یک هفته و سه تصویر


ایران

ژورنالیست شماره هشت/ 19 فوریه 05

 

شبحی بر فراز ایران در پرواز است

 

«شبحی بر فراز اروپا در پرواز است» این نخستین جمله مانیفست کمونیستی است که توسط کارل مارکس و فریدریش انگلس برای نخستین بار مواضع حزب کمونیست را بیان داشت. آن «شبح» کمونیسم بود. در طول تقریبا دو قرن کمونیسم تعابیر و تفاسیر متعدد یافت. حاملان آن به صورت احزاب مختلف در چندین کشور به قدرت رسیدند و بقایای آنان هنوز در کوبا، چین و کره شمالی حیات دارند. خردمندترین آنان اما در احزاب سوسیالیست و سوسیال دمکرات در کشورهای پیشرفته سرمایه داری در اروپا بالیدند و با سهیم شدن در قدرت سیاسی عملا به بهبود وضعیت لایه های فرودست جامعه یاری رساندند.

 

در اواخر قرن بیستم و سالهای آغازین قرن بیست و یکم اما شبح دیگری به پرواز در آمده است. این «شبح» دموکراسی است. در طول کمتر از دو دهه بر شمار کشورهایی که با ابزار دمکراتیک اداره می شوند چنان افزوده گشت که حتا حکومت های خودکامه نیز ناچار گشتند تا با استفاده از ابزار دمکراتیک به خودکامگی خود جامعه قانونی و مشروعیت بخشند.

 

شاید بتوان انتخابات محلی در عربستان سعودی را به مثابه نماد پرواز این «شبح» به ویژه در خاورمیانه و  کشورهای مسلمان نشین در نظر گرفت. این انتخابات ابتدا تنها در ریاض برگزار شد و تنها مردان در آن شرکت داشتند. لیکن همین حقیقت که آل سعود که نیمی از جمعیت کشورش را به شمار نمی آورد و جز به تقسیم قدرت در میان خاندان خود به هیچ چیز دیگری راضی نیست، حاضر شده باشد در انتخابات محلی دست کم به مردانش حق انتخاب کردن و انتخاب شدن داده باشد، تا چندی پیش تصورپذیر نبود. هنگامی که شبح دموکراسی حتا بر عربستان سعودی سایه افکنده باشد، ایران که جای خود دارد.

 

ایرانیان بیش از صد سال است برای حق حاکمیت خود می جنگند. ولی حتا با دو انقلاب نتوانستند آن را تأمین کنند. هر بار به برکت بی خردی رهبران سیاسی خود به بیراهه رفته و تن به خودکامگی سپردند. در طول این یک قرن شاید بتوان دو دهه جمهوری اسلامی را پرتجربه ترین دوران تاریخ معاصر ایران به شمار آورد. شاید شوخی تاریخ در این است که ملت ها زیر سلطه خودکامگان بهتر با آزادی و ارزشهای دمکراتیک آشنا می شوند. این حقیقت هرگز وجود و بقای خودکامگان را  توجیه نمی کند، لیکن هنگامی که آنان وجود دارند و حکومت می کنند، پس چه بهتر که آموخت. چه بهتر که دریافت چه کسانی علیه مردم و چه کسانی برای مردم هستند.

 

در شرایط کنونی که فشار از هر سوی بر جمهوری اسلامی افزایش می یابد، خبر جاسوسی های زمینی و هوایی از این سو و آن سو به گوش می رسد، اروپا و آمریکا با یکدیگر همصدا می شوند، در افغانستان و عراق با وجود فراگرد پر تناقضی که این دو ملت در پیش دارند، نخستین انتخابات صورت گرفته و چاره ای جز به پیش رفتن نیست، اسراییل و فلسطین دست دوستی به سوی یکدیگر دراز کرده اند و با هیچ منطقی نمی توان حکومتی چون جمهوری اسلامی را در قلب منطقه حساس خاورمیانه تحمل کرد، امید مردم به شبحی که سالهاست بر فراز ایران نیز به پرواز در آمده است، بیشتر و بیشتر می شود. با سخنانی که از سران جهان شنیده می شود، گذشته از تفاوتی که در مواضع پنهان اروپا و سخنان صریح آمریکا وجود دارد، تردیدی نیست که جنبش آزادیخواهانه در ایران مانند گرجستان و اوکراین مورد پشتیبانی جهانی قرار خواهد گرفت. آنچه اما نباید از یاد برد این است که جمهوری اسلامی به هیچ کدام از دو حکومت گرجستان و اوکراین شبیه نیست. ترفند جدید رژیم ایران به میدان فرستادن هاشمی رفسنجانی است. ایرانیان اما به چیزی کمتر از دموکراسی قانع نیستند. دموکراسی یعنی اینکه بتوان حکومت و ساختاری دیگر را جانشین حکومت و ساختار فعلی ساخت به گونه ای که هر بار برای مردم امکان انتخاب و عزل زمامداران کشور وجود داشته باشد. رفسنجانی اما به میدان می آید تا «ولایت فقیه مشروطه» را به ایرانیان قالب کند. یعنی جمهوری اسلامی با ولی فقیهی که نقش تشریفاتی دارد لیکن تمامی نهادهای کشور همچنان در دست کسانی باقی خواهد ماند که در طول این بیست و شش سال بوده است. بازی، جدید نیست. لیکن به هر حال هر بازی می تواند مدتی ایران و جهان را به خود سرگرم کند. شبح دموکراسی را اما باید از آسمان به پایین کشید. در دموکراسی جایی برای دخالت دین در حکومت به هیچ شکلی، تشریفاتی یا رسمی، وجود ندارد. ایرانیان خواهان تغییر زمامداران کشور هستند.و این تغییر تنها با تغییر رژیم ممکن است و به نظر می رسد شرایط به تدریج برای این تغییر آماده می شود.

                               

| © 2005 | | alefbe - journalist | | berlin | | germany |