یک هفته و سه تصویر


جهان

ژورنالیست شماره چهار/ 22 ژانویه 05

 

جهان به کدام سو می رود؟

 

یکی از نتایج یک کشور ابرقدرت بودن این است که هیچ یک از سخنان رییس جمهورش را نمی توان نادیده گرفت، به ویژه آنکه در مراسم سوگند مربوط به آغاز دومین دور ریاست جمهوری اش ادا شده باشد.
 

سرتیتر سخنان جرج بوش در روز پنجشنبه 20 ژانویه 2005 «آزادی» بود. آزادی نه تنها برای آمریکاییان و کشورهای غربی، بلکه برای تمامی کشورهایی که هنوز از این موهبت طبیعی بی بهره اند. در روزگاری نه چندان دور آمریکای لاتین و کشورهای بلوک شرق کانون دیکتاتوری به شمار می رفتند. در دوران «جنگ سرد» جهان را اعتنایی به کشورهای مسلمان و عرب نبود که در گنداب خودکامگی، فقر و عقب ماندگی غوطه می خوردند.

 

جهان پس از فروپاشی اتحاد شوروی و بلوک شرق تغییری نکرد، بلکه فقط کمی آرام گرفت و همزمان کشورهای بسیاری راه آزادی و دموکراسی در پیش گرفتند. در این دوران خوش که «خطر سرخ» ناپدید شده بود، جهان به گفته جرج بوش در همین سخنرانی روز پنجشنبه به «استراحت» پرداخت و از آتشی که در زیر خاکستر می رفت تا خطرناکتر و ویرانگرتر از «کمونیسم» دامان جهان آزاد را بگیرد غافل ماند. در بخشی از این آتش خود جهان غرب و در رأس آن آمریکای قدرتمند دمیده بود تا بتواند آن را در برابر «خطر کمونیسم» به کار گیرد. حال آنکه جهان کمونیست می رفت تا از درون خود فرو بپاشد.

 

در واقع جهان پس از یازده سپتامبر 2001 تغییر کرد. جامعه بین المللی، کشورهای قدرتمند و در صدر آنان ابرقدرت آمریکا خیلی زود دریافتند که امنیت و آزادی آنان تا زمانی که نقاط عفونی دیکتاتوری و عقب ماندگی در جهان وجود دارد، از هیچ تضمینی برخوردار نیست. یکی از این نقاط عفونی خاورمیانه است.

 

جرج بوش که یک روز پیش از این سخنرانی در گفتگو با خبرگزاری مهم جهان گفته بود هیچ امکانی از جمله حمله نظامی را در مقابله با برنامه های هسته ای جمهوری اسلامی حذف نمی کند، روز پنجشنبه در سخنان خود گفت: "ما خواهان جنگ در خاورميانه نيستيم، البته به شرط آنکه بتوانيم از آن بپرهيزیم. و در مورد ایران فکر می کنم بی تردید به سود همه باشد اگر بتوانيم به از راههای ديپلماتيک به آن رسيدگی کنيم."

 

وزیر خارجه جدید آمریکا خانم کونداليزا رايس نيز ايران را در کنار کوبا، کره شمالی، زيمبابوه و روسیه سفید در شمار "پايگاه‌ های استبداد" خواند و تأکید کرد که  آمريکا بايد برای برقراری آزادی در آنها تلاش کند.

وی همچنین گفت بعید به نظر می رسد آمریکا بتواند با رژیمی که ملایان بر آن حکومت می کنند و به طرزی وحشتناک حقوق بشر را زیر پا می نهد به یک نقطه نظر مشترک برسد.

 

دیک چنی معاون رییس جمهور نیز ایران را در صدر «کشورهای دردسرآفرین» قرار داد که به شدت سبب نگرانی آمریکاست. در عین حال مسئولان آمریکا گزارش سیمور هرش ژورنالیست نشریه «نیویورکر» را مبنی بر عملیات اکتشافی کوماندوهای آمریکایی در خاک ایران و برنامه حمله نظامی را تکذیب نکردند بلکه گفتند که «نادقیق» است.

 

مشکل اما اینجاست هنگامی که غرب و در رأس آن آمریکا در تمامی سالهای گذشته با سیاست های یکجانبه خود همواره به فریادهای آزادی خواهانه در کشورهای عرب و مسلمان نشین بی اعتنایی کرده اند، اینک چگونه می توانند اعتماد مردمی را جلب کنند که هنوز در معادلات سیاسی آنان به شمار نمی آیند. به گفته جرج بوش غرب تازه زمانی به ضرورت آزادی در  کشورهای جهان سوم رسیده که آزادی غرب مورد تهدید قرار گرفته است. او در سخنرانی روز پنجشنبه گفت: «ما با توجه به رویدادها و بر اساس عقل سلیم به این جمع بندی رسیده ایم که بقای آزادی در کشور ما بیش از پیش به گسترش آزادی در سایر کشورها بستگی دارد.» و می افزاید: «ما از خود و دوستانمان در صورت لزوم با توسل به نیروی قهر دفاع می کنیم... کسانی که در شرایط دشوار و استبداد زندگی می کنند باید بدانند که آمریکا به آزادی آنها بی توجه نیست. اصلاح طلبان دموکرات و تبعیدیها می دانند که آمریکا به آنان توجه لازم دارد.»

 

اگر این سخنان را در کنار «محور شرارت» گرفته و «پایگاه های استبداد» و «کشورهای دردسرآفرین» بگذاریم، معلوم می شود که دیر یا زود پس از افغانستان و عراق نوبت دیگران نیز خواهد رسید. تنها  شیوه های برخورد فرق می کند. جرج بوش در سخنرانی خود همچنین گفت: «اگر مردم کشورها برای آزادی به پا خیزند ما از آنان حمایت می کنیم.» در کنار تهدید نظامی علیه جمهوری اسلامی، حمایت از مبارزات آزادیخواهانه ایرانیان موضعی بوده است که دولت آمریکا بارها آن را تکرار کرده است. «طرح خاورمیانه بزرگ» جدیست. بسیار جدی تر از آنکه کسی مانند سید علی خامنه ای در پیام خود به «مسلمانان جهان» که حتا به گوش بسیاری از ایرانیان نیز نرسید، بتواند با آن مقابله نماید.

 

| © 2005 | | alefbe - journalist | | berlin | | germany |