالفین مورد پذیرش نیست، حتی زمانی که انتقادات جدی به پیامبر اسلام انجام میشود." همچنین در رابطه با موضوعات دیگر رادیو زمانه به نقل از مجلسی و منوچهر و تعداد زیادی از منتقدین خطوط همساز با دین اسلام را تعقیب میکند.

 

وزارت امور خارجه هلند در کل 15 ملیون یورو را به تکثر  و ارتقا فضای مطبوعاتی در ایران که در 15 پروژه سرشکن شده است، اختصاص داده است.

 

مهدی جامی  [محمد مهدی مؤذن جامی] مدیر رادیو زمانه که از آمستردام برای جوانان طبقهء شهری ایرانی برنامه پخش میکند، بطور مداوم تاکید میکند: "ما یک رادیو ایرانی برای مخاطبین ایرانی هستیم و البته نه یک رادیوی غربی. ما باید احساسات مخاطبین خود را در نظر داشته باشیم. من بنا بر اصول اخلاقی ام اخبار را بصورت جنجالی گزارش نمیدهم." او در اینجا به بازدید پُر سر و صدای محمود احمدی نژاد از دانشگاه کلمبیا اشاره میکند. روزنامه فولکس کرانت هلند در تیتر گزارش خبری خود در این ارتباط و به نقل از یکی از شرکت کنندگان از عنوان «گوش دادن به هیتلر ایران» استفاده کرده بود. رئیس دانشگاه کلمبیا [در مقدمهء آن جلسه]، رئیس جمهور ایران را یک «دیکتاتور وقیح» خطاب کرده بود.

 

رادیو زمانه تعابیری چون «هیتلر ایران» و«دیکتاتور» را استفاده نمیکند. سردبیران جامی باید با رهبران ایران منصفانه برخورد کنند. بنابراین احمدی نژاد با عنوان "آقای" احمدی نژاد مورد خطاب قرار میگیرد. جامی اضافه میکند: "اپوزیسیون ایرانی در تبعید این را میخواهد بشنود که فقط خرها به احمدی نژاد رای داده اند. ما این را نمیگوئیم، چون زمانه هرگز توهین آمیز برخورد نمیکند."

 

قسمتهای تند سخنرانی احمدی نژاد از قبیل اینکه در ایران همجنسگرایان وجود ندارند، در خبرهای رادیو زمانه منعکس نشد. جامی اینگونه تفسیر میکند: "همه میدانند که او منظورش این بود که در ایران «همجنسگرائی سازمان یافته» وجود ندارد. برای مثال ازدواج بین دو همجنس انجام نمیگیرد."

 اینگونه برخورد محتاط آمیز رادیو زمانه اعتراض منتقدین را بر انگیخته است. فولکس کرانت در طی هفته های پیش با بیش از پانزده ایرانی از کشورهای مختلف که اخبار رادیو زمانه را دقیقا دنبال میکنند، مصاحبه کرد. آنها انتقادات شدیدی نسبت به این رسانه دارند. اکثر این افراد نمیخواهند نام خود را بنا بر دلایل امنیتی برای خود و بستگانشان در ایران افشا کنند. در ابتدا همگی آنان نسبت به راه اندازی رادیوئی که توسط وزارت امور خارجه هلند تامین مالی میشود بسیار مشتاق بودند. هدف این رادیو تشویق روزنامه نگاری مستقل برای گسترش فرهنگ دموکراسی و حقوق بشر بود، ولی بعد از یک سال فعالیت این رادیو میل بسوی تحقق چنین اهدافی، بنظر آنان، ابدا به چشم نمیخورد.

 

به نظر آنان زمانه بیش از حد برنامه های خنثی[غیر سیاسی]  میسازد ( برنامه های فرهنگی، ادبی، موسیقی و فن آرايش وتزئين الات) و در گزارشات رادیوئی خود نیز بیش از حد نیاز احتیاط میکند و حساسیتها و تابوهای جاری در رژیم اسلامی را مد نظر قرار میدهد. از این جهت هیچ ارزش افزوده ای را ممکن نمیسازد، چون در واقع فرستنده های بیطرف به اندازه کافی وجود دارند. برای مثال بی-بی-سی که یک بخش فارسی زبان دارد. همینطور رادیو فردا – بخش فارسی رادیو اروپای آزاد که از پراگ برنامه پخش میکند - از نگاه بسیاری واقعگرا و بیطرفانه عمل میکند. (رژیم ایران رادیو فردا را بعنوان یک پایگاه خبری قلمداد میکند که توسط آمریکائیان هزینه میشود و هدف آن را تغییر رژیم میداند).

