Logo

مقاله

 

ابلهان تکرار عادت می کنند

 الاهه بقراط

    

سیاست هنر درک واقعیت و هنر ممکن ها بر بستر شناخت جامعه و ساختار سیاسی حاکم بر آنست. سیاست هنر تحلیل و مقایسه وقایع بزرگ و کوچک و سخنان و مواضع مدعیان اداره کشور است. سیاست هنر استفاده از فرصتها و دست کم یک گام دورتر را دیدن و پیشاپیش «عوام» بودنست. سیاست، تأخیر نمی شناسد و استراتژی و تاکتیک خود را بر اساس تصمیم و «خط» دیگران بنا نمی نهد. هنر سیاست، فرصت طلبانه به انتظار «موقع مقتضی» نمی نشیند تا موج «تحریم پر شور و فعال» (و یا به گفته برخی «عدم شرکت در انتخابات»!) حتا افراد و گروههایی از حکومت را فرا گیرد، و شعار «رفراندوم برای تعیین نوع حکومت» جامعه را به حرکت در آورد تا آنگاه با لکنت و تناقض به اعلام موضع بپردازد.

بحران رژیم، نه فقط بحران انتخابات و جنگ قدرت بین رقبا، بلکه اساسا بحران مشروعیت و روی گرداندن مردم از آنست. شاید شوخی تاریخ است که فزایندگی این بحران با بیست و پنجمین سالگرد این حکومت همزمان است. اپوزیسیون جمهوری اسلامی، اعم از مشروطه خواه و جمهوریخواه، چپ و راست، تا کنون در این بحران از هنر سیاست سود جسته و اپوزیسیون تقلبی که از فدا کردن منافع ملی به پای «جمهوری» اسلامی و اروپا پروایی ندارد، بار دیگر بی هنری و فرصت طلبی خویش را نشان داد.

آنچه در مورد «هنر سیاست» گفتیم در مورد پوزیسیون و اپوزیسیون، هر دو، صادق است با این تأکید که هر یک تلاش می کند تا ابتکار «کنش» و «عمل سیاسی» را به دست گیرد و دیگری را به «واکنش» وا دارد. در این کارزار 25 ساله، موقعیت اپوزیسیون هرگز تا این اندازه برتر، و «کار» اپوزیسیون تقلبی تا این اندازه «زار» نبوده است!

اینکه «محافظه کاران» و «اصلاح طلبان» متقابلا یکدیگر را متهم به نزدیکی با «ضد انقلاب» می کنند و سیاست یکدیگر را با سیاست اپوزیسیون خارج از کشور می سنجند، نشانگر آنست که اپوزیسیون به مسئله حکومت تبدیل شده و رژیم مجبور به «واکنش» در برابر آنست. اینکه «مغزهای متفکر» رژیم با «تأسف» استقبال جوانان کشور را از سیاست «اپوزیسیون خارج از کشور» تأیید می کنند، اینکه «محافظه کاران» و «اصلاح طلبان» مجبورند توضیح دهند که برگزیدن این یا آن سیاست داخلی یا خارجی به مفهوم «ضد انقلاب» بودن آنها نیست، بیانگر آنست که هر دو برای ادامه حکومت، در سیاست داخلی و خارجی به نتایجی رسیده اند که زمانی «کفر» و «ضد انقلابی» به شمار می رفت!

 

اپوزیسیون و رژیم

«اصلاح طلبان» می خواهند به رقیب و حتا مردم بقبولانند که عدم مشارکت پر شور و فعال مردم در انتخابات، نتیجه رد صلاحیتهای گسترده است. لیکن همگی به خوبی می دانند که حتا اگر صلاحیت همه آنان هم تصویب می شد، باز مردم در این انتخابات شرکت نمی کردند. مردم نیز تجاربی گرانبها به دست آورده اند. لیکن اشتباه نکنیم: روی برگرداندن مردم از رژیم هنوز به این معنا نیست که آنان به اپوزیسیون روی آورده اند! سرنوشت نبرد بین اپوزیسیون و رژیم در میدان جلب پشتیبانی مردم تعیین می گردد. اصرار «اصلاح طلبان» بر «تعویق انتخابات» هیچ هدفی جز جلب این پشتیبانی برای جمهوری اسلامی دنبال نمی کرد. لیکن نهایتا ولی فقیه وارد میدان شد و با تأکید بر انجام انتخابات در موعد مقرر، «شانه خالی کردن از مسئولیت به شکل استعفا یا به هر شکل دیگر» را  «خلاف قانون و حرام شرعی» اعلام نمود (15 بهمن). به این ترتیب نه تنها «اصلاح طلبان» باید نقش دیگری در جمهوری اسلامی برعهده گیرند، بلکه حامیان «اصلاحات» در خارج کشور و اپوزیسیون تقلبی نیز باید در «تکرار عادت» خود بازنگری کنند! اینجا لازم است درباره منظور خود از «اپوزیسیون» و «رژیم» توضیح دهیم.

ما اپوزیسیون تقلبی و فرصت طلب را جزو مخالفان راستین رژیم به شمار نمی آوریم. گذشته از پیشینه نامبارک و زشت این گروه در سیاست داخلی و خارجی، کافیست آخرین عمل آنان را در مورد انتخابات مورد توجه قرار دهیم تا دریابیم که شایسته اعتماد نیستند. آنان فرصت طلبانه موضوع تأیید یا تحریم انتخابات را نه به فهم و عقل و تجربه و شناخت از جامعه و رژیم، بلکه به مغز کوچک شورای  نگهبان و تصمیم یک دوجین ملا محول کردند! آنان هنگامی که دریافتند مردم به هیچ ترفندی به این انتخابات روی نمی آورند و کشمکش بین شورای نگهبان و «اصلاح طلبان» به شکلی دیگر پیش خواهد رفت، در توضیحاتی سراپا دو پهلو و متناقض اعلام کردند که انتخابات را «تحریم» می کنند. آنان که تا دو هفته پیش سیاست تحریم را «انفعال»، «قهر کردن از صندوقهای رأی»، «بی تفاوتی» و «تقویت محافظه کاران» می خواندند، بدون آنکه توضیح دهند چه شد که سرشت «تحریم» به ناگهان تغییر یافت، مردم را به دنباله روی از «اصلاح طلبان» به «تحریم» فرا خواندند! دنباله روی تاریخی آنان از قدرت خارجی یا داخلی سبب می شود که آنان به هر روش «غیر اخلاقی» تن دهند. به قول صادق سرمد: «ابلهان تکرار عادت می کنند، در گمان خود عبادت می کنند»! «اصلاحات» و «روشهای مسالمت آمیز مبارزه» برای آنان که تا چندی پیش اگر کمونیست بودند، تئوری «انقلابیون حرفه ای» را از بر می کردند و اگر مذهبی بودند، به درگاه خونین «فداییان اسلام» نماز می گزاردند، تنها پوششی برای «حفظ و بقای جمهوری اسلامی» است.

اپوزیسیون رژیم از نظر ما آن افراد، گروهها و احزابی هستند که خواهان تعویض حکومت اسلامی و جایگزینی یک حکومت غیر دینی و ساختار پارلمانی مبتنی بر اصول دموکراسی و حقوق بشرند. روش مبارزه برای تحقق این تغییر یک بار برای همیشه تعیین نمی گردد. هنر سیاستمداران در این است که هر بار مناسب ترین روش را برگزینند.

منظور ما از رژیم همانا مجموعه جمهوری اسلامی، اعم از «محافظه کار» و «اصلاح طلب» و احزاب و گروههایی هستند که برخی از آنان نقش «اپوزیسیون» را نیز بازی می کنند. جنگ قدرت بین وارثان انقلاب اسلامی که هرگز تا این اندازه شدت نداشته، سبب نزدیکی اپوزیسیون به بخشی از نظام نمی شود. لیکن باید با هشیاری از آن بهره گرفت.

 

مردم و رژیم

اکنون دیگر مهم نیست «پروژه رد صلاحیت گسترده» چگونه پایان می یابد. بهترین شکل برای رژیم این است که «وارثان انقلاب» به توافق برسند. ولی عنصر مردم یعنی مشروعیت در این میان محو شده است! چه باید کرد؟ بیایید صحنه را دقیقتر تصویر کنیم:

«محافظه کاران» از مدتها پیش در نظر داشتند با گرفتن اکثریت مجلس و سپس نهاد ریاست جمهوری در سال آینده، رژیم را از فرسایشی که بر اثر «پروژه اصلاحات» دچار آن شده بود نجات دهند. آنان دارندگان اصلی قدرت سیاسی و صاحبان اصلی منابع اقتصادی کشورند و ترجیح می دهند اگر قرار است اصلاحاتی در «چارچوب قانون اساسی» صورت گیرد، نه به قیمت بدنام شدن آنان، بلکه به دست خودشان انجام شود! مگر نه اینست اصلاحاتی را که «اصلاح طلبان» در «چارچوب قانون اساسی» بتوانند انجام دهند، «محافظه کاران» نیز می توانند؟ در سیاست خارجی نیز اگر با «لبخند خاتمی» می شد قراردادهای پنهانی بست، طبیعتا با «زلف کج» شیخ فریدون حسن روحانی نیز می  توان همان معاملات پنهانی را انجام داد! حساب «محافظه کاران» نیز در انتخابات کاملا درست است: آنان مطمئن هستند که طرفدارانشان «پر شور و فعال» در انتخابات شرکت کرده و به نامزدهای ایشان رأی خواهند داد. طرفداران «اصلاح طلبان» به هر حال به  «محافظه کاران» رأی نمی دهند! مردمی هم که نمی خواهند در انتخابات شرکت کنند، طبیعتا به هیچکدام رأی نمی دهند! بنا بر این «محافظه کاران» در «پروژه رد صلاحیت گسترده» نه تنها رأی از دست نمی دهند، بلکه ممکن است برخی از آرای متزلزل را نیز کسب کنند. در این میان چه بر سر «اصلاح طلبان» خواهد آمد؟

افسوس که ما غیبگو نیستیم و تنها می توانیم از مقایسه وقایع و نظرات به فرضیاتی برسیم. در دو هفته اخیر یک حقیقت بس مهم بر رژیم، اپوزیسیون و جهان اثبات شد: مردم «همیشه در صحنه» پشت رژیم را خالی کرده اند ولی «صحنه» را ترک نکرده و قصد دارند نقش خودشان را بازی کنند و داغ «پشتیبانی میلیونی» را به دل رژیم بگذارند. در نبردی که برای جلب این  نیروی عظیم جریان دارد، طبیعی است که رژیم به هر ترفندی بکوشد. ولی چگونه؟ نقش «محافظه کاران» معین است. آنان با قدرت سیاسی و اقتصادی و چه بسا چهره های جدید تلاش خواهند کرد در جامعه تکانی ایجاد کنند و رابطه با جامعه جهانی و «شیطان بزرگ» را بهبود بخشند.

«اصلاح طلبان» نه بر اساس تهدیدهای خودشان مبنی بر «خروج از حاکمیت»، بلکه عملا از حکومت به بیرون پرتاب شدند! استعفای نمایندگان پس از گرفتن آخرین حقوق وکالت و اصرار آنان بر «تعویق انتخابات» آخرین مرحله پروژه جلب پشتیبانی مردم بود. برای نیرویی که دیگر در «حکومت» نیست، چه راهی باقی می ماند؟ ما نمی گوییم، بلکه محمد رضا خاتمی رهبر جبهه مشارکت اسلامی می گوید: «به این نتیجه رسیده ایم که کار کردن درون حکومت بدون ارتباط با اقشار مختلف مردم نتیجه مطلوبی نخواهد داشت». ما نمی گوییم، بلکه «مغز متفکر» رژیم به «زبان مرغی» می گوید: «در اصلاحات فعلی، حوزه حکومت محور اصلی بوده در حالیکه در اصلاحات جدید (!) این محوریت به جامعه مدنی منتقل خواهد شد»! بدین ترتیب نقش بعدی «اصلاح طلبان فعلی» یعنی «اصلاح طلبان حکومتی» این است که در نقش «اصلاح طلبان جدید» یا «اپوزیسیون» رژیم ظاهر شده و تلاش کنند تا اعتماد از دست رفته مردم را این بار نه در حکومت، بلکه بیرون از آن و برای همین رژیم کسب نمایند! بر اساس «پروژه اصلاحات جدید» و یا «اصلاحات از پایین» نقش «محافظه کاران» در حکومت و نقش «اصلاح طلبان» بیرون از حکومت برای حفظ و بقای نظام  جمهوری اسلامی ادامه خواهد یافت! «مغز متفکر اصلاحات» پس از آنکه نزدیک به دو دوره عمر ملت به باد فنا رفت، ناگهان دریافت که «مجلس در حوزه جامعه مدنی قابل تعریف نیست، حتا مجلس ششم»! پس آن همه هیاهو بر سر مجلس ششم برای چه بود؟ پس این همه هیاهو برای ورود به مجلس هفتم برای چیست؟!

اعتراف می کنیم که در این «پروژه» نظر هر دو گروه می تواند تأمین شود. زیرا «محافظه کاران» برنامه «اصلاحات قدیم» را پیش خواهند برد و بخشی از مردم را جلب خواهند کرد و «اصلاح طلبان» نیز که دیگر «اپوزیسیون» شده اند برنامه «اصلاحات جدید» را پیش خواهند برد و مقبول بخش دیگر مردم قرار خواهند گرفت! به این می گویند کمدی دمکراسی در حکومت اسلامی! در این میان قطعا افرادی از «اصلاح طلبان» به «محافظه کاران» خواهند پیوست و افرادی نیز بنا به باورهای شخصی بر مواضع رادیکال خود پای خواهند فشرد که در آن صورت نامشان در صورتحساب «هزینه اصلاحات از پایین» منظور خواهد شد! یعنی یا خفقان خواهند گرفت و یا سر از زندان در خواهند آورد!

ما فقط فرضیات را تصویر می کنیم. نمی دانیم تا چه اندازه امکان اجرا خواهند یافت زیرا «اراده» افراد اگر چه در شکل گیری تاریخ نقش دارد، لیکن فراگرد تاریخ را نمی توان با «اراده» فردی و «پروژه سازی» به مسیر دلخواه کشانید. تنها مردم می توانند پروژه ها را نقش بر آب سازند و اگرچه رژیم «مشکل» انتخابات مجلس هفتم را به شکلی حل خواهد کرد، لیکن قادر به حل مشکل مردم نخواهد بود زیرا این مشکل چیزی جز خود رژیم نیست!

12 فوریه 04

 

| © 2005 | | alefbe - journalist | | berlin | | germany |