|
|
|
مقاله |
رفسنجانی برای چه می آید؟الاهه بقراط
کشورهای قدرتمند از یک سو به مشارکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری اسلامی چشم دوخته اند و از سوی دیگر منتظرند ببینند رییس جمهور تازه، هر کسی که هست، چه خواهد کرد. جامعه نیز در انتظاری خاموش همراه با اعتراضات پراکنده لیکن مداوم به تماشا نشسته است. آیا تبلیغات از نفس افتاده رژیم برای «مشارکت حداکثری» با چهره ها و سخنان تکراری مردم را به حرکت در خواهد آورد و یا مردم با بی اعتمادی خود سبب تشدید بحران رژیم خواهند شد؟
نتیجه معلومدر شرایطی که رفسنجانی آمده تا رییس جمهور شود، و همین نتیجه اعلام شده، انتخابات را از هرگونه نمایش دموکراسی نیز خالی می کند، برخی خواهان برگزاری انتخابات آزاد هستند. گمان نمی رود کسی مخالف انتخابات آزاد در ایران باشد. مشکل تنها بر سر تعریف این «آزادی» و دامنه آن است. اگر منظور این است که با آزادی زندانیان دگراندیش و مطبوعات و همه احزاب سیاسی و تضمین حقوق زنان و اقلیت های قومی و مذهبی یک انتخابات واقعا آزاد در جمهوری اسلامی برگزار شود، در این صورت حکومت اسلامی باید قانون اساسی خود را زیر پا گذاشته و دست به یک اقدام بی نظیر بزند که نتیجه آن چیزی جز انتقال قدرت سیاسی از زمامداران کنونی به مخالفان رژیم نخواهد بود. یعنی جابجایی قدرت سیاسی از یک گروه به گروه دیگر. یعنی انقلاب! مگر اینکه کسانی تعریف انقلاب را فراموش کرده باشند و یا به جای آن نام مستعار «اصلاحات» را ترجیح دهند! لیکن به نظر نمی رسد نظام اسلامی در این مدت کوتاه خوابنما شده و قصد چنین انقلاب - ببخشید- اصلاحاتی را داشته باشد. اما اگر انتخابات آزاد به این معنی است که نامزدی امثال ابراهیم یزدی و مصطفی معین از سوی شورای نگهبان تأیید شود، باید گفت این آزادی از اساس مشکل دارد. همین دو نفر هنوز به ریاست جمهوری نرسیده، از برخی وعده های فریبای خود که از چارچوب نظام فراتر می رفت، کوتاه آمدند و اعلام کردند منظورشان «آن» نبوده، بلکه «این» بوده است! حضور جبهه مشارکت با نامزدی معین، پس از آنکه میرحسین موسوی نتوانست بیاید، تنها برای نمایش رقابت بین «دو بال نظام» است. وگرنه رفسنجانی آمده تا رییس جمهور شود و بیانیه اش نیز بیانگر توافق های داخلی و خارجی است. ایرانیان می باید نقش آلمان و فرانسه را که به جای روس و انگلیس در تاریخ کنونی ایران نشسته اند، به خاطر بسپارند. نگرانی رفسنجانی نیز در بیانیه بیشتر از سوی مخالفان داخلی و نیز جنبش آزادی خواهی است. در «رقابت» نمایشی بین رفسنجانی و معین (پس از تأیید شورای نگهبان) اگر زنان و جوانان تجربه خاتمی را نمی داشتند، به احتمال بسیار برای رأی دادن به معین در برابر رفسنجانی صف می کشیدند. ولی همای پشتیبانی میلیونی دیگر بر شانه هیچ کس از درون نظام اسلامی نخواهد نشست.
