یک هفته و سه تصویر


منطقه

ژورنالیست شماره هشت/ 19 فوریه 05

 

ترور حریری و جبهه مشترک جمهوری اسلامی و سوریه

 

شاید بتوان دست آشتی رهبران فلسطین و اسراییل را یکی از شادی آورترین رویدادهای آغاز سال 2005 دانست. پس از آنکه هر دو طرف با قول و اقدامات جدی نخستین گام ها را برای رعایت آتش بس و آغاز مراحل بعدی برقراری صلح برداشتند، معلوم شد که صلح بین این دو ملت ممکن و دست یافتنی است.

 

برگزاری انتخابات را باید بر این شادی افزود. اگرچه عراقی ها در تدوین قانون اساسی نوین خود چالش جدیدی را در پیش رو خواهند داشت، لیکن گام نخست را برای تحقق حاکمیت خود برداشته اند. حال به خردمندی رهبران و احزاب سیاسی آنان بستگی دارد که آزادی و حاکمیت مردم را در قانون اساسی خود چنان تثبیت نمایند که هیچ فرد و گروهی نتواند از آن سوء استفاده کند و یا خود را ورای آن قرار دهد.

 

در چنین شرایطی است که رفیق الحریری نخست وزیر پیشین لبنان به گونه ای فجیع به قتل می رسد. حریری که با سیاست های امیل لحود رییس جمهور لبنان که طرفدار سوری هاست مخالفت می ورزید، اکتبر سال گذشته از مقام خود استعفا کرد. وی که یکی از بزرگترین ثروتمندان جهان است در بازسازی لبنان و شهر بیروت نقش مؤثر و در سیاست های لبنان نقشی مثبت داشت. حریری مخالف حضور نظامی سوریه در کشور بود و با فعالیت های نظامی و خودسرانه حزب الله لبنان که مورد حمایت جمهوری اسلامی و سوریه است، مخالفت می کرد. او بر آن بود تا نیروهای سوری را به خروج از لبنان ترغیب کند و از عملیات نظامی حزب الله جلوگیری نماید. لیکن از زمانی که پانزده سال از جنگ داخلی لبنان می گذرد و این کشور در موقعیتی تقریبا بدون تنش بسر می برد، این مواضع رفیق حریری چیز جدیدی نبود.

 

در نخستین واکنش به این ترور، چشم ها به سوی دولت سوریه متوجه گشت. لیکن دولت سوریه این ترور را محکوم و هرگونه دخالت خود را در آن تکذیب نمود. آمریکا با اینکه سفیر خود را از دمشق فرا خواند ولی از اینکه سوریه را عامل مستقیم این عملیات بشناسد، خودداری نمود. سران کشورهای مختلف همگی این ترور را محکوم کرده و خواستار پیگیری آن توسط نهادهای بین المللی شدند. در این میان مسئولان آمریکا از جمله خانم کاندولیزا رایس به سوریه در رابطه با سیاست های آن هشدار داد.

 

همه اینها به کنار، معلوم نیست چرا جمهوری اسلامی شتابزده به سوی سوریه شتافت تا با آن جبهه مشترک تشکیل دهد. نه هشدارهای آمریکا به سوریه چیز جدیدی است و نه در اینکه در ترور رفیق الحریری این کشور مورد سوء ظن قرار گیرد، مورد عجیبی وجود دارد. قطعا سوریه نیز منتظر بود تا مورد عتاب قرار گیرد. آنچه در این میان جالب است نقش جمهوری اسلامی و حمایت دست و دلبازانه اش از برادران سوری است. خبرگزاری های جمهوری اسلامی در نخستین واکنش، ترور حریری را به «رژیم صهیونیستی» نسبت دادند زیرا بنا به استدلال آنان شدت انفجار به اندازه ای بود که تنها از «رژیم صیهونیستی» بر می آمد! حال آنکه به نظر می رسد جمهوری اسلامی بیش از هر کشور دیگری در این میان انگیزه برای چنین عملیاتی دارد. نخست آنکه در پی سخنان هاشمی رفسنجانی که در خطبه نماز جمعه 23 بهمن آمریکا را تهدید کرد که «منطقه خلیج فارس جای آتشبازی شما نیست» یک قدرت نمایی در مورد اخلال و آشوب در کشورهای منطقه بر جای گذاردند و رفیق حریری را که دوست غرب و آمریکا بود از میان برداشتند. دوم آنکه پس از رد عضویت جمهوری اسلامی در اتحادیه عرب و از دست رفتن عراق، تنها حکومتی که در میان کشورهای عرب اعتنایی به جمهوری اسلامی دارد، همانا سوریه است. تشکیل جبهه توسط جمهوری اسلامی در ایران و حکومت  بعثی در سوریه در برابر تهدیدات آمریکا گذشته از آنکه شوخی و حقیرانه به نظر می رسد، بیش از پیش انزوای رژیم ملایان را نشان می دهد که تنها کسی که در برابر «شیطان بزرگ» که «هیچ غلطی نمی تواند بکند» پیدا کرده اند که بتوانند دست به دامانش شوند، سوریه است که خود در انزوا و تهدید بسر می برد. اینجاست که مثل «کوری عصاکش کوری دیگر» مصداق کامل می یابد.

 

| © 2005 | | alefbe - journalist | | berlin | | germany |