دور سوم هم در راه است
سخنی با تأییدیان
الاهه بقراط
هیچ انتخاباتی
در جمهوری اسلامی به این فضاحت نبود. افشای تقلبات و رأی سازی را خود نامزدها
پیش از اعلام نتیجه آغاز کردند
و با تهدید «رهبر» روبرو شدند.
این فضاحت نشانه بحران
درون حکومت و خود ناشی از بحران سیاسی و اقتصادی کشور است. برخی از تحلیل گران
و «فعالان سیاسی» که معلوم نیست بر اساس کدام عملکرد و تحلیل پیروزمند خود را
به توهم از «رهبران سیاسی» می شمارند، آمدن رفسنجانی را پیش بینی نکرده بودند.
حال آنکه کافی بود تحلیل ها و ترجمه های همین کیهان را می خواندند. می گویند
حرف آخر را نباید اول گفت. ولی حرف اول و آخر، هر دو، در این انتخابات رفسنجانی
بود. من مقاله هایم را شش روز پیش از روز چاپ که دوشنبه هاست می فرستم. پس هنوز
چند روزی به برگزاری دور دوم مانده و کسی نمی داند چه کسی از صندوق بیرون خواهد
آمد. لیکن بر اساس شواهدی که از ماهها پیش به ویژه در غرب معلوم گشت، و موج
حمایتی که در دور دوم انتخابات از رفسنجانی به راه افتاده است، رییس جمهور
آینده نظام اسلامی کسی جز او نخواهد بود. مگر آنکه اتفاق نا منتظره ای روی دهد
و یا تغییراتی در معادلات سیاسی رژیم رخ داده باشد. آیا ممکن است احمدی نژاد
آمده باشد تا این بار تیر خلاص را به خود رژیم بزند؟ اگر احمدی نژاد از صندوق
در آمده، آیا «اصلاح طلبان» که در برابر مهم ترین نقش تاریخی خود قرار می
گیرند، بر اساس شعارهایی که در تبلیغات انتخاباتی خود مطرح کردند، می توانند
مردم را علیه آنچه خود «فاشیسم» و «خطر نظامیان» نامیدند، بسیج کنند؟ آیا آنان
که در حکومت نتوانستند کاری از پیش ببرند، در کنار مردم از چنین ظرفیتی
برخوردار خواهند بود؟ نمی دانیم. لیکن هرکسی از صندوق در آمده باشد، رییس جمهور
اقلیت خواهد بود. تحریم به راستی آغاز پایان بود. از جمله آغاز پایان قطعی توهم
اصلاحات!
بین مار و اژدها
آنچه اتفاق افتاد
چیزی بیش از جنجال «اصلاح طلبان» است. رفسنجانی با توافق داخلی و خارجی آمد که
رییس جمهور شود. اگرچه بین او و خامنه ای اختلاف سلیقه وجود دارد لیکن در این
واقعیت که خطر نظام را تهدید می کند کاملا تفاهم داشته و در حفظ نظام منافع
مشترک دارند. بنا بر این باید روند انتخابات به گونه ای پیش می رفت که رفسنجانی
در پایان، همان گونه که خودش بارها تأکید کرد، بیشترین آرا را به دست آورد.
