جهان
شصت سال پس از پایان آن جنگ
هشتم ماه مه سالروز پیروزی جهان آزاد بر
آلمان نازی و فاشیسم است. در این جنگ بی سرانجام حدود پنجاه میلیون انسان جان
خود را از دست دادند که شامل شش میلیون یهودی و چندین میلیون افراد غیر نظامی و
زنان و کودکان بیگناه می شد.
جنگ جهان آزاد با فاشیسم در هشتم ماه مه
1945 پایان گرفت لیکن همزمان با تقسیم اروپا و تشکیل بلوک شرق وابسته به اتحاد
شوروی جهان تجربه جنگ سرد را آغاز نمود. جنگی که با وجود دامنه گسترده مسابقه
تسلیحاتی بین دو «ابرقدرت» شوروی و آمریکا و تبلیغات دشمنانه دو طرف علیه
یکدیگر، هرگز به جنگ گرم تبدیل نشد زیرا بلوک شرق و در رأس آن اتحاد
جماهیر شوروی سوسیالیستی می رفت تا پس از چند دهه تلاش برای به نمایش گذاشتن یک
تجربه و راه نوین در مقابل سرمایه داری، در درون خود فرو بپاشد و ملل آنها با
شوق و شور گاه مبتذل به اردوگاه «دشمن»، به اردوگاه «امپریالیسم» بپیوندند و
برای پذیرفته شدن در جهان سرمایه داری به رقابت بپردازند.
جرج بوش رییس جمهور آمریکا به مناسب این
یادبود به اروپا سفر کرد و در هلند بر مزار هشت هزار سرباز آمریکایی در شهر
ماستریخت هلند همراه با ملکه هلند حضور یافت و ادای احترام نمود. بوش روز بعد
به مسکو پرواز کرد. وی پیش از این در جمهوری لتونی در سخنانی گفت که تسلط شوروی
بر اروپای شرقی و مرکزی پس از جنگ جهانی دوم از «بزرگترین اشتباهات تاریخ» بوده
است.
دردناکترین چهره این جنگ در چنین
روزهایی اما در آلمان رخ می نماید. هیچ کس، جز نئونازیها، با چنین مراسمی
مخالفت نمی کند ولی سربازان آلمانی که در این جنگ جان خود را از دست دادند و
بازماندگان آن دوران که حداکثر تا دهه آینده دیگر کسی از آنان باقی نخواهد
ماند، همواره دچار دوگانگی بین شکست و پیروزی هستند. ملت آلمان بر رژیم هیتلری
(به پشتیبانی کشورهای قدرتمند و در رأس آنان آمریکا) پیروز شد ولی کشور آلمان
در جنگی که خود با هدف جهانگشایی آغاز کرده بود شکست خورد و از یک سو تسلیم
نامه بی قید و شرط را امضا کرد و از سوی دیگر نیمی از خاک آن زیر تسلط اتحاد
شوروی قرار گرفت. بیش از چهل سال باید می گذشت تا این دو نیمه بار دیگر به یک
کشور واحد تبدیل شود و آن زمانی بود که اتحاد شوروی نیز به سرعت به سوی فروپاشی
می رفت و جمهوری های مستقل از آن سر بر می آوردند.
در آلمان هر سال هشتم ماه مه جشن گرفته می شود. هر سال
نئونازیها آن را «دروغ آزادسازی» می نامند و دولت و مردم آن را سرآغاز دموکراسی
در کشور خود می شمارند. آنچه اما امسال در سخنان ناظران و کارشناسان کمی تازه
به نظر می رسید، رسیدگی به جنایات ارتش شوروی پس از پیروزی آنان بود. ارتش
شوروی بی تردید نقش بسزایی در آزادسازی اروپا از قید نازیسم آلمان و فاشیسم
ایتالیا داشت. چه روسهای سرخ و چه روسیه امروز همواره با افتخار بر این نقش
تأکید کرده اند بدون آنکه مایل باشند سخنی درباره قتل مردم عادی و تجاوز به
زنان و دختران کشورهای آزاد شده بگویند. ولادیمیر پوتین رییس جمهور روسیه در
گفتگویی که به مناسبت شصتمین سال پیروزی بر آلمان نازی با خبرنگار کانال دو
تلویزیون آلمان داشت با عصبانیتی نه چندان پنهان گفت: «ما یک بار این موضوع را
مطرح کردیم. مگر هر سال باید آن را تکرار کرد؟»
ولی مگر سالگردها و یادبودها برای چیستند؟ برای یادآوری
تاریخ. برای فراموش نکردن. برای آموختن از تجربه و اشتباهات. برای گرامی داشتن
قربانیان. برای از یاد نبردن مرتکبان و حتا آنانی که در چهره دوست اشتباه
و یا جنایت کرده اند.
|