«ناجی» ایرانروشن است که وعده و وعیدهای انتخاباتی را نباید جدی گرفت. خاتمی نیز با کوهی وعده آمد که نه تنها موشی هم نزایید، بلکه پس از هشت سال به همان جوانانی که به وی رأی داده بودند گفت شما «خیال پردازی» کردید! اکنون نیز عده ای در داخل و خارج قصد دارند زیر شعار دروغین ادامه اصلاحات و جلوگیری از «یکدست» شدن حکومت، همین «خیال پردازی» را درباره رفسنجانی و معین دامن بزنند. برای رسیدن به این مقصود اما باید از خاتمی فراتر رفته و موضوعات وسوسه انگیزتری مطرح شود. مثلا کنار گذاشتن ولایت فقیه، رابطه با آمریکا و حتا برگزاری رفراندوم برای تغییر نظام سیاسی! این ادعا را روزنامه های عربی قطعا با دریافت «مژدگانی» به نقل از «منبعی که خواست نامش فاش نشود» و «یک محفل خصوصی نزدیک به رفسنجانی» پخش کرده اند. جمهوری اسلامی می داند مردم ایران اطلاعات خود را از منابع خارجی دریافت می کنند و چنین «انقلابی» از سوی رفسنجانی که می خواهد بر «استبداد دینی» نقطه پایان بگذارد، به گوش داخل و نیز دوستان خارجی می رسد. ولی لازم نبود به روزنامه های عربی متوسل شوند. اگر رفسنجانی این حرفها را در همان ایران بزند، مردم برای رأی دادن به او از همین امروز صف خواهند کشید! صف خواهند کشید تا با تأیید چنین برنامه ای بر خود رفسنجانی نیز که از بنیانگذاران استبداد دینی است، نقطه پایان بگذارند. آنگاه ما نیز به احترام کلاه از سر بر خواهیم داشت و تقاضا خواهیم کرد ایشان را تحویل یک دادگاه صالحه بدهند تا به اعمال و اموالش در طول حکومت اسلامی رسیدگی گردد و این «انقلاب مسالمت آمیز» را حتما جزو موارد مخففه مجازات ایشان منظور کنند! ولی رفسنجانی در بیانیه خود که شامگاه سه شنبه بیستم اردیبهشت منتشر شد حرف دیگری می زند. همین رفسنجانی پس از آنکه کارگران در روز کارگر با بی اعتنایی آشکار محل سخنرانی وی را ترک کردند، گفت دلیل نیامدنش «توهین به ارکان نظام» در این مراسم بود. این رفسنجانی که انتقاد و حرف حساب و حتا گیریم دشنام به نظام خود را از سوی کارگرانی که حقوق حقه خود را می خواهند نمی پذیرد و مدعی است کارگران دست رد به سینه او نزدند، بلکه وی کارگران را تنبیه و آنان را از فیض سخنرانی خود محروم کرده است، چگونه می خواهد «نقطه پایان بر استبداد دینی» بگذارد؟! چرا اینان که همواره در حال تکذیب هستند، این «شایعه» ضد «ارکان نظام» را تکذیب نکردند؟! در عین حال گفتگوی رفسنجانی با دانشجویان بسیجی بیانگر اجرای پروژه ای است که هدف اصلی آن تحقق همان «الگوی چینی» مبنی بر «هنر تخلیه فشارهای اجتماعی» است که وزیر اطلاعات رژیم به داشتن آن افتخار می کند: صلح با خارج و سرکوب در داخل. آزادی نسبی اقتصادی به بهای اختناق مطلق سیاسی. از همین رو درک این موضوع که هیچ رییس جمهور اسلامی معجزه ای برای تأمین آزادی و عدالت نخواهد کرد چندان مشکل نیست: اول، کسی که نامزد ریاست جمهوری می شود منطقا و قانونا باید نسبت به نظام اسلامی و قانون اساسی آن التزام عملی داشته باشد. دوم، کسی که از صافی شورای نگهبان گذشت و پس از انتخابات از سوی ولی فقیه تأیید شد، باید سوگند یاد کند که مجری همین قانون اساسی و حافظ نظام باشد. اگر بخواهد از برخی اصول آن برای تغییر استفاده کند، آنگاه مخالفانش که همواره قدرت اصلی را در نظام داشته و دارند، اصول دیگر این قانون متناقض را بر سر او خواهند کوبید. سوم، مهم ترین نکته که هیچ کس به آن اشاره نمی کند اینکه رییس جمهور باید در همکاری با مجلس وظایف خود را پیش ببرد. مجلس هفتم ده درصدی به این دلیل تشکیل نشد که بعد یک رییس جمهور بیاید و رشته های آنان را پنبه کند. هنگامی که رییس جمهور «اصلاحات» با همراهی مجلس «اصلاحات» حتا از تصویب لایحه اختیارات خود عاجز ماند، چگونه ممکن است رییس جمهور جدید بدون پشتیبانی مجلس، «اصلاحات» را ادامه دهد؟ مگر رییس جمهور می تواند با مجلسی که مخالف اوست به وعده های خود عمل کند؟ این تناقض بین وعده و وعید نامزدهای کنونی ریاست جمهوری با مجلس به اصطلاح محافظه کار چگونه حل خواهد شد؟ یا واقعیت این است همانطور که «رهبر» در کرمان گفت مسئله بر سر حفظ «دو بال نظام» است. رفسنجانی برای حفظ این هیولا می آید. سکوت رفسنجانی در تنش های انتخابات مجلس هفتم خیز پنهان او برای ریاست جمهوری نهم بود. بی تردید ترکیب دولت او و هماهنگی آن با مجلس نیز چیزی جز این نشان نخواهد داد. نخستین معجزه رفسنجانی برای حفظ نظام اما توافق بر سر مسائل اتمی خواهد بود که این روزها کاملا آگاهانه از سوی رژیم به تنش آن دامن زده می شود تا این معجزه بیشتر جلوه کند. جهان اما تنها زمانی با این نظام راه خواهد آمد که پرونده مسائل اتمی و تروریستی و حقوق بشری بسته شود. می گویند عقل هم چیز خوبی است. این «چیز خوب» به ما می گوید چنین تغییراتی از سوی خود نظام، همان گونه که خاتمی گفت، جز خیالپردازی نیست. هیچ کس نمی تواند از روی سایه خود بپرد و هیچ فردی، هیچ جامعه ای، هیچ ساختاری نمی تواند اقدام به عملی کند که خارج از سرشت و توانایی اوست. در عین حال می گویند این آخوندهای مارمولک در مقابل آمریکا کوتاه می آیند و تن به همه شرایط آن می دهند تا بمانند. تن دادن به این شرایط اما تنها زمانی عملی می شود که تغییرات مثبتی در ساختار سیاسی نظام صورت گیرد. به این ترتیب همه آنهایی که عقده «قدرت های امپریالیستی» در گلویشان گره خورده است، هر تغییر مثبتی را در ایران مدیون فشارهای آمریکا خواهند بود. ولی از سوی دیگر هرگونه باز شدن فضای سیاسی جامعه منجر به تخلیه فشارهای سیاسی خواهد شد که از پروژه های وزارت اطلاعات برای «تخلیه فشارهای اجتماعی» پیشی خواهد گرفت. این همان تنگنایی است که جمهوری اسلامی در آن گرفتار است. نه راه پیش و نه راه پس دارد. حال شما فکر می کنید رییس جمهور اسلامی آینده در برابر نظام خواهد ایستاد تا «ناجی» ایران شود؟ ولی تصادفا با برهم ریختن حروف «ناجی» واژه دیگری حاصل می شود که بیشتر برازنده رییس جمهور پیشاپیش تعیین شده حکومت اسلامی است. وای بر ما و ایران ما!
11 مه 2005
|
|
| © 2005 | | alefbe - journalist | | berlin | | germany | |