|
|
|
|
رضا مقصدی |
|
|
در گفتگو با ابرِ تلخ وُ تارِ «لاهیجان» در سوگ هادی اشکوری
با رفتنت ای گُل! ز گلدان گریه می کردیم در روبروی چشمِ باران گریه می کردیم
□ □ □
در باغِ ما شادی ی شبنم ها تَرَک برداشت وقتی که رفتی، مثل گلدان گریه می کردیم
□ □ □
با درد پنهانی که در جانِ جهانِ ماست بر سرنوشتِ غمسرشتان گریه می کردیم
□ □ □
جای تو خالی ماند در میخانه های مِهر بعد از تو ما با، مِی پرستان گریه می کردیم
□ □ □
باغِ شقایق های توفان دیده می داند دیشب چرا تا صبحگاهان گریه می کردیم
□ □ □
وقتی خَبَر مثل تَبَر بر ما فرو بارید آهسته و پیوسته از جان گریه می کردیم
□ □ □
باید کنارِ عاشقانِ تازه بنشینیم بی آتشت ما یک زمستان گریه می کردیم
□ □ □
در گفتگو با اَبرِ تلخ وُ تارِ «لاهیجان» از جان وُ دل با یادِ جانان گریه می کردیم
□ □ □
با یاد تو ای همنشینِ دلنشینِ چای با خاطراتِ سبزِ گیلان گریه می کردیم
01 دسامبر 2007 10 آذر 1386
|
![]() |
|
| © 2007| | alefbe - journalist | | berlin | | germany | |
|