مدیر رادیو زمانه جامی تمامی انتقادات را ناوارد میداند. به نظر او رادیو زمانه "منحصر به فرد است  چون تحت مدیریت ایرانیان است، تنوع در نظریات "روزنامه نگاران غیر حرفه ای" در ایران به ما این امکان را داده است که روزنامه نگارن را به عنوان خبرنگاران مستقل از طریق اینترنت آموزش دهیم". او تصدیق میکند که زمانه توجه خود را به روش زندگی، ادبیات و هنر معطوف میکند. او اضافه میکند: "عام مردم از سیاست زده شده اند. آنها علاقه دارند موضوعاتی را گوش دهند که محتوی زندگی خود آنها را شامل میشود. سه ده فعالیت و کوشندگی سیاسی ایران را به پیش نبرده است. ما میباید راه های جدیدی را پیدا کنیم، وارد گفتمان شویم."

 

کادر روزنامه

پارلمان هلند چندی قبل از تعطیلات عید میلاد مسیحی در سال 2004 موافقت خود را به لایحه پیشنهادی فرح کریمی (نماینده حزب سبزها در پارلمان هلند) و هانس فان بالن (نماینده حزب لیبرال در پارلمان هلند) برای تخصیص بودجه 15 میلیون یورو به منظور راه اندازی یک پایگاه تلویزیونی بسوی ایران اعلام کرد. این رسانه قرار بود که کار خود را با برپا کردن دفتری در تهران  و سردبیران که بعنوان پناهنده ایرانی در خارج از ایران سکونت دارند، شروع کند. بن بُت وزیر پیشین امور خارجه هلند این بودجه را در 11 پروژه سرشکن کرد تا احتمال خطر تیره شدن روابط هلند-ایران را تا حدی جلوگیری کند. برای رادیو زمانه که کار خود را از سال 2006 شروع کرد بودجه 2.8 میلیون یوریی تا پایان سال 2007 تخصیص داده شده است. در بودجه مالی امسال وزارت امور خارجه هلند، حمایت و گسترش حقوق بشر و دموکراسی بعنوان دو هدف اصلی مورد نظر قرار گرفته است. همینطور حمایت از تکثر رسانه ها در دستور کار قرار دارد. و از همین جهت منتقدین زمانه بر روی یک بازدید و بررسی بیطرف و مستقل از برنامه های رادیوزمانه تاکید میکنند. به نظر آنان، زمانه در تحقق اهداف اولیه کوشش نمیکند و تعداد کمی مخاطب در ایران داشته است. مدیر رادیو معتقد است که رشد چشمگیری در شنوندگان دیده میشود. در ماه اوت گذشته بخش اخبار این رادیو 120 هزار بازدیدکننده داشته است که 70%  آنان در ایران زندگی میکنند.

این [آمار] منتقدین زمانه را، راضی نمیکند. آنها معتقدند که ایران بیش از 7.5 میلیون مراجعه کننده به اینترنت دارد - بطور نسبی بعد از اسرائیل بیشترین تعداد در خاورمیانه-. این کشور بعد از چین شدیدترین فیلتر اینترنتی را اعمال میکند ولی بلاگر های ایرانی بسیار موفق در شکستن فیتلرها میباشند. و به همین جهت تعداد زیادی وبلاگنویسهای منتقد مشغول به فعالیت هستند. ولی وبلاگ هایی که در سایت رادیو زمانه موجود هستند، بیشتر وبلاگهایی با گرایشات به حزب مشارکت و طرفداران خاتمی را شامل میشوند. تقریبا هیچ وبلاگنویس دگراندیش دیگری و یا گروه دیگر سیاسی عضو فهرست ویلاگنویسان سایت این رادیو نیست.

پرس نو (Press Now)  که به طور جهانی زسانه های مستقل را حمایت میکند، ناظر بر فعالیتهای زمانه میباشد. ویلکو دیونگ رئیس این ان-جی-او در این ارتباط میگوید: "یک خانم هلندی-ایرانی برنامه ها را گهگاهی دنبال میکند." زمانه به نظر او، به دموکراسی و حقوق بشر توجه میکند. او تمامی انتقادات را ناشی از "حسادت ایرانیان تبعیدی سیاستزده" میداند.

