|
|
|
مقاله |
|
رفراندوم، وقت تنگ است محمد فاضل روزنامه نگار مستقل
طرح رفراندوم قانون اساسی ، حرککتی امید بخش است که از طرف اپوزسیون مطرح شده است . طیفهای زیادی به آن پیوسته یا به نقدش کشیده اند . البته این طرح مانند تمام طرحهای مخالف با رژیم حاکم بالفعل باعث کشش افراد و احزاب مخالف حکومت ضد مردمی ایران میشود و کنشها و واکنشهائی را به دنبال دارد . هر طرح بخودی خود دارای معایب و محاسنی است ( اگر چنین نبود آن را طرح نمی نامیدند ) و لزوما باید بر سر آنها بحث شود تا به نقاط روشن و مشترک رسید ، ولی بحث یا گفتگو در این سطح دیر است و باعث فرصت سوزی میشود ( که همانا خواسته رژیم دینی است ) . این طرح به همین صورت خام دارای پتانسیل بسیاری است ، که میتوان جهت حمله به نظام غیر انسانی حاکم و سرنگونی آن مورد استفاده قرارگیرد . از ایراداتی که به این طرح میشود گرفت تیتر آن است " طرح رفراندوم قانون اساسی " ، با داشتن نخبگان و مبارزانی اینچنین چرا باید به رژیم مستبد حاکم فرصت داده شود و دست آنها را بازبگذاریم تا با قبول تغییراتی جزئی و کلامی ( در صورتی که تصور کنیم این طرح از طرف رژیم دینی حاکم پذیرفته شده است ) و با حیله ای جدید ملت را سرکوب و به خود مشروعیت ببخشد؟ آیا بهتر نیست به صورت مستقیم و بدون هیچ ترس و تخفیفی اسم طرح را بگذاریم "طرح رفراندوم تعیین حکومت " که در عمل هم بعد از هر تغییر حکومتی در این سطح الزاما قانون اساسی آن کشور هم دچار تغییر اساسی میشود. از دیگر ایرادات شعار "همه با هم" است این شعار رویائی را در اوایل انقلاب 57 شنیدیم ، که در زمان کوتاهی تبدیل شد به شعار " همه با هم برای بقای من ". بهتر است از خیالپردازی دوری کنیم و شعار واقعی تری را طرح نمائیم که قابل اجرا هم باشد . از دیگر نکات در مورد مراحل بلند مدتی است که برای آن قائل شده اند ، مخصوصاً مرحله آخر آن " نا فرمانی مدنی ". در مباحث تئوریک سیاسی صاحب نظرانی همچون ، راولز، ابرت و لانین می گویند : برای نافرمانی مدنی باید تمام راه های ممکن و قانونی انجام شده باشد ، البته این طرح در کشوری به اجرا میرسد که دموکراسی در آن وجود داشته باشد ، یا دولتی مدنی داشته باشد ( لانین ) دیگر اینکه امکانات نافرمانی مدنی نباید چنان ابعادی به خود بگیرد که کارکرد نطم قانون اساسی را به مخاطره اندازد ( جان راولز ) و اینکه غیر خشونت آمیز باشد و بدیلهای سازنده ای را ارائه دهد( ابرت ) . آیا در کشور ما دموکراسی وجود دارد ؟ ( از زیدی پرسیدند : پهلوان کیست؟ گفت : ندیدم تا بدانم ) و یا دولتی مدنی بر ما حاکم است ؟ طبق تعاریف تئوریسینها و همانطور که در بالا ذکر شد نافرمانی مدنی باید حافظ قانون اساسی باشد ، ولی یکی از مشکلات کلان ما خود این قانون اساسی است . در بحث نافرمانی مدنی که سطح بالای آنرا اعتصاب عنوان کرده اند ، آیا این اعتصابات حداقل در کشور ایران و با وجود نیروهای ویژه سرکوب گر ، باعث بروزخشونت آنهم از نوع لجام گسیخته نخواهد شد؟ در هر صورت این گونه طرحها و حرکات بسیار امید بخش و کارگشا هستند ، ولی عزیزان بییائید خود را با این مباحث و در این وقت تنگ خسته نکنیم، ما مردم ایران چه درون و چه در خارج از مرزها در استفاده از فرصتهای سیاسی بسیار ماهریم حتی بدون وجود احزاب (درون ایران ) و به هیچ عنوان هم سرد و خاموش نشده و نیستیم ، ولی مشکلی داریم به نام عدم شورای هماهنگی سیاسی و عدم یک برنامه مشخص مبنی بر استفاده از همه گزینه های موجود. این وضعیت یادآور آن سربازی است که از او پرسیدند چرا در این حمله شکست خوردید ؟ گفت : به هزار و یک دلیل . گفتند : بگو ، گفت : دلیل اول اینکه باروت نداشتیم ... گفتند: کافیست!
|
|
| © 2005 | | alefbe - journalist | | berlin | | germany | |