رژیم به خوبی می دانست با گستردگی فضای تحریم و نیز عدم توافق اصولگرایان بر سر
یک کاندیدا، این امر در دور اول ناممکن است. از همین رو خود حکومت پیش از همه و
قبل از برگزاری انتخابات امکان دو مرحله ای شدن آن را مطرح کرد! تأیید معین یک
تاکتیک برای تأمین «مشارکت حداکثری» در دور اول بود. اگر چه حدود بیست میلیون
نفر در انتخابات شرکت نکردند، لیکن این تاکتیک توانست «اصلاح طلبان» را به سود
شرکت در انتخابات جابجا کند. تاکتیک دور دوم چه بود؟ تقلب برای قرار دادن احمدی
نژاد به جای کروبی در دور دوم بر اساس یک ارزیابی سیاسی و پیش بینی جنجال
«اصلاح طلبان» و روانشناسی پریشان و هراسیده جامعه صورت گرفت. اگر کروبی به دور
دوم راه می یافت، به دلیل شباهت شعارهای هر دو نامزد و نیز حمایت اغلب «اصلاح
طلبان» از کروبی، آرا به شدت شکسته می شد و رفسنجانی با رأی اندک به ریاست
جمهوری می رسید. ولی با آمدن احمدی نژاد افراطی و وابسته به «بیت رهبری»،
انتخابات دو قطبی شد. احمدی نژاد در برابر رفسنجانی که آگاهانه قدم به میدان
گذاشت تنها با یک تقلب گسترده می توانست از صندوق در آید. بعلاوه، رییس جمهور
شدن آدمی مثل احمدی نژاد که حتا برای قد و قواره جمهوری اسلامی نیز بسیار حقیر
است، چه سودی برای نظام می داشت؟
تنها یک عامل امکان
داشت تمامی این محاسبات را بر هم بزند و آن واکنش فراگیر مردم بود. ولی به نظر
نمی رسید مردم قصد چنین واکنشی داشته باشند اگرچه رفتار ملت ایران تقریبا همیشه
پیش بینی ناپذیر است. به این ترتیب طرفداران رفسنجانی در داخل و خارج به جای
عصبیت و «نگرانی» باید شادمان می بودند. آخر در جهنم جمهوری اسلامی مارهایی هست
که از دست آنها باید به اژدها پناه برد!
گنجشک سعادت
خطر «مشت آهنین»،
«چکمه نظامی ها»، «طالبان»، «فاشیسم»، «حمله نظامی» و غیره سبب شد تا «اصلاح
طلبان پیشرو» صلاح را در پسروی دیده و همگی برای پشتیبانی از رفسنجانی بسیج
شوند و به رقیب کاندیدای خود رأی دهند!
معین طفلک که
بازیچه
آنها
شد در گفتگوی تلویزیونی با مغز متفکر اصلاحات گفته بود هم فال حافظ گرفته و هم
قرآن باز کرده و هر دو خوب آمده است!
گذشته از اینکه
معلوم نیست
به سیاستمداری که در قرن بیست و یکم با فال و استخاره بخواهد به
میدان سیاست بیاید چه باید گفت،
معلوم شد با قرار گرفتن معین در جایگاه پنجم و به بهای زیر پا گذاشتن اعتبار
حافظ و قرآن، آن فالها برای رفسنجانی بود! (جوک آن سربازی را که مادرش خواب
دیده بود چترش باز نمی شود و حاضر نبود از هواپیما بپرد می دانید؟)
بعید نیست احمدی نژاد هم فال ریاست جمهوری خود را زیر چهارسوق از منقار گنجشک
گرفته باشد!
در این میان
آقایانی که رأی داده اند، نظام را رها کرده و به کسانی که انتخابات را تحریم
کرده اند چسبیده اند و آنها را مسبب امکان رییس جمهور شدن «احمدی نژاد» می
دانند. تأییدیان اما دست کم باید به دیگران توضیح دهند با کدام تحلیل از ساختار
نظام سیاسی و حکومت اسلامی و با کدام بررسی جامعه شناسانه از واقعیت عملا موجود
رفته اند و به معین رأی داده اند که روشن بود بختی برای پیروزی ندارد. چرا
اینها فکر می کنند مجلس هفتم «همین جوری» تشکیل شد؟ چرا آرزوها و توهمات خود را
به جای واقعیت می نشانند و بعد یقه تحریم کنندگان را می گیرند که آنها باید
پاسخگوی وضعیتی باشند که پیش آمده و یا خواهد آمد؟ فرض کنیم مردم در هر
انتخاباتی میلیون میلیون به «اصلاح طلبان» رأی دهند. که چه بشود؟! الان که به
رفسنجانی رأی دادند، چه گلی به سر خودشان خواهند زد؟!
تأییدیان محترم!
