مقاله

 

کاش می دیدند!

 الاهه بقراط

    

مقاله این هفته را زیر عنوان «راه منحصر به فرد ایران» دیشب برای دو شماره به پایان رسانده بودم، ولی حیفم آمد امروز سه شنبه 22 نوامبر 2005 را که برای جمهوری فدرال آلمان یک روز تاریخی به شمار می رود، همین هفته یادآوری نکنم. قطعا اگر نه «آنجلا» بلکه «آنجلو» صدر اعظم جدید آلمان می بود، من حرفی برای گفتن نمی داشتم. برای من تلاش این زن سیاستمدار که طی پانزده سال از یک شهروند غیر آزاد آلمان شرقی به ریاست حزب دمکرات مسیحی جمهوری فدرال آلمان و سپس صدارت این کشور رسید، بس ارزشمند است.

 

از زبان خودش

امروز نه سبزها، نه کمونیست ها و نه سوسیال دمکراتها، بلکه حزب محافظه کار دمکرات مسیحی نخستین صدراعظم زن در تاریخ جمهوری فدرال آلمان را به نام خود ثبت کرد و پارلمان این کشور آنجلا مرکل دبیرکل 51 ساله این حزب را به صدارت برگزید. روند انتخابات در آلمان که نه بر اساس دمکراسی مستقیم، بلکه به نمایندگی از سوی مردم و از طریق احزاب پیش می رود، تا اندازه ای پیچیده است. برخی کارشناسان این پیچیدگی را به سود دمکراسی و سالم برگزار شدن انتخابات می دانند زیرا سبب می شود تا افراد و احزاب نتوانند با حسابگری و حرکات پیشاپیش جهت دار و پیش بینی این یا آن نتیجه، بر انتخابات  تأثیر بگذارند و جهت آن را تغییر دهند.

امروز طی یک رأی گیری مخفی از 612 نماینده پارلمان آلمان 397 نفر به صدارت خانم مرکل که تا کنون جوانترین صدر اعظم آلمان به شمار می رود، رأی دادند. او 202 رأی مخالف داشت که 51 رأی از همان ائتلافی بود که وی در رأس آن دولت را تشکیل داده است. جالب اینجاست هنگامی که نوربرت لامرت رییس پارلمان جدید، شمار آرای مخالف را اعلام کرد، نمایندگانی که رأی مخالف داده بودند شروع به کف زدن کردند. لامرت که وی را فردی شوخ می دانند گفت: تا این لحظه رأی گیری مخفی بود!

نخستین کسی که به آنجلا مرکل تبریک گفت گرهارد شرودر صدر اعظم پیشین آلمان بود که دو ماه پیش گفته بود فکر می کنید واقعا «حزب من» در دولتی که ریاست اش با «این خانم» باشد شرکت خواهد کرد؟! ولی دو ماه است همه تکرار می کنند این «خانم» را نباید دست کم گرفت زیرا تا کنون ساکت و آرام همه را پشت سر نهاده است!

آنجلا مرکل که پیش از اتحاد دو آلمان مدتی در مسکو زندگی کرده و روسی را به خوبی حرف می زند، در سایت اش در اینترنت درباره خودش چنین می نویسد: «من در 17 ژوییه 1954 در هامبورگ به دنیا آمدم و بیشترین دوران جوانی خود را در شهر کوچک تمپلین در استان براندنبورگ بسر بردم. برای تحصیل در رشته فیزیک از سال 1973 تا 1978 به لایپزیگ کوچ کردم. پس از پایان تحصیلاتم به برلین [شرقی] رفتم و در انستیتو مرکزی فیزیک مشغول کار تحقیقی شدم و در 1986 دکترای خود را گرفتم.»

آنجلا مرکل درباره فعالیت سیاسی خود توضیح می دهد: «اتحاد دو آلمان این فرصت را به من داد تا اعتقادات خود را علنی پیگیری کنم. من در اواخر سال 1989 در جنبش دمکراتیک شرکت داشتم و از فوریه 1990 سخنگوی آن بودم. در نخستین انتخابات مجلس شورا در 18 مارس 1990 به سخنگویی دولت [لوتار] دمیزیر [آخرین نخست وزیر آلمان شرقی و از سیاستمداران حزب تازه تأسیس شده دمکرات مسیحی در آن کشور] برگزیده شدم. در اوت 1990 به حزب دمکرات مسیحی که فراگیرترین حزب طبقه متوسط است پیوستم. اقتصاد مبتنی بر عدالت اجتماعی، آزادی و مسئولیت، همکاری با کشورهای آن سوی اقیانوس آرام، وحدت اروپا و سیاستی به سود همه آلمان، دلایلی بودند که من این تصمیم درست را بگیرم.»

از آن پس ترقی سیاسی آنجلا مرکل آغاز گشت. نخست در منطقه خودش نماینده مستقیم پارلمان و بعد وزیر زنان و جوانان و سپس وزیر محیط زیست می شود. او می نویسد: «سیاست به مثابه فرصتی برای حرکت و تغییر، شامل تعهدات سیاسی من در حزب دمکرات مسیحی نیز می شود.»