 

بنابر نظر داریوش مجلسی این نوع پوشش خبری چیزی را برای ایرانیان به ارمغان نمیآورد. به علت اعتراض به سیاستهای جاری در این رادیو داریوش مجلسی مترجم ایرانی در هلند در اواسط ماه اوت گذشته ار هیئت نظار زمانه استعفا داد. او در این ارتباط میگوید "شما نمیتوانید با داشتن سکوت تائید آمیز [از طرف] رژیم جمهوری اسلامی یک رادیو مستقل داشته باشید. با این روش مسائل ناگفته زیادی را باقی خواهید گذاشت." او همچنین نظر مدیر رادیو زمانه، نسبت به این که ایرانیان تبعیدی فقط پوشش خبری ضد حکومتی را میپذیرند را تکذیب کرد. "من خودم جزء اپوزیسیون هستم. ولی اعتقاد دارم که به اندازه کافی شبکه های اپوزیسیونی به طرف ایران برنامه پخش میکنند. من خود حامی یک فرستنده کاملا مستقل هستم. چیزی که کامل کننده رادیوهای موجود باشد."

 

 

روش یکجانبه ای که رادیو زمانه در خبر رسانی در مورد شکل گرفتن کمیته «مسلمانان پیشین» در هلند دنبال کرد باعث بالا گرفتن اعتراضات شد. سخنگویان این کمیته فرصت ابراز نظر نیافتند. بنا بر گفته مجلسی:"یک رادیوی مستقل میبایست به طور مثال در این ارتباط یک میز گرد تدارک میدید تا تمامی نظرات در مورد مقوله "ارتداد در اسلام" مورد بحث قرار میگرفت" . همچنین در رابطه با موضوعات دیگر رادیو زمانه به نقل از مجلسی و منوچهر و تعداد زیادی از منتقدین خطوط اسلامی را تعقیب میکند.

 

روزنامه نگار ایرانی منوچهر که به طور داوطلبانه و بعنوان مسئول روابط عمومی رادیو زمانه مشغول به کار بود، در ابتدا نیز بسیار مشتاقانه نسبت به اهداف رادیو کار می کرد. اما دیری نگذشت که متوجه شد زمانه «خودسانسوری» را اعمال میکند و [ از نگاه او ]این بدترین شکل سانسور است. چرا خبر زندانی شدن رهبر سندیکای اتوبوسرانان ایران در زمانه پوشش نیافت؟ و چرا زمانه بسیار خلاصه در مورد اعدامهای بیشمار در ایران خبر منتشر کرد؟ اینها که همه مسئله حقوق بشری هستند." منوچهر همکاری خود را به پایان رساند.

 

همینطور در خارج از هلند، ایرانیان تبعیدی از "دور ریختن" پول مالیت دهندگان هلندی ناخشنودند. بطور مثال رامین پرهام دگراندیش و نویسنده ایرانی ساکن پاریس و عضو «جنبش همبستگی ملی ایرانیان(هُما)» که همچنین مقالات تحلیلی برای روزنامه هایی همچون فیگارو می نویسد، وبسایت رادیو زمانه را بطور دقیق مورد بررسی قرار داده است. او در کل به این نتیجه رسیده است که زمانه همه چیز بجز یک روزنامه نگاری مستقل را انجام میدهد. به نظر پرهام رادیو زمانه ایدئولوژی "اصلاح طلبان دینی" وابسته به محمد خاتمی را تبلیغ میکند.

 

تبعیدی ساکن آمریکا، حسین داعی الاسلام توسط ایمیل به اطلاع میرساند که تحقیق در مورد رادیو زمانه یک ضرورت "بسیار جدی" است. او به یک لوگوی مظنون در سایت زمانه برخورد کرد که متعلق به «شورای ملی ایرانی-آمریکایی» NIAC  است. این شورا یک لابی رژیم جمهوری اسلامی در آمریکا است. داعی الاسلام با کمک دو روزنامه نگار مستقل در ایران در مورد این لابی تحقیقاتی انجام داده است. رابطه زمانه- NIAC این مسئله را تداعی میکند که سیاستهای این فرستنده خیلی نزدیک به سیاستهای جمهوری اسلامی است.

 

وبلاگنویس فعال امیرفرشاد ابراهیمی نارضایتی های خود را نسبت به سیاستهای رادیو زمانه از برلین ابراز میکند. ابراهیمی که به علت "خبر رسانی غیر مطلوب" حدود 4.5 سال در زندان جمهوری اسلامی بسر برده است، هم اکنون در سازمان عفو بین الملل و یک انیستستوی تحقیقاتی ژاپنی در امور خاورمیانه ‘MO Frontier 21’ در برلین مشغول به کار است. او معتقد است که رادیو زمانه "تنها مطالبی را منتشر میکند که در ایران نیز قابل نشر است. اغلب نیز آنان محتاطانه تر از روزنامه نگاران داخل ایران عمل میکنند." به طور مثال او از رادیو جوان نام میبرد. رادیویی برای جوانان ایرانی،که بسا بیشتر از رادیو زمانه ان-ج-اوها و جنبش زنان ایران را پوشش خبری میدهد.

