ایران
ژورنالیست شماره چهارده/ 02 آوریل
زن، زیبایی، آزادی
قربانی عفریته زشت رژیم

به چهره دوست داشتنی زیبا کاظمی بنگرید. به
نگاهش که در جست و جوی آزادی بود و به دستانش که سوژه ها را به حافظه
دوربین می سپرد.
حال این بخش از شهادت تکان دهنده دکتر
شهرام اعظم را بخوانید که پزشک معالج زیبا
کاظمی بود و به کانادا پناهنده شده است تا از این جنایت که تنها یکی از هزاران
جنایات عفریته زشت حکومت اسلامی است در برابر جهانیان پرده بردارد:

«وقتی او را برای
اولین بار دیدم، بیهوش زیر یک پتو بر روی برانکارد بود و فقط می شد لکه یک
خونمردگی را بر پیشانی اش دید. طبق تشخیص بیمارستان زندان، یکی از پرستاران سعی
کرد لوله ای را از راه بینی به درون معده وی بفرستد ولی بلافاصله معلوم شد
استخوان بینی شکسته است. بر تمام بدنش نشانه های عجیبی از ضربه و خشونت وجود
داشت. یک لکه خونمردگی بزرگ از سمت راست پیشانی تا کنار گوش دیده می شد. گوش
هایش ظاهرا سالم بودند ولی پارگی پرده یکی از گوش هایش کاملا تازه و یکی از
رگها نیز پاره شده بود. سمت چپ پشت سرش یک خونمردگی بزرگ دیده می شد. سه بریدگی
عمیق روی گردن داشت که به نظر می رسید با ناخن گوشت را کنده باشند. شانه راستش
ورم کرده بود و دو انگشت دست چپش شکسته بودند. ناخن های سه انگشت اش نیز شکسته
و یا کاملا کنده شده بودند.
شش چپ اش باد کرده
بود که احتمالا به دلیل شکستگی دو تا از دنده هایش بود. یک خونمردگی بسیار بزرگ
از شکم شروع شده و تا ران ها و زانوهایش را می پوشاند. در ایران پزشکان مرد
اجازه ندارند اندام جنسی زن را معاینه کنند ولی پرستاری که با من کار می کرد
زهرا کاظمی را معاینه کرد و گفت که این زخم و خونمردگی تمام اندام جنسی وی را
پوشانده و ناشی از تجاوز جنسی بسیار وحشیانه است. پوست پشت هر دو ساق پایش تکه
تکه شده بود که احتمالا به دلیل اصابت ضربه های سنگین شلاق بود. پنج پارگی روی
یک پا و هفت پارگی روی پای دیگر دیده می شد. شصت پای چپ اش له شده بود.»

همه می دانستند زیبا کاظمی
را شکنجه کرده اند. همه می دانستند زیبا کاظمی مورد تجاوز جنسی قرار گرفته
است. همه می دانستند زیبا کاظمی همچون هزاران زن و مرد آزاده دیگر قربانی
عفریته زشت جمهوری اسلامی شده است. ولی اینکه پزشکی که وی را در آخرین لحظات
زندگی از نزدیک دیده و مورد معاینه قرار داده است به شهادت برخیزد، و به جنایتی
گواهی دهد که بارها و بارها در زندان های رژیم اسلامی در ایران تکرار شده است،
فصل دیگری بر پرونده سیاه رژیم می افزاید.
بی تردید دیر یا زود افراد
دیگر نیز زبان خواهند گشود. نه تنها قربانیان، بلکه مرتکبان و نگهبانان و
زندانبانان و دیگر شاهدان به حرف خواهند آمد. دکتر شهرام اعظم که پس از نزدیک
به دو سال سرانجام توانست همراه با خانواده اش از ایران خارج شود، آغازگر حرکت
انبوه شهادت دهندگان خاموش بر جنایت های پنهان رژیمی است که زن، زیبایی و آزادی
نخستین قربانیان آن بودند که وحشیانه مورد تجاوز قرار گرفتند.
|