مقاله

 

از ماه تا چاه
ایران در چاه جمکران

 الاهه بقراط

    

اگر اطلاعات «موثق علمی و تاریخی» درباره این چاه می خواهید، به سایت جمکران، که روستایی است در نزدیکی قم، رجوع کنید! در آنجا نمونه های «علمی» بسیاری در مورد بیمارانی که با «مالیدن» خود به زنجیر مسجد جمکران «شفا» یافته اند و پیروزی معجزه آسای «سپاه اسلام» در فلان عملیات جنگی علیه عراق بر اثر دعای فلان ملا خواهید یافت. افسوس که برای این نوع «علم» جایزه نوبل وجود ندارد وگرنه جمهوری اسلامی هر سال برنده می شد. اعتراف می کنم برای نوشتن این مقاله مجبور شدم مزخرفاتی را بخوانم که در شرایطی غیر از سلطه جمهوری اسلامی در ایران هرگز نمی خواندم. مطالبی که نثر الکن آنها خواننده را به یاد آن آخوند در «چرند و پرند» دهخدا می اندازد که می خواست یک نامه عربی را به فارسی ترجمه کند. گمان نمی کنم این نوع مطالب مانند «حلیة المتقین» ملا محمد باقر مجلسی و «توضیح المسائل» ملا روح الله خمینی می توانستند هرگز مصرف دیگری جز خنده و مزاح داشته باشند. جای بزرگانی مانند میرزا فتحعلی آخوندزاده و میرزا آقاخان کرمانی و احمد کسروی و علی دشتی خالی که ببینند چگونه ایران را هنوز و همچنان در چاه خرافات فرو می برند و چگونه ایرانیان از شوخی روزگار از عکس «امام سیزدهم» در ماه به تصویر جعلی «امام دوازدهم» در قعر چاه دخیل بسته اند. واقعا چرا خرافه پرستان به اندازه دروغگویانی که آنان را به خرافه پرستی دعوت می کنند، ذره ای از موهبت عقل برخوردار نیستند؟!

 

از ماهِ بلاهت

مسجد جمکران در سال 1379 یعنی سه سال پس از آغاز ریاست جمهوری محمد خاتمی و در پناه دولت و مجلس «اصلاحات» برای نخستین بار صاحب تولیت شد و طرحی برای گسترش آن در دستور کار قرار گرفت که به یک هزار و دویست میلیارد ریال اعتبار نیاز داشت. از آنجا که تهیه همه مبلغ از سوی دولت ممکن نبود، تصمیم گرفته شد از منبع پردرآمد خرافه پرستی استفاده شود. به همین منظور ابتدا یک چاه و سپس چاه های بیشتری در اطراف مسجد اولیه حفر شد! زائران «عریضه» های خود را در چاه های جداگانه زنانه و مردانه می اندازند و برای این حد از بلاهت خود که احتمالا به ژرفای همان چاه جمکران است، دویست تومان هم دستی می دهند. جمع این مبلغ به دلیل هجوم حماقت سر به میلیون ها تومان می زند. از من نخواهید به خرافات، حماقت و بلاهت عوام زیر نام «اعتقادات مدهبی» احترام بگذارم و از این راه حقه بازی و فریبکاری «دکانداران دین» (اصطلاح احمد کسروی) را که در ایران حکومت می کنند تأیید کنم. این را هم بگویم که «عوام» الزاما شامل بیسوادان و لایه های فرودست اجتماع نمی شود. می توان با سواد، مهندس، دکتر و تحصیل کرده اروپا و آمریکا بود، به فرادستان جامعه تعلق داشت و حتی مدعی سکولاریسم، فمینیسم و سوسیالیسم و همه چیزهای مدرن بود، ولی همزمان شعوری عامیانه و خرافه پرست داشت. و البته می توان بی سواد و تنگدست بود ولی جزو «عوام» نبود. عقل و خرد موهبتی است که از علم و ثروت و ایدئولوژی و عقاید سیاسی حاصل نمی شود. بلکه خیلی ساده باید آن را داشت تا نه به ماه چشم دوخت و نه در چاه افتاد.

 

تا چاهِ حماقت

آوازه چاه جمکران و «کرامات» یا «معجزات» آن از مرزهای ایران فراتر رفته است. سید حسن نصرالله رهبر گروه تروریستی حزب الله لبنان چنین نقل می کند: «یک دفعه به همراه شورای حزب الله لبنان محضر مقام معظم رهبری [سید علی خامنه ای] بودیم. اوج سختی و تنگنای ما بود و خیلی به حزب الله سخت می گذشت... ایشان به ما امید دادند و فرمودند: ...من در اداره امور کشور بعضی وقتها حل مسائل برایم دشوار می شود و دیگر هیچ راهی پیدا نمی شود به دوستان و اعوان و انصار می گویم که آماده شوید به جمکران برویم، راه قم را پیش می گیریم و راهی مسجد جمکران می شویم».

به همین منظور و برای «اداره امور کشور» یکی از نخستین مصوبات «دولت امام زمان» اختصاص یک اعتبار ده میلیارد ریالی برای ساختن غذاخوری و مهمانپذیر در اطراف مسجد جمکران بود. دومین اقدام دولت احمدی نژاد  اختصاص پنج میلیارد ریال از اعتبار هزینه های پیش بینی نشده برای ایجاد شبکه خط آهن و ریل به سوی این مسجد بود و در سومین اقدام، ده میلیارد ریال باز هم از محل هزینه های پیش بینی نشده به تکمیل پروژه تفریحی - خرافی چاه جمکران اختصاص یافت.