کسانی باید پاسخگو باشند که با شرکت در انتخابات حتا با رأی سفید به قول خامنه
ای «مواد غیرقابل تغییر قانون اساسی» را تأیید کرده اند. در این میان نیت اصلا
مهم نیست، عمل و پیامدهای آن مهم است. شما می توانید ادعا کنید نیت شما این
بوده که رأی بدهید تا بتوانید بعدا همان قانون را عوض کنید! اگرچه این امر با
هیچ عقل و منطق و حتا فلسفه بافی همخوانی ندارد زیرا هم قانون پیشاپیش دست و
پای شما را برای هرگونه تغییری بسته است و هم تجربه خودتان چیزی جز این نشان
نداد. معلوم شد این همه استدلال های طنز و جدی که باید در انتخابات شرکت کرد و
به معین رأی داد تا از به قدرت رسیدن رفسنجانی جلوگیری شود، برای این بوده که
رفسنجانی به قدرت برسد!
ریگ رفسنجانی
می دانیم مشکل است
ولی صادقانه این است که به جای آنکه انگشت اتهام را به سوی تحریم کنندگان بلند
کنید، به بازنگری در روش های خویش بپردازید. به قول شاملو از خود برآیید و در
خود و نظام خود بنگرید که شما را به «انتخاب» یک جنایتکار کشانده است. بسیار
زننده و زشت است آقایانی که با افتخار اعلام کردند رفته اند و رأی داده اند،
گناه شکست پیشاپیش اعلام شده خود را که ندیدنش ناشی از کمبود بصیرت خود آنان
بود، به گردن مخالفان بیندازند و درنیابند که حتا اگر تحریمی هم در کار نمی
بود، باز هم معین رأی نمی آورد! فکر می کنید میرحسین موسوی چرا نیامد؟ آخر عقل
تان کجا رفته است؟ در نظام فاسدی که ناگهان یک میلیون رأی به سود یک نامزد
جابجا و نتیجه انتخابات پیش از خبر رسمی، در روزنامه صبح وابسته به وزارت
اطلاعات اعلام می شود، چه انتظاری داشتید؟ ما از شما به دلیل شکست تان و تحلیل
های پا در هوایتان پرسشی نمی کنیم و از شما هم نمی خواهیم مسئولیت وضعیت کنونی
را بر عهده بگیرید. شما همان مسئولیت حرفها و رهنمودهایتان را بپذیرید، هنر
کرده اید! مسئول وضعیت نابسامان جامعه و هر خطری که کشور ما را تهدید می کند،
کسی جز جمهوری اسلامی نیست. اگر هم پاسخی در کار باشد، این شما هستید که نه به
ما، بلکه در خلوت خویش باید به خود بدهید! از ما نخواهید بر سر عقل تحلیل گر و
وجدان بیدار خود کلاه بگذاریم.
تیترهای روزنامه
های چپ
سنتی و وابسته به شوروی
را در سالهای نخست انقلاب و دوران جنگ سرد به یاد آورید! آنها هنوز هم همان را
تکرار می کنند و شما نیز (شاید) بدون آنکه بخواهید آنها را تکرار می کنید!
آیا
هیچ انسان عاقلی باور می کند که چون ما رأی ندادیم، راه برای «فاشیسم» و
«نظامیان» و «طالبان» و «دخالت نظامی» باز شد؟ آیا سیمین بهبهانی و شیرین عبادی
و ناصر زرافشان و اکبر گنجی و دهها زندانی سیاسی و هزاران دانشجو و میلیونها
ایرانی مخالف نظام ولایت فقیه این راه را گشودند؟! می بینید که تحریمیان تنها
در خارج کشور نیستند. در داخل کشور اتفاقا بسی بیشتر و مؤثرتر و از شما سرشناس
ترند. اما در یک نبرد کاملا نابرابر از یک سو از هر امکانی برای توضیح نظرات
خود محرومند زیرا رسانه ها و مطبوعات به خودیها تعلق دارد و توده مردم را کاری
با ماهواره و اینترنت نیست و از سوی دیگر با سرکوب خشن روبرو هستند. با این همه
میلیونها نفر در انتخابات شرکت نکردند. واقعا کجای کارید؟ فکر کردید در ایران
دمکراسی برقرار است و برای حفظ آن باید بپا خیزید و در دفاع از رفسنجانی (مسئول
کشتارهای 67 و آمر جنایت میکونوس و ترور قاسملو و...) آزادی خواهان را به باد
سرزنش و دشنام بگیرید؟! شرمتان باد که خود را به جنایتکاری چون رفسنجانی
نزدیکتر احساس می کنید تا به آزادی خواهان! گاهی نشانه چماقداری گذشته داوران
خشمگین سیاست ناخواسته در نثرشان نمایان می شود. اصول «فاشیسم» و «طالبان» نه
تنها در احمدی نژاد و عالیجناب سرخ پوش بلکه با تبعیضات ضد بشری قومی و مذهبی و
جنسی بر پیشانی قانون اساسی شما ثبت است!
