جهان
ژورنالیست شماره نُه/ 26 فوریه 05
آمریکا و اروپا متحدتر از همیشه
سفر مقدماتی کاندولیزا رایس و سپس سفر جرج
بوش به اروپا برای این بود که
یک جمع بندی تفاهم آمیز درباره مهم ترین مسائل جهان بین قاره های دو سوی
اقیانوس اطلس به دست آید. از مسائل اقتصادی و بازار جهانی تا مشکلات محیط زیست
و پیمان کیوتو. از بازسازی عراق و افغانستان تا مشکلات خاورمیانه و صلح اسراییل
و فلسطین. از دموکراسی در روسیه و چین تا برنامه های هسته ای کره شمالی و
جمهوری اسلامی در ایران.
جرج بوش در دومین دور ریاست جمهوری خود
نخستین سفر خارجی خود را با اروپا آغاز کرد تا تیرگی روابط به ویژه با آلمان و
فرانسه را که در رابطه با آغاز جنگ عراق شکل گرفته بود، از میان بردارد. پس از
جنگ البته همه تلاش کردند تا هر چه زودتر پایان یابد و پس از جنگ نیز همگی دست
به دست هم داده اند تا در کنار بازسازی عراق، جای پای سیاسی و اقتصادی خود را
در این کشور که یکی از غنی ترین ذخایر سوخت جهان را داراست، محکم کنند.
اما در رأس مسائل مطروحه در این سفر برنامه
های اتمی جمهوری اسلامی قرار داشت. آمریکا و اروپا بار دیگر یکصدا اعلام کردند
که تجهیز ایران به تسلیحات هسته ای را تحمل نخواهند کرد. در روز پنجم سفر بوش
در براتیسلاوا پایتخت کشور اسلواکی ولادیمیر پوتین رییس جمهور روسیه نیز با
اروپا و آمریکا همصدا شد اگرچه در رفتاری متناقض به جمهوری اسلامی نیز در تکمیل
تأسیسات هسته ای اش به قیمتی کلان یاری می رساند. شاید روسیه اطمینان دارد که
به هر حال کام جمهوری اسلامی با این تأسیسات شیرین نخواهد شد و چرا روسها در
این مدت جیب خود را پر نکنند؟
سرانجام بوش با اطمینان از متحدان خود در
ناتو و اتحادیه اروپا به کشورش بازگشت. بر سر اینکه آیا آمریکا به اروپا نزدیک
شده و یا اروپا به آمریکا، تفسیرهای مختلف می توان ارائه کرد. یک نکته اما مسلم
است و آن اینکه اروپا و آمریکا اهداف بلندمدت و استراتژیک مشترک دارند که نه با
اهداف جمهوری اسلامی و کره شمالی می خواند و نه با قهقرای ضد دمکراتیک در روسیه
و چین همخوانی دارد. شاید آمریکا و اروپا هرگز تا این اندازه متحد نبوده اند.
اینکه بر سر حل این یا آن مشکل عقاید مختلف وجود دارد و راه های متفاوت ارائه
می شود، چیزی از وزن این اتحاد نمی کاهد. به ویژه آنکه جرج بوش در این
سفر خود به آلمان بهایی ویژه داد و آن را «قلب اروپا» نامید. این سخن به تصادف
بر زبان جرج بوش جاری نشد. در آلمان در سال 2006 انتخابات برگزار خواهد شد و
اگر اوضاع اقتصادی همین گونه پیش رود، سوسیال دمکراتها و سبزها که دولت فعلی را
تشکیل می دهند شانس کمی برای موفقیت خواهند داشت. در این صورت دو سال مانده به
پایان ریاست جمهوری جرج بوش، دولتی به رهبری حزب محافظه کار دمکرات مسیحی روی
کار خواهد آمد که با دولت جرج بوش همواره تفاهم نشان داده است. به این
ترتیب دیگر «سه کشور اروپایی» وجود نخواهند داشت که برخی مذاکرات را پیش ببرند!
|