 

در گذشته ابراهیمی روابط بسیار نزدیکی با رژیم مذهبی ایران داشت. در 13 سالگی او در جنگ ایران-عراق شرکت داشت و برای انصار حزب الله فعالیت میکرد، تا زمانی که به اعمال خباثت آمیز این گروه پی برد. او به نحوی همه این وقایع را در کاستهایی ضبط کرد و پس از دستگیر شدنش توسط شیرین عبادی وکیل معروف حقوق بشری و برنده صلح نوبل مورد دفاع قرار گرفت. سازمان عفو بین الملل ابراهیمی را، بخاطر شهامتش [در افشاگریها] تقدیر کرد.

 

این پناهنده سیاسی تمامی رسانه های ایرانی را بدقت دنبال میکند و در مورد یک سری از خودسانسوری های رادیو زمانه میگوید: "در واقع رادیو زمانه برخلاف رژیم ایران از "خلافکارانی" که اعدام یا به دار آویخته میشوند، نام نمیبرد بلکه از آنان بعنوان "افرادی که کشته شده اند" نام میبرد! زمانه تجسس برای اعلام هویت این افراد – که چه تعداد ار آنان میتوانند زندانی سیاسی باشند – را پی گیری نمیکند."

 

"دانشجویان دانشگاه امیر کبیر تهران پس از اعدام هم دانشجوی خود میثم لطفی چند ماهی است که در اعتراض و اعتصاب بسر میبرند. "زمانه به این مسئله توجهی مبذول نکرد. با مادران این دانشجویان مصاحبه ای از طرف رادیو زمانه انجام نگرفت. آیا تماس با مادران آنها برای روزنامه نگاران زمانه خطرزا است!؟ اقلا نمیتوانستند از طریق تلفن از آمستردام تماس برقرار کنند. رادیو فردا [به درستی] این تماس را با مادران این دانشجویان برقرار کرد!"

 

درج لینک وبلاگ ابراهیمی توسط مدیر زمانه مورد پذیرش قرار نگرفت."او به من گفت که وبلاگم بیش از حد سیاسی است. ولی آیا وبلاگ مسعود ده نمکی که هنوز روابط تنگاتنگی با گروه انصار حزب الله دارد، سیاسی نیست؟ در صورتی که وبلاگ او اجازه درج در وبسایت زمانه را یافته است." مهدی جامی عدم پذیرش درج وبلاگ ابراهیمی را انکار میکند، با این حال او اذعان میکند که پخش یک مصاحبه با ابراهیمی را بعلت آنکه دو مورد از اظهارات او قابل تائید نبودند را مانع شده است. نگاه حرفه ای جامی بر این پایه است که – حتی در یک کشور با فضای سیاسی بسته – باید سر دبیران خود را با حقایق تطبیق دهند. "همه چیز باید قابل تائید و بر مبنای منابع موثق باشد. من بنا بر سبک آمریکایی کار میکنم، به این معنی که همیشه تصور میکنم محتملا رژیم ایران میتواند مرا به دادگاه بکشاند."

این سبک کار او دقیقا هستهء اصلی انتقادات وارده نسبت به رادیو زمانه است. منتقدین جامی میگویند که او عمدا نمیخواهد واقعیتهای پشت پرده را ببیند. جامی بر این نظر است که موظف است روزنامه نگاران جوانی را که از داخل خانه خود در ساختن برنامه های این رادیو مشارکت میکنند را حمایت و محافظت کند. "کادرنویسندگی رادیو زمانه [در برونمرز] کادری حرفه ای است. اما در ایران من با افرادی کار میکنم که غیر حرفه ای هستند. آنها نمیدانند که چگونه باید خود را از شرایط خطرناک دور نگاه دارند."

 

امیر فرشاد ابراهیمی در مورد این اظهارات میگوید: "با این روش چیزی حاصل نمیشود." در ایران روزنامه گاری مستقل نمیتواند بدون پذیرش خطر اعمال شود. در آنجا روزنامه نگار مستقل در میدان مین کار میکند." او در تمثیل این مسئله، یک شعر در مورد پروانه ها را بازمیگوید: "پادشاه پروانه ها به زیردستان خود امر میکند که از آتش گزارش دهند. پروانه اول میگوید که آتش یک نور است، دومین پروانه آنرا داغ می یابد، سومی آسیب دیدن بالهایش توسط آتش را گزارش میدهد و

چهارمین پروانه اصلا برنگشت. باور پادشاه بر این بود که چهارمین پروانه بهترین خبر را از آتش آورده است."

 

در پایان ابراهیمی اضافه میکند که "رادیو زمانه همانند پروانه ای است که فقط اعلان میکند که آتش داغ است".

 

| © 2007 | | alefbe - journalist | | berlin | | germany |