در عین حال به نظر
نمی رسد تحریم ما در سیاست بین المللی تا این اندازه مؤثر باشد که به یک جنگ
منطقه ای با پیامدهای جهانی بیانجامد! این «دخالت نظامی» که به سادگی بر زبان
شما جاری می شود، بازی نیست. جنگ است، جنگ! یک جنگ واقعی با سرباز و سلاح واقعی
با خون و مرگ واقعی و با دلار واقعی! دلیل حمله نظامی چیست؟ احمدی نژاد؟ «یکدست
شدن» حکومت؟ چرا موضوع را لوث و سطحی کرده و درک و استدلال خود را تا این
اندازه تنزل می دهید؟ مگر آمریکا مغز خر خورده است به این دلایل به ایران حمله
کند؟! گاه فکر می کنم با شما تنها باید به زبان ایرج میرزا و هادی خرسندی سخن
گفت.
آقایان محترم، حتا
اگر معین هم رییس جمهور می شد، نه در اصول «فاشیستی» و «غیرقابل تغییر» قانون
اساسی شما تغییری داده می شد و نه خطر «حمله نظامی» برطرف می گشت. مسئله بر سر
این یا آن فرد و یا بر سر تار و تنبک و رنگ لباس و لچک اسلامی و موی زنان و
چهارتا روزنامه نیم بند و خودی نیست. تا زمانی که برنامه های اتمی جمهوری
اسلامی متوقف نشود و رژیم کنونی، حامی تروریسم بین المللی و عنصر اخلال در
منطقه باشد و موجودیت اسراییل را در عمل به رسمیت نشناسد، خطر حمله نظامی به
کشور ما وجود دارد! اگر شما نیز مانند ما واقعا مخالف حمله نظامی هستید، باید
راهی در پیش گیرید که این مشکلات حل شود و اگر ریگ رفسنجانی به کفش ندارید،
شهامت داشته باشید و مسئولیت شکست و سخنان بی پایه خود را بپذیرید. نه به خاطر
اینکه ما خشنود شویم. نه! ما از خطا و شکست شما غمگین هستیم. زیرا شما (ظاهرا)
همان هدف ما را لیکن در بیراهه دنبال می کنید. ایران آینده بر اساس آزمون و
خطای دیروز و امروز همه ما شکل خواهد گرفت. (ظاهرا) دشمن کشور ما یکیست: حکومت
اسلامی! شما هشت سال این فرصت بی همتا و تکرار ناشدنی را یافتید تا راه خود را
به محک آزمون بگذارید. شکست خوردید! ما متأسفیم! کاش پیروز می شدید و امروز نه
اینکه شما راهی زندان یا خارج کشور شده باشید و پس از هشت سال در انتخاب بین دو
«بدترین» چنگ در دامان رفسنجانی بیندازید که تا همین یک هفته پیش برای شما از
کفر ابلیس بدتر بود، بلکه به همت اصلاحاتِ انقلابی شما، ما با سر به پابوس خاک
وطن می دویدیم!
اینک اما چیزی
تغییر نکرده است. پناه بردن به مار یا اژدها تغییری در شرایط جهنم نمی دهد و
چه با دوم خرداد یا سوم تیر همچنان اقلیتی ناچیز بر اکثریت در بند نان و آزادی
حکومت می کند. جامعه و جهان اما دیگر توان تحمل این عدم توازن را ندارد. مسئله
ایران در منطقه و جهان فراتر از رفسنجانی و احمدی نژاد است. مطمئن باشید، دور
سوم انتخاب هم در راه است...
21 ژوئن 2005
|