«طرح جامع» این مسجد که در دست اجراست، در مساحت 250 هکتار پیاده می شود و شامل پنج شبستان، چندین ساختمان اصلی، چهارده گلدسته اصلی، هشت دروازه، ساختمان های اداری، چندین پارکینگ سرپوشیده و سرویس بهداشتی و حمام است که تنها برای «فاز اول» آن 980 میلیارد ریال هزینه برآورد شده که تا کنون حدود 39 میلیارد ریال آن خرج شده است. دم و دستگاه مسجد جمکران مانند دیگر بنیادهای جمهوری اسلامی که بر اقتصاد کشور چنگ انداخته اند به یک امپراتوری تبدیل شده که دهها بخش مختلف در آن سازمان دهی شده اند تا با سرمایه ای عظیم و پشتکاری بی همتا به خرافات در میان مردم دامن بزنند.

در «دفتر کرامات» این مسجد خبر شفای بیماری و رفع مشکلاتی از این قبیل به چشم می خورد: بیماری های اعصاب و روان، دیسک کمر، روماتیسم، سرطان بدخیم، سکته مغزی، رفع مشکل شهریه طلاب، نجات سرنشینان هواپیمای مشهد و رفع مشکل نازایی! «امام زمان» از چاه جمکران یک تنه به رقابت با پزشکان، خلبانان، امدادگران و بانکهای کشور برخاسته است! راست گفته اند تا احمق در جهان است، مفلس در نمی ماند!

وقتی خبر انداختن «میثاق وزرای دولت با امام زمان» در چاه جمکران و حتی گزارش دقیق جلسه دولت پخش شد و ماجرای چاه بالا گرفت، آن را تکذیب کردند و گفتند می خواهند مردم ما را «خرافاتی» نشان دهند. ولی وقتی یک آدم ظاهرا عاقل نامه یا «عریضه» به «امام زمان» می نویسد، بعد چادر و کفش و کلاه می کند و به جمکران می رود، در صف می ایستد، پول می دهد و نامه اش را در یک چاه می اندازد و انتظار هم دارد که مشکلاتش حل شود، باید او را چه نامید؟

به یاد می آورم سالها پیش در درس فلسفه دانشکده علوم سیاسی برلین بحث بر سر «تولرانس» و بردباری بود. استادمان از باورها و ایمان سخن گفت و از دانشجویی پرسید چگونه برخی موضوعاتی را که به آنها باور دارد توجیه می کند؟ دانشجو که یک جوان سیاه پوست و محجوب بود با لبخندی حاکی از بی معنی بودن این پرسش پاسخ داد: «دلیلی ندارد اعتقاداتم را توجیه کنم. در انجیل چنین آمده و من انجیل را قبول دارم!» استادمان خندید و چیزی نگفت. او می دانست با «عقل» نمی توان به بحث «ایمان» رفت. ولی ماجرای چاه جمکران نه ایمان، بلکه همکاری شیادی و حماقت است. حتی عنوان «خرافه» هم برایش زیاد است.

از سوی دیگر، هنگامی که ساختار حقوقی به گونه ای است که احقاق حق گاه تنها با ارتکاب یک جنایت جدید ممکن است (قصاص)، هنگامی که ساختار اداری به گونه ای است که تنها «از ما بهتران» امکان ترقی و پیشرفت دارند (گزینش ایدئولوژیک)، هنگامی که ساختار فرهنگی به گونه ای است که پیش پا افتاده ترین فعالیت های اجتماعی به یک کار مخفی تبدیل می شود (محدویت های موجود برای زنان و جوانان)، هنگامی که ساختار اقتصادی به گونه ای است که فاصله بین فرودستان و فرادستان بیش از پیش نجومی می شود (فقر، بیکاری و عدم تأمین اجتماعی) عجیب نیست اگر چاه جمکران به اداره تأمین اجتماعی، بیمارستان، دادگستری و یا بنگاه زوج یابی و دفتر ازدواج و طلاق آن مردمی تبدیل شود که برآوردن آرزوها و حل مشکلات خود را نه در ساختار سیاسی و از حکومت و دستگاه دولت، بلکه در قعر چاه و از «صاحب زمان» می طلبند. برای انسان خردمند اما این عقل است که همواره «صاحب زمان» و راهنمای اوست. به راستی چگونه ملتی که زمانی به روشنایی نور و اوج آسمان ایمان داشت، این چنین در تاریکی چاه و قعر زمین فرو می غلتد؟

برای خرافات نیازی به «ایمان» نیست. تنها غیبت کبرای عقل لازم است. آن کسانی که بیست و هفت سال پیش تصویر «امام» را در اوج و ماه آسمان دیدند، همان روز در قعر چاه جمکران بودند و خبر نداشتند! تمام ایران در چاه جمکران فرو می شد و کسی را باکی نبود. انقلاب بود! انقلاب! بین آن ماهِ انقلاب تا این چاهِ خرافات فاصله ای نیست. از آن ماه، جز به این چاه، راه دیگری نبود!

 

26 اکتبر 2005
 

| © 2005 | | alefbe - journalist | | berlin | | germany |