در  آوریل سال 2000 بود که نمایندگان کنگره سراسری حزب دمکرات مسیحی آنجلا مرکل را به عنوان دبیر کل خود برگزیدند. او دو سال بعد رییس فراکسیون متحد دو حزب دمکرات مسیحی و سوسیال مسیحی در پارلمان آلمان شد. وقتی گرهارد شرودر صدر اعظم سابق آلمان پس از شکست سوسیال دمکراتها در پر جمعیت ترین ایالت این کشور (وستفالن) انتخابات زودرس را اعلام کرد، این دو حزب آنجلا مرکل را در ماه مه 2005 به عنوان نامزد خود برای صدارت اعلام کردند.

از آن پس تبلیغات انتخاباتی سختی شروع شد که تا پس از انتخابات ادامه یافت. نتیجه اما این شد آنهایی که تا دیروز در کنار هم بودند، در برابر یکدیگر و آنهایی که تا دیروز در برابر هم بودند، در کنار یکدیگر قرار گرفتند. سبزها بلافاصله انتقاد از یاران سوسیال دمکرات خود را که تا دیروز شریک ائتلافی آنها بودند،  شروع کرده و آنها را سرزنش می کنند که در برابر راستها کوتاه آمدند. لیبرال دمکراتها که همواره یار ائتلافی دمکرات مسیحی ها بودند، به شدت بر آنها می تازند که در برابر سوسیال دمکراتها کوتاه آمدند. با این همه دولت جدید آلمان که طبق قانون اساسی، صدراعظم خطوط اصلی سیاست های آن را تعیین می کند، از همین امروز کار خود را آغاز کرد. ترمیم مناسبات تخریب شده با آمریکا در صدر سیاست خارجی این دولت قرار دارد.

 

از نگاه دیگران

جالب است بدانید احمدی نژاد رییس جمهوری اسلامی که فکر می کرد سر و ته همه انتخابات مانند حکومت دینی خیلی زود هم می آید، با عجله ای که تنها ناشی از نادانی می توانست باشد، چند هفته پیش، قبل از آنکه دولت ائتلافی تشکیل و با تأیید پارلمان مهر قطعی بر صدارت آنجلا مرکل زده شود، به وی تبریک گفت! نمی توان حدس زد خانم مرکل چه واکنشی به این پیام بی محل نشان داد، ولی احمدی نژاد وقتی فهمید عجله کرده گفت: چون زن (بخوانید ضعیفه!) بود، زودتر تبریک گفتیم! قطعا احمدی نژاد نمی تواند درک کند زنی چون آنجلا مرکل به تبریک رژیمی که در آن زنان در شرایط سرکوب فردی و اجتماعی حق ندارند رییس جمهوری و وزیر و  سفیر شوند، نیازی ندارد. در دولت جدید وی مانند دولت قبلی پنج وزارتخانه از جمله آموزش و پرورش، بهداشت و دادگستری توسط زنان اداره می شود. مرکل همین چند روز پیش درباره سخنان احمدی نژاد مبنی بر «محو اسراییل از نقشه جهان» صریحا گفت: «در برابر چنین نظری نمی توان مدارا به خرج داد و باید به شدت آن را مهار کرد.»

اینکه خانم مرکل در رأس یک دولت بسیار مشکل شامل راست و چپ و در برابر سه فراکسیون قوی شامل سبزها، لیبرال دمکراتها و کمونیستها و هم چنین مخالفان حزبی خود، و با مشکلات پیچیده آلمان چه کارنامه ای از خود بر جای خواهد گذاشت، موضوعی مربوط به آینده است. اینک اما من به عنوان یک زن ایرانی که در کشورش حتی از مدیریت زنان در فلان اداره تنها به دلیل جنسیت جلوگیری می شود، نمی توانم از موفقیت آنجلا مرکل احساس شادمانی نکنم. موفقیت زنان با  هر عقیده و از هر حزبی که باشند، و در هر عرصه ای که فعالیت کنند، سبب تقویت نقش زنان می شود و یک موفقیت مشترک برای همه زنان است. از همین رو من از ریاست جمهوری هیلاری کلینتون و یا کاندولیزا رایس در آمریکا نیز بسیار خوشحال خواهم شد.

می دانم برخی از ایرانیان و از جمله خانم های ایرانی از آنجلا مرکل «خوششان» نمی آید. دلیل آن را یا نمی توانند توضیح دهند و یا به نظر من سخت سطحی است و به سیاست ربطی ندارد. برخی حتی او را «زن» نمی دانند! یعنی از آنجا که از نظر سیاسی با او مخالفند، واقعیت بیولوژیک او را نفی می کنند! اینان نمی دانند این نظر در نگاهی مذکر ریشه دارد که زنان را فقط در خدمت خود و «خانه» و «زنانه» در معنای فقط جنسی می خواهد. لیکن آلیس شوارتزر که یکی از پیشگامان مشهور جنبش زنان آلمان است و «دمکرات مسیحی» هم نیست و به نظر نمی رسد کمتر از برخی فمینیست های ایرانی در خارج کشور دمکرات و «اندیشمند» باشد، در یادداشتی در سایت خود این هفته را یک «هفته پر جنب و جوش» نامید و نوشت: «روز سه شنبه به احتمال زیاد در آلمان نخستین صدر اعظم زن انتخاب خواهد شد. آن هم 87 سال پس از به دست آوردن حق رأی زنان! کاش این روز را پیشگامان حق رأی زنان می دیدند!»

 

22 نوامبر 2005

 

| © 2005 | | alefbe - journalist | | berlin | | germany |