ایران
ژورنالیست شماره نُه/ 26 فوریه 05
جمهوری اسلامی متزلزل تر از همیشه
اروپا پس از سفر جرج بوش شاهد سفر شیخ حسن
فریدون روحانی به اروپا بود. او با ژاک شیراک گفتگو کرد. در آلمان با یوشکا
فیشر سخن گفت و بعد هم راهی انگلستان شد که پیش از ورود وی به این کشور یک بار
دیگر اعلام کرد جمهوری اسلامی باید دست از غنی سازی اورانیوم بردارد. جرج
بوش هنوز در براتیسلاوا پایتخت اسلواکی بود که شیخ حسن روحانی نعلین و عمامه
کرد و به راه افتاد تا هم از مذاکرات سران اروپا و آمریکا دقیق تر مطلع شود و
هم اگر توانست توافق آنها را بر سر توقف برنامه های اتمی رژیم خدشه دار سازد.
جواب و حرف «سه کشور اروپایی» مشخص بود:
ایران حق دستیابی به تسلیحات اتمی ندارد. این همان حرفی است که جرج بوش هم
بارها در کنفرانس های مطبوعاتی اش تکرار کرد. مذاکره؟ آمریکا مخالفتی با این
مذاکرات ندارد! او در آلمان در کنفرانس مطبوعاتی مشترک با گرهارد شرودر صدر
اعظم این کشور ابراز خوشحالی کرد که آلمان «رهبری» این مذاکرات را برای به سر
عقل آوردن جمهوری اسلامی بر عهده دارد. جرج بوش با قیافه حق به جانبی رو به
خبرنگاران همان حرف برخی از ایرانیان و جمهوری اسلامی را تکرار کرد: «ایران که
افغانستان و عراق نیست!» ولی این سخن را نباید به این معنی گرفت که جرج بوش
ارزش ویژه ای برای ایران قائل است، بلکه باید آن را از نظر موقعیتی در نظر گرفت
که سبب حمله نظامی به آن کشورها شد! این نکته را جرج بوش در جملات دیگر به این
شکل بیان کرد که مسئله ایران حتا هنوز در سازمان ملل هم مطرح نشده است.
در واقع رییس جمهور آمریکا این فرصت را
اگرچه ظاهرا به طرفداران مذاکره می دهد، لیکن با شناختی که از جمهوری اسلامی
دارد می داند این مذاکرات به ویژه بدون مشارکت آمریکا به نتیجه نخواهد
رسید. از سوی دیگر در این فرصت مسائل دیگری نیز اتفاق می افتند. مثلا اینکه
کنفرانس بررسی پیمان منع گسترش سلاح های کشتار همگانی در ماه مه در نیویورک با
شرکت سران جهان برگذار خواهد شد. محمد البرادعی رییس آژانس بین المللی انرژی
اتم در گفتگویی با اشپیگل همین هفته گفته است وی پیشنهاداتی برای تغییر
این پیمان دارد که یکی از آنها از این قرار است: پرونده هر کشوری که مفاد این
پیمان را زیر پا بگذارد و یا از این پیمان خارج شود خود به خود به شورای امنیت
سازمان ملل ارجاع شود. یک رویداد دیگر، انتخابات آلمان در سال 2006 است که بر
اساس نظرسنجی ها و به احتمال زیاد سبب روی کار آمدن حزب دموکرات مسیحی خواهد شد
که با جرج بوش تفاهم و توافق بیشتری دارد. یک رویداد دیگر انتخابات ریاست
جمهوری خود جمهوری اسلامی است. به این ترتیب آنچه «فرصت مذاکرات» به نظر می
آید، در واقع با رویدادهایی همراه می شود که هر آینه می توانند هر حرکتی را به
این یا آن سو تغییر دهند. اگر این معادلات بین المللی در کنار آتش زیر
خاکستر در ایران و وضعیت نابسامان اقتصادی کشور و نیز رویگردانی سیاسی مردم از
حکومت قرار داده شود، آنگاه می توان درک کرد که چرا رژیم ایران هرگز تا به این
اندازه متزلزل نبوده است و چراحکومت اسلامی به دنبال یک «ابر مرد» برای ریاست
جمهوری می گردد که بتواند نظام را هم از نظر داخلی و هم از نظر بین المللی نجات